استبداد یا ولایت فقیه !

شکارچی سگ خود را بدنبال خرگوشی رها کرد. هر چند سگ درپی خرگوش دوید نتوانست آنرا شکار کند. سگ هس هس زنان از خرگوش پرسید: چطور توانستی از من سبقت بگیری، در حالیکه من از تو سریعتر و قویترم؟! خرگوش در جواب گفت: چونکه من بخاطر خودم می دوم و تو بخاطر کسی دیگر…

تاریخ حتی یک مثال از مادری که فرعونی زائیده باشد ندارد! پس چه کسی فرعونها و دیکتاتورها و استبدادگران را می زاید؟!

با یک دید گزرا بر تاریخ بشر و بافت جامعه ها و سنجش ملتها درمی یابیم که همه ی استبدادگران تاریخ زائیده رحم توده ی مردم مستضعف هستند!..

هرگاه ملتی کمر ذلت خم کرد، سودجوئی برپشت او سوار شده شروع به ادعا تراشی و قدرت نمائی می کند. و هرگاه آن ملت در زیر زنجیر ذلت احساس راحتی کند، و لباس بردگی را بر تنش زیبنده بیند. سودجوی مستبد ادعای فرعون بودن و دیکتاتوریت و نهایتا حتی ادعای خدائی نیز می کند!..

این است تنها زایشگاهی که دیکتاتور به جامعه ی بشریت تقدیم داشته است..

از اینروست که ادیان آسمانی همواره روح آزادی و آزادمنشی را همراه با عدالت وبرابری به جامعه های بشریت وحی می کرده اند.

و دین اسلام در اولین پیامهای خود گوش مستبدین فلک را کر نمود و به صراحت اعلام داشت که؛ انسان موجودی است با کرامت و شرافت و خداوند او را در کالبد عزت آفریده است و کسی حق ندارد او را به بردگی بگیرد.

( وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ) (سوره إسراء آيه 70)

{ ما آدميزادگان را ( با اعطاء عقل ، اراده ، اختيار ، نيروي پندار و گفتار و نوشتار ، قامت راست ، و غيره ) گرامي‌داشته‌ايم ، و آنان را در خشكي و دريا ( بر مركبهاي گوناگون ) حمل كرده‌ايم ، و از چيزهاي پاكيزه و خوشمزه روزيشان نموده‌ايم ، و بر بسياري از آفريدگان خود كاملاً برتريشان داده‌ايم .}

هدف این مقاله در درجه ی اول نقد و بررسی حکومتهای مستبد نیست، بلکه بیدار کردن وآگاهی بخشیدن به توده و ملتها، وداد کشیدن بر سر عقلهای سرمست و خواب آلود است تا از خواب غفلت بیدار شده همه با هم و یکصدا در مقابل هر زورگو و ستمگر و مستبد و دیکتاتور و استعمارگری قد علم کنند.

و چه خوش سروده است دکتر علی شریعتی:» نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟ نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ؟ ولی بسیار مشتاقم ، که از خاک گلویم سوتکی سازد… گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی ، دَم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد . بدین سان بشکند در من ، سکوت مرگ بارم را …!! «.

جایگاه آزادی و ایمان به آن در دین آسمانی تا بدانجاست که خداوند حتی به پیامبرانش این اجازه را نمی دهد که مردم را با زور نیزه و شمشیر و قدرت و قلدری به عبادت و بندگی پروردگار و آفریدگارشان بخوانند.

( لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) ـ سوره بقرة آيه 256 ـ.

{ هیچ اجبار و اكراهي در ( قبول ) دين نيست ، چرا كه هدايت و كمال از گمراهي و ضلال مشخّص شده است ، بنابراين كسي كه از طاغوت ( شيطان و بتها و معبودهاي پوشالي و هر موجودي كه بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف كند ) نافرماني كند و به خدا ايمان بياورد ، به محكم‌ترين دستاويز درآويخته است ( و او را از سقوط و هلاكت مي‌رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است ( و سخنان پنهان و آشكار مردمان را مي‌شنود و از كردار كوچك و بزرگ همگان آگاهي دارد ) .}

به عبارتی دیگر انسان آزاد آفریده شده است و خودش در کمال آزادی و اراده و اختیار خود هر راهی را که می خواهد برمی گزیند و در نهایت خود او باید جوابگوی اختیار خود و استفاده ی درست یا نادرست از عقل و سایر قدرتها و نعمتهای الهی باشد.

و در زمینه ی حکومترانی اسلام اساس و پایه ی استقرار و امنیت عمومی و همه جانبه ی جامعه را درپایبندی به عدالت معرفی نموده است..

( إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعاً بَصِيراً ) ـ سوره نساء آيه 58ـ.

{ بيگمان خداوند به شما ( مؤمنان ) دستور مي‌دهد كه امانتها را به صاحبان امانت برسانيد ، و هنگامي كه در ميان مردم به داوري نشستيد اين كه دادگرانه داوري كنيد. ( اين اندرز خدا است و آن را آويزه گوش خود سازيد و بدانيد كه ) خداوند شما را به بهترين اندرز پند مي‌دهد ( و شما را به انجام نيكيها مي‌خواند ) . بيگمان خداوند دائماً شنواي ( سخنان و ) بينا ( ي كردارتان ) بوده و مي‌باشد ( و مي‌داند چه كسي در امانت خيانت روا مي‌دارد يا نمي‌دارد ، و چه كسي دادگري مي‌كند يا نمي‌كند ) }

تنها در سایه عدالت است که هر شهروندی به حقوق خود دسترسی پیدا می کند، و در سایه ی عدالت مفاهیمی چون تکافل و تکامل اجتماعی رشد خواهند کرد و شهروندان چون اعضای یک جسم در کنار هم رشد می کنند، و آنچه فردوسی از مفاهیم اسلام ترجمه کرده نشانگر آن است:

بنی آدم اعضای يکد يگرند. که در آ فرينش زيک گوهرند.

چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

وبرای رسیدن به عدالت اسلام با همه ی مفاهیم فردسالاری، و استبداد، و حکومت یک شخص یا حزب بر توده ی مردم در ستیز بوده، و راه تحقق یافتن عدالت و استقرار را در نظام شورائی دانسته است.

( وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ) ـ سوره شورى آيه 38 ـ.

{ و كسانيند كه دعوت پروردگارشان را پاسخ مي‌گويند ، و نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند ، و كارشان به شيوه رايزني و بر پايه مشورت با يكديگر است ، و از چيزهائي كه بديشان داده‌ايم ( در كارهاي خير ) صرف مي‌كنند .}

و این همان چیزی است که تجربه ی زندگی بشر آنرا در این مثال عربی خلاصه کرده است. (الظلم إن دام دمر.. والعدل إن دام عمر)

ظلم و ستم اگر دوام بیاورد باعث تباهی می شود، و عدل و دادگری اگر دوام داشته باشد باعث عمران و سازندگی می گردد!

از اینروست که اسلام همواره روح مقاومت وعزت و کرامت را به افراد جامعه تزریق می کند. مؤمن در دیدگاه اسلامی بنده و تابع فرمان الهی است، و بردگی و غلامی هیچ انسانی را نباید بپذیرد. و از دیدگاه این دین آزادمنش و برده ستیز، و ویرانگر کاخهای استبدادگران، و این دینی که پوزه دیکتاتورها و فرعونهای مستبد را همیشه بخاک مالیده است. مظلوم و ستمدیدگانی که با پذیرفتن ذلت و خواری باعث می شوند انسانهایی سودجو و جاه طلب بر گردن مردم سوار شوند مورد نکوهش قرار گرفته، با همان آتشش که سزای ظلم فرعون صفتان است مجازات می شوند!

در مورد ظالم ستمگر و مستبد می گوید: ( فَأَمَّا مَن طَغَى* وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى ) ـ سوره نازعات آيه 37- 39 ـ.

{ امّا آن كسي كه طغيان و سركشي كرده باشد . و زندگي دنيا را ( برگزيده باشد و بر آخرت ) ترجيح داده باشد . قطعاً دوزخ جايگاه ( او ) است .}

و در مورد افرادی که ظلم و ستم را پذیرفته و باعث طغیان و گردن کشی مستبدان دیکتاتور شده اند می گوید:

( وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ) ـ سوره هود آيه 113 ـ.

{ و به كافران و مشركان تكيه مكنيد ( كه اگر چنين كنيد ) آتش دوزخ شما را فرو مي‌گيرد ، و ( بدانيد كه ) جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد ( تا بتوانند شما را در پناه خود دارند و شر و بلا و زيان و ضرر را از شما به دور نمايند ) و پس از ( تكيه به كافران و مشركان ، ديگر از سوي خدا ) ياري نمي‌گرديد و ( بر دشمنان ) پيروز گردانده نمي‌شويد .}

ودر آیه مبارکه 97 سوره نساء به مستضعفین چنین گفته می شود:

(إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيراً)

{ بيگمان كساني كه فرشتگان ( براي قبض روح در واپسين لحظات زندگي ) به سراغشان مي‌روند و بر خود ستم كرده‌اند ، بديشان مي‌گويند : كجا بوده‌ايد؟ گويند : ما بيچارگاني مستضعف در سرزمين ( كفر ) بوديم . گويند : مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن ( بتوانيد بار سفر بنديد و به جاي ديگري ) كوچ كنيد ؟ جايگاه آنان دوزخ است ، و چه بد جايگاهي و چه بد سرانجامي !}

ظلم و ستم از دیدگاه اسلام در شراست و کراهت و زشتی مانند کفر است. و خداوند آنرا نه تنها بر بندگانش حرام و ممنوع کرده، بلکه بر خود نیز ظلم و ستم را ممنوع کرده است.

( إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) ـ سوره يونس آيه 44 ـ.

{ خداوند هيچ به مردم ستم نمي‌كند ، بلكه اين مردم هستند كه ( با اختيار كفر و ترك ايمان ) به خويشتن ستم مي‌نمايند .}

و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) برترین جهاد را سخن حق در برابر پادشاهی ظالم و ستمگر معرفی کرده است.

وقتی سخن از استبداد و دیکتاتوریت می شود؛ منظور از آن خودخواهی و انانیت و خودپرستی حکومتهاست. چرا که در سایه ی این حکومتها انسان به پست ترین و ذلیل ترین موجودات روی زمین تبدیل می شود.

و در اصطلاح سیاسی استبداد یعنی تصرف آزادانه و بلا حدود فردی یا گروهی در حقوق ملتی، بدون ترس و واهمه از بازجوئی و حساب پس دادن.

رهبر حکومت مستبد را؛ جبار، فرعون، طاغوت، حاکم مطلق، ولی فقیه مطلق و.. می نامند. نامهایی تماما در تضاد با نامهایی چون؛ عادل و دادگر و مسئول و قانونی، و تابع دستور!

وملتی را که زیر شلاق استعمار کمر خم می کند را می توان: اسیر، مستضعف، بدبخت، رنجدیده، ذلیل و خوار، و ستمکش وکلماتی دیگر که با عناوینی چون: آزاده، دلیر، زنده، با عزت و شرف و… در تضاد است، نامید!

استبداد نقطه مشترک نکوهش همه ی دیدگاههایی است که برای انسان ارزش قائلند، و از آن به عنوان یک بیماری صعب العلاج یاد می کنند. و هر دیدگاهی با تصور خود علاجی پیشنهاد می کند. بطور مثال:

از نقطه نظر مادیها: بیماری: قدرت است. وعلاجش: مقاومت با آن..

از دیدگاه سیاسی: بیماری؛ به بردگی گرفتن مردم است. و علاجش؛ بازگرفتن آزادی..

از دید حقوقی: بیماری؛ دست درازی و چپاول حکومت بر قانون است. و علاجش؛ قانون بالای قدرت..

از دید مردان خدا: بیماری؛ در قدرت با خداوند خود را شریک دانستن است. و علاجش؛ یگانگی خداوند.

دلیر می گوید: مرض گردنها را بسوی زنجیر دراز کردن است. و علاجش؛ به ذلت تن ندادن..

با فرهنگ می گوید: مرض؛ بی مهار بودن سردمداران است. و علاجش؛ دست و پاهایشان را با زنجیرهای سخت بستن..

مرد آزاده می گوید: مرض؛ به ناحق بر مردمان تکبر ورزیدن است. و علاجش؛ پوزه ی متکبران را به زمین مالیدن.

ایثارگر می گوید: مرض؛ دوستی با دنیاست. و علاجش؛ عشق ورزیدن به آخرت..

( از کتاب: طبائع الاستبداد و مصارع الاستعباد. اثر/ عبد الرحمن الکواکبی. ص/36)

امروزه که زمان معجزه ها سپری شده، و آخرین پیامبر با دمیدن روح آزادمنشی در کالبد انسانیت رخت از جهان بربسته، معجزه ی روز همین آزاد مردان فهمیده و همین عقلهای بیدار جامعه است، که در کنار مشتهای گره کرده ای که شعار «مرگ بر دیکتاتور» سرمی دهند، در پی بیداری جامعه، وآگاه کردن آن به تعالیم زنده و سازنده دین مبین اسلام، و رها ساختن عقلها از قید و بند مذهبی که آخوندهای جاه طلب و شهوتران صیغه ای صفوی برای مردم تراشیده اند، و عقلها را در چهارچوب مرده پرستی و نوحه سرائی وروضه خوانی، ولعن و نفرین به گذشتگان زندان نموده اند، هستند.

امروز که بت ولایت فقیه در ایران زمین شکسته شده است، و قداست دروغین آخوندها زیر پای عقلهای آزادمنش افتاده است. جای دارد جامعه ی ما، و جوانان پرشور به ندای آزادی قرآن و مدرسه ی کرامت و عزت آن لبیک گویند و در سایه قرآن جامعه ای نمونه والگویی زنده از آزادی به بشریت تقدیم دارند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: