تنها کتابی که هر انسانی باید آنرا بخواند!

چند روز پیش مطلبی در بعضی رسانه های مجازی توجه مرا به خود جلب کرد که کنجکاو شدم بدانم «صد کتابی که پیش از مرگ باید خواند» چیست؟ با مرور نام این صد کتاب دیدم متأسفانه بیش از نود در صد لیست پیشنهادی از نویسندگان مختلف غربی است و فقط ده در صد آن متون معروف فارسی است که با وجود تنوع فرهنگی در این فهرست هیچکدام به مرگ و حیات انسان بستگی و توجه ندارد.

و اگر فرض کنیم که شخصی بدون خواندن این صد کتاب از این جهان برود و به آغوش مرگ بشتابد هیچ گونه مشکلی برایش بوجود نخواهد آمد و اگر همه این کتاب ها را بخواند و حتی حفظ کند باز هم در سرنوشت آینده او تأثیر خاصی نخواهد گذاشت.

بنده با احترام به سلیقه ایشان و باور بر نقش کتاب و فرهنگ در زندگی دوست دارم خدمت این دوست فرهنگی خوش ذوق و خوش طبع و سایر عزیزان کتابی را معرفی کنم که بدون استثناء خواندن و نخواندن این کتاب قطعا و یقینا برایشان اهمیت فروان دارد! بلکه با یقین و باور کامل عرض می کنم و سوگند می خورم که هر کس این کتاب را نخواند و به آن ایمان نیاورد در تمام زندگی آینده خود که پس از مرگ شروع می شود و پایان ناپذیر است پشیمان خواهد شد و همیشه پشیمان خواهد ماند. اما آن پشیمانی برایش سودی نخواهد بخشید! و اگر این کتاب را بخواند و به آن ایمان بیاورد و با او انس بگیرد همیشه همیشه رستگار خواهد شد و سعادت و خوشبختی دائمی و ابدی هرگز او را رها نخواهد کرد!.

کتابی که هیچ جن و انسی نیست که آنرا خوانده و از او اثر نگرفته باشد! از هنگام نزول تا کنون هیچ نمونه ای وجود ندارد که کسی این کتاب را خوانده و با آن انس گرفته باشد و از خواندن آن پشیمان شده باشد! و هیچ انسان عاقلی در جهان وجود ندارد که یکبار این کتاب عجیب و شگفت انگیر را خوانده باشد و با آن مأنوس نشده و جذب و گرویده اش نگردیده و به آن ایمان نیاورده باشد!.

جنیات از شنیدن آن شگفت زده شدند «إنا سمعنا قرآنا عجبا» ما کلام شگفت انگیزی شنیدیم که «یهدی إلی الرشد» به سوی خوشبختی و رستگاری هدایت می کند!.

اسم این کتاب قرآن کریم است، به تعبیر دقیق تر دستور زندگی، منشور زندگی، راهنمای بشر، کاتولوگ انسانیت، روش استفاده درست از انسان! تضمین نامه سعادت! ضمانت نامه خوشبختی! کتاب عشق کتاب محبت، کتاب دوستی، کتاب صلح، کتاب عدالت، کتاب شگفتی ها، کتاب علم و دانش، کتاب تاریخ، کتاب داستان، کتاب تنهایی، از بین برنده غمها و افسردگی ها! مسکن دردها، دور کننده رنجها! درمان کننده ناراحتیها! شفا بخش بیماری ها، صیقل دهنده زنگارها، ازبین برنده دشمنی ها، معلم عشق و ادب و اخلاق ومعرفت، مربی کوچک و بزرگ و با سواد و بی سواد، یار و مونس تنهایی ها، دوست دلسوز هر پیر و جوان، یار و یاور همیشه همراه، استاد و مرشد هر راهیاب و گمراه، هرچه گفته شود کم گفته شده و هرچه نوشته شود کم نوشته شده است.

(إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم و یبشرالمؤمنین) یقینا این قرآن به بهترین و استوار ترین راه هدایت می کند و به مؤمنان مژده می دهد!.

آری تنها کتابی که انسان را به بهترین و سالمترین و پاکترین و راست ترین و تضمین شده ترین راه هدایت می کند همین کتاب یعنی قرآن کریم است زیرا قرآن کریم این قدرت و توانایی و درایت و صلابت و ضمانت را از بشر نگرفته از هیچ انسانی نیاموخته از هیچ مخلوقی بدست نیاورده چه همه مخلوقات بشمول فرشتگان و پیامبران علیهم السلام نمی توانند همانند خالق تضمین بدهند.

مؤلف و نویسنده و مبتکر و نازل کننده این کتاب خود ذات یگانه و یکتا و دانا و توانایی است که هیچ شبیه و شریک و مثل و مانندی ندارد، در تمام کائنات یکه و تنها است و هیچ نقص و عجزی متوجه او نیست نه خوابی نه بیماری نه مرگی و نه هیچ گونه قصور و کاستی و عیبی، و لهذا او با تمام قدرت کتابش را تضمین کرده است که «إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون» یقینا ما نازل کردیم این کتاب را و ما خود آنرا حافظیم.

چنین لحن متکبرانه منحصر به فردی فقط مخصوص ذات یکتا و یگانه الله است که برتر و بالاتر و حتی مثل و شبیه و نزدیک به او هم کسی وجود ندارد او در ذات و تمام صفاتش یگانه و یکتاست و لذا یکی از صفاتش تکبر است تکبر برای من و شما عیب است اما برای ذاتی که حقیقتا برتر و بالاتر و یکتا و یگانه است مدح وستایش است پس ضمانت این ذات در باره کتابش ضمانت معمولی نیست هیچ متنی را نمی توانید بیابید که در او عیب و اشکال و نقص و اختلاف نسخه و غیره وجود نداشته باشد، قرآن تنها کتابی است که هیچ نسخه دیگری ندارد هیچ عیب و اشکالی در آن وجود ندارد هیچ مثل و مانندی برایش ساخته نشده با وجود تلاشهای فراوان، و با وجود دشمنان فراوان با وجود قرنهای متمادی و استمرار این نبرد و چالش تا کنون طبق تحدی و چلنج قرآن کریم حتی یک آیه و یک سوره کوچک هم مانند آن آورده نشده و تا قیامت هم آورده نخواهد شد!.

آری قرآن کریم برای تمام لحظات عمر و زندگی من و شما و هر انسانی در این کره خاکی برنامه ریزی کرده است، انسان موفق و پیروز و رستگار و خوشبخت کسی است که تمام لحظات عمرش را طبق برنامه قرآن یعنی دستور زندگی و راهنمای بشر سپری کند، بزرگترین انسان روی زمین هم که به نظر من و شما خیلی خوشبخت و موفق است و ابتکار و خلاقیت فوق العاده دارد و اکتشافاتش خیره کننده است اگر پایبند قرآن و دفترچه راهنمایی آسمانی خودش نیست در واقع او بدبخترین انسان روی زمین است!.

ادیسون و گراهانبل قطعا خدمات فراموش نشدنی به بشریت انجام داده اند و امروز تمام جهان از نور و انرژی برق و تلفن استفاده می کنند، اما همه این خدمات بدون ایمان و باور و یقین به قرآن کریم و خالق آن در زندگی حقیقی ارزشی ندارد! غواصی به عمق اقیانوس ها و سفر به اوج کهکشانها، و شکافتن اتم، و ابتکار و اکتشافات جدید و جدیدتر بدون ایمان به الله و کتاب عزیزش قرآن کریم هیچ ارزش معنوی ندارد! تمام قدرتهای اتمی و سلاحهای پیشرفته بشر و علم و دانش و تکنولوژی نوین و سیستم های پیچیده امنیتی و هر آنچیزی که برای انسان شگفت انگیز و خیره کننده است در برابر قدرت و عظمت خداوند یکتا و متعال و خالق و مدبر زمین و آسمان صفر است از ازل چنین بوده و تا ابد چنین خواهد ماند.

در گذشته نیز انسان گرچه کم سوادتر از امروز بوده اما ابتکارات فوق العاده داشته است، آثار خلاقیت های انسان کهن، امروز هم برای ما کوچولوهای قرن بیست و یکم شگفت انگیز است، اهرام مصر و منار جنبان اصفهان، و مدائن صالح و دهها اعجوبه دیگر امروز هم چشم مدعیان و شیفتگان دانش بشر را خیره کرده است و (تنحتون من الجبال بیوتا) خداوند قرنها پیش فرموده شما از کوهها خانه می تراشید! مدائن صالح در عربستان که هنوز جهان گردان و گردشگران از آن غافل مانده اند هنر بی مثالی است که نه تنها هنر که اوج قدرت فیزیکی بشر را نیز به نمایش می گذارد!

به هر حال سخن کوتاه می کنیم که تنهاکتاب لازم برای هر انسان در این جهان فقط قرآن کریم است که توصیه می کنیم آنرا حتما یک بار دقیق و با ترجمه ای سالم به طور کامل و با دقت و تأمل از اول تا آخر بخوانید مطمئن هستم که ضرر نخواهید کرد این توصیه را به همه می کنم حتی به مسلمان زاده ها و بلکه به قاریان قرآن و مدعیان علم و دانش دینی!.

همین دیشب با یکی از زائران خانه خدا در مکه مکرمه گفتگو می کردیم می گفت من قاری قرآن هستم و در محافل مختلف قرآن قراءت می کنم و مردم هم خوشحال می شوند و سرتکان می دهند و تشویق می کنند اما تا کنون هیچگاه به معنی قرآن توجه نکرده ام!.

چقدر ظلم و ستم است که ما مدعیان علم قرآن هم از قرآن بیگانه باشیم! و اگر به ظاهر آشنا هم باشیم این آشنایی صرفا جنبه ریایی و تشریفاتی داشته باشد! مبادا در روز قیامت مورد باز خواست قرار گیریم و پیامبر گرامی مان صلی الله علیه وسلم از ما شکایت کنند «و قال الرسول یارب إن قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا» و پیامبر صلی الله علیه وسلم در قیامت خواهد فرمود ای پروردگار من! قوم من در حقیقت این قرآن را ترک کردند.

امروز متأسفانه قرآن متروک است، حتی در حوزه ها و مراکز علمی و آموزشی هم متروک است و متأسفانه اخیرا حیله محافل انس با قرآن که در کشور رواج یافته (ظاهره فیه الرحمه و باطنه من قبله العذاب) است! آری به ظاهر محفل انس با قرآن است و انس با معانی و مفاهیم قرآن! اما شگفت انگیز است که این راه و وسیله و بهانه و راهکار جدیدی شده است برای تحریف کنندگان معنوی قرآن کریم که خرافات و مزخرفات ضد قرآن و ضد عقل خود را در لباس انس با قرآن و مفاهیم قرآن به خورد مردم بدهند!.

خدایا! شاهد باش که ما اتمام حجت کردیم و به بندگانت ابلاغ کردیم و گفتیم که این محافل انس با قرآن هنگامی حقیقتا انس با قرآن و با مفاهیم قرآن خواهد بود که هر فرد مسلمان خودش با عقل سالم کتاب خدا را که در واقع راهنمای اوست از اول تا آخر بدون دخالت و تحریفات مغرضان و بدعت گذاران بخواند! و با دقت و تأمل معانی و مفاهیم آنرا بفهمد و درک کند «أفلا یتدبرون القرآن أم علی قلوب أقفالها». آیا در قرآن تدبر نمی کنند، یا اینکه بر دلهایشان قفل خورده است؟!.

بعضی ها که قرآن و فهم و تدبر قرآن را مانع مصلحت های زود گذر دنیوی خویش می دانند و می فهمند که اگر مردم به قرآن مراجعه کنند بازار خرافات و مزخرفات و موهومات و در نتیجه سود جویی آنها کساد می شود و گنبدها و بارگاهها و نذرخانه ها و صیغه خانه ها (یا خانه های عفاف!) خلوت می شود و دیگر کسی خمس نخواهد پرداخت و مفت خواری را ترویج نخواهد کرد لذا بهانه تراشی می کنند و قرآن کریم را آنقدر صعب و دشوار جلوه می دهند که هیچ کس قادر به فهم آن نخواهد بود! و با تلبیس و دروغپردازی قرآن را غیر قابل فهم و دور از ذهن و عقل و قلب عموم بشر و مسلمین معرفی کرده اند!.

در حالیکه خداوند این کتاب را برای همه انسانها فرستاده و فهم آن را برای همگان آسان کرده است «و لقد یسر القرآن للذکر فهل من مدکر» یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم آیا هست کسی که پند بگیرد؟! این آیه را خداوند چهار مرتبه در یک سوره تکرار فرموده است تا در ذهن همگان جای گیرد و به تعبیر مقوله عربی اذا تکرر الکلام تقرر فی القلب هرگاه سخن تکرار شود در قلب جای خواهد گرفت و نهادینه خواهد شد.

شما هم حد اقل چهار مرتبه این آیه کریمه را با دقت و تأمل بخوانید و ترجمه فارسی آنرا تکرار کنید: «و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر» یقینا ما قرآن را برای پندگرفتن آسان کرده ایم پس آیا هست کسی که پند بگیرد؟.

شکی نیست که در قرآن کریم در صد کمی از آیات گرامی اش جزو متشابهات و فهم آن صعب و دشوار است و الزاما هر شخصی مکلف نیست که همه جزئیات قرآن را حل کند و بفهمد و خوشبختانه آن بخش دشوار را علمای ماهر و متخصص حل کرده اند و در تفاسیر معتبر درج شده است و طبعا هر کتابی را که شما بخوانید بخشی از محتوا و مصطلحات آن برای شما دشوار خواهد نمود که اگر خیلی برای شما مهم باشد به فرهنگ و لغت نامه و شروحات مراجعه می کنید و إلا اگر مشکل شما حل شد از کنارش رد می شوید.

آنچه برای عموم مسلمین و مخاطبین قرآن مهم است محتوای کلی قرآن کریم است که قطعا هر انسان عاقل و لو با سواد اندک از خواندن متن و ترجمه فارسی قرآن کریم لذت خواهد برد و مقصود اصلی قرآن را درک خواهد کرد.

مثلا سوره فاتحه یا الحمد که هر مسلمان حد اقل 17 مرتبه در شبانه روز آنرا در نمازهای خودش تکرار می کند کجایش به تخصص نیاز دارد؟:

(بسم الله الرحمن الرحيم» به نام خداوند بخشنده مهربان «الحمدلله رب العالمين» تمام ثناء و‌ ستايش‌ شايسته‌ خداوند است‌ «الرحمن الرحيم» که بسيار بخشنده‌ و مهربان‌ است «مالك يوم الدين» مالك‌ روز جزاست «إياك نعبد و إياك نستعين» تنها تو را مي‌پرستيم‌ و تنها از تو كمك و استعانت مي جوييم «إهدنا الصراط المستقيم» ما را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ فرما «صراط الذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين» راه‌ كساني‌ كه‌ به‌ آنان‌ نعمت‌ ارزاني‌ داشته‌اي، نه (راه) كساني‌ كه‌ مورد خشم‌ تو قرار گرفته‌اند و نه راه گمراهان)

فهم این هفت آیه نیازمند تخصص است؟! و شناخت ظاهر و باطن می خواهد؟! اما فهم همین هفت آیه برای هر مسلمان توشه بزرگ و موفقیت چشم گیری است چون در همین سوره با کلی مطالب و مفاهیم توحیدی آشنا می شود.

در آیه اول می آموزد که ثنا و ستایش فقط از آن یک ذات یگانه و یکتاست که پروردگار جهانیان است با همین یک آیه کافی است که تعظیم ها و کرنش های مشرکانه و چاپلوسی های شخصیت شکن خود را از غیر خدا دریغ بدارد و جز در برابر ذات بی همتای او تعظیم و کرنش نکند! چون فهمید که هرگونه حمد و ثنا و ستایش و تعظیمی مخصوص یک ذات است و آن الله رب العالمین است.

در آیه بعدی رب العالمین را معرفی می کند: همان ذاتی که رحمن و رحیم است و همانی که مالک و اختیار دار روز جزا یعنی روز قیامت است. پس در ادامه تعظیم و کرنش و ستایش الله چند صفت دیگر او را هم شناخت که پرودگارش بخشنده و مهربان است پس غیر الله هیچکس قدرت و توانایی بخشندگی را ندارد! حتی اگر بخواهد، آنکه بر همه می بخشد در دنیا بر کافر و مؤمن و در آخرت فقط برای مؤمن می بخشد و کافر و منکرش را در آنجا محروم می کند او فقط ذات الله است همان رب العالمین یعنی پرورش دهنده جهانیان.

و در آیه بعدی صفت دیگری را شناخت که ذات مورد ستایش او اختیار دار روز جزاست پس در قیامت یک ذات است که بهشت و دوزخ تقسیم می کند فقط او اختیار روز جزا و اختیار بهشت و دوزخ را دارد هیچ کس دیگری اختیار تقسیم بهشت و دوزخ را ندارد نه علی و نه هیچ بنده نیک خدا نمی تواند بهشت و دوزخ تقسیم کند. پس این ادعایی که می گویند علی قسیم الجنه و النار است دروغ محض و از بدترین انواع غلو و افراط در حق بندگان نیک خداوند است.

در آیه بعدی بیت القصید و مقصود اصلی را بیان می کند و به انسان می آموزد که روزی حد اقل هفده مرتبه تکرار کند و این تعهد خودش را با رب و پروردگار خود اعلان نماید که إیاک نعبد و إیاک نستعین خدایا تنها ترا می پرستیم و تنها از تو کمک و استعانت می جوییم. آن هم با صیغه جمع که گویا این تعهد فردی نیست بلکه جمعی است و در عین حال دعوت است به دیگران که با خواندن یک نفر سایر شنوندگان و حضار نیز تعهد می سپارند که خدایا تنها ترا می پرستیم و تنها از تو کمک و استعانت می جوییم، طبیعی است که وقتی بنده مسلمان و مؤمن ترجمه این کلمات را بخواند و در آن دقت و تأمل کند پرسشهای بسیاری ذهن او را به خود مشغول خواهد کرد!

تنها ترا می پرستیم؟! یعنی غیر تو هیچ کسی شایسته پرستش نیست؟! تنها از تو کمک و استعانت می جوییم؟! پس غیر از تو هیچ کس دیگری شایسته کمک خواستن و قادر به کمک کردن نیست؟! پس این همه قبر و گنبد و بارگاه اولیاء و دوستان خدا و امام و امامزاده! چی؟! این که ما هر روز می گوییم یا حسین و یا علی و یا مهدی ادرکنی چی؟! ادرکنی یعنی به دادم برس! عجب! مگر ما با خدا تعهد نسپردیم که کمک و استعانت تنها از او می جوییم؟! پس علی و حسین و فاطمه و سایر دوستان خدا که اونها نیز بندگان خدا هستند و اونها نیز همین تعهد را داشته اند و از خدا کمک می خواسته اند چگونه شایسته و ممکن و جایز است که به داد ما برسند؟!.

اینجاست که در تأویلات باطل و ترویج خرافات و مزخرفات ضد عقل و ضد دین باز می شود: طول و عرض! و حقیقی و مجازی! توسل و وسیله و شفاعت و نذر و درآمد و برچسب و مترسک و غیره پا باز میکند! و عده ای علوی وولایتی و عده ای دگیر سنی و وهابی می شوند! چرا؟! چونکه این آیات کوتاه و مقرری روزمره فاصله ایجاد می کند راه درآمد را می بندد و مشتری ها را فراری می دهد!

پس تا اینجا ملاحظه کردید که خواندن ترجمه سوره فاتحه هیچ تخصص و مهارت در ظاهر و باطن نیاز ندارد! در آیه بعدی آموزش دعاست دعای آسمانی دعای الهی! دعای قرآنی، دعای بدون معرکه گیری! إهدنا الصراط المستقیم خدایا ما را به راه راست هدایت کن! عجب! ما که آخر خطیم! اسلام و قرآن را که همه باید از ما بیاموزند! ما چگونه از خدا می خواهیم که به راه راست هدایتمان کند؟! آری این دعا و طلب و خواهش و تمنا هر روز 17 بار تکرار می شود! که خدایا ما را به راه راست هدایت کن طبیعی است که یک مسلمان ساده و بی آلایش و دور از بازی های حرفه ای وقتی با دقت و تأمل این دعا را بخواند از خود خواهد پرسید که مگر ما بر راه راست نیستیم؟! مطلوب و مقصود آیه هم همین است که ما هر روز این پرسش را از خود داشته باشیم و عقاید و باورهای خود را باز خوانی کنم که مبادا راه ما اشتباه باشد پس آن صراط مستقیم کدام است؟! که اگر ما آنرا شناخته ایم پس خدایا ما را بر آن ثابت و استوار بدار و گرنه به ما نشان بده.

خود قرآن، در همین سوره فاتحه یا الحمد توضیح می دهد صراط الذین أنعمت علیهم راه کسانی که تو بر آنها نعمت بخشیدی. این پرسش مهمی است که حتما انسان مؤمن خواهد پرسید که اون کسانی که تو بر آنها نعمت بخشیدی چه کسانی هستند! از آنجایی که قرآن کریم بخش عمده ای از مبهمات خود را خودش توضیح و تفسیر می کند پاسخ این پرسش را در سوره نساء آیه(69) داده است:

(و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا) «و هر كس‌ از خدا و پيامبر اطاعت‌ كند، در زمره‌ كساني‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ايشان‌ نعمت‌ داده‌ است؛ اعم‌ از پيامبران‌، صديقان، شهيدان‌ و صالحان‌ و آنهاچه‌ همراهان‌ و دوستان‌ نيكويي‌ هستند».

پس کسانی که خداوند بر آنها نعمت بخشیده پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان هستند!.

پس در این دعای کوتاه که خداوند خودش لطف فرموده و به ما آموخته اول راه راست و یا صراط مستقیم را مطرح فرموده و سپس توضیح داده که این صراط مستقیم قبل از شما نیز رهروانی داشته است که آنها الگوی شما هستند پس آنها را الگوی خود قرار دهید و این را بدانید که الگوهای شما مظهر علم و عمل بوده اند و از شما نیز همین چیز مطلوب است که علم بیاموزید و به آن عمل کنید زیرا این صراط مستقیم انسانهای ناپاک را در خود نمی پذیرد مگر اینکه از ناپاکی توبه کنند و پشیمان شوند.

در پایان سوره دو نمونه از اقشار ناپاک جامعه را معرفی می کند یکی عالمان بی عمل و دیگر عاملان بی علم و جاهل، مغضوب علیهم یعنی غضب شدگان که مصداق اولش یهود یعنی علمای نیرنگ باز و تحریف گر و دروغگو بودند که علم داشتند و به علمشان عمل نکردند! و ضالین یعنی گمراهان که مصداق اولش نصارا یا مسیحیان کاذب و تحریف گر و جاهل بودند که بدون علم ادعای رهبانیت و پارسایی و تقوا و دینداری داشتند!.

پس در این دعا ما هر روز حد اقل 17 مرتبه از خداوند می خواهیم که ما را به راه راست هدایت کند نه راه غضب شدگان و گمراهان و یا اینکه ای خدا راهی که ما از تو می خواهیم جدا از راه غضب شدگان و گمراهان است پس این نیز یک تعهد ضمنی است که هر مسلمان و مؤمن با پروردگارش هر روز تکرار می کند که خدایا اولا ما از اهل علم و دانش خواهیم بود و دوم اینکه ما خواستار علم و دانشی هستیم که به آن عمل کنیم نه علمی که سبب غضب تو بر ما گردد.

پس خواندن سوره فاتحه یا سوره الحمد یا سبع المثانی (هفت آیه مکرر) و ترجمه فارسی آن نیازی به تخصص و دانش و مهارت فوق العاده ندارد که کلید آن در اختیار مدعیان ناخالص و ریاکاران سودجو و تاجران دین باشد!.

قرآن کتاب هدایت است و هدایت برای همگان رایگان است چگونه ممکن است که خداوند دستور دهد شما از خدا هدایت بخواهید و بر صراط مستقیم و شاهراه بزرگ توحید و یکتا پرستی و صلح و عدالت و محبت گام بردارید اما کتاب هدایت و منشور زندگی هدایت را آنقدر مشکل و مغلق و پیچیده و مبهم کند که هیچکس آنر نفهمد!.

ما که ایمان داریم خداوند عادل است پس مقتضای عدل او این است که زمینه استفاده از کلام با عظمت و سرنوشت سازش برای همگان میسر باشد اگر سرنوشت همیشه بشریت و یکایک انسانها به این کتاب و محتوای آن وابسته است که قطعا هست پس چرا باید برای همگان قابل فهم نباشد؟!.

این صحنه سازی مثل این است که شما به کسی بگویید سرنوشت آینده شما به این بخشنامه رسمی بستگی دارد زندان، آزادی یا اعدام! اما این بخشنامه به زبانی و با اصطلاحاتی نوشته شده که شما هرگز قادر به فهم آن نخواهی بود!! اینکه عین ظلم و ستم است و خداوند از ظلم و ستم پاک است.

پس قرآن کتاب هدایت است و فهم آن برای همگان میسر است زیرا آینده لا متناهی هر انسان به همین کتاب یعنی قرآن کریم بستگی دارد، چون هر انسانی باید خودش زندگی آینده خود را رقم بزند و نحوه ساختن زندگی آینده و حصول هدایت رایگان در این کتاب نوشته شده است پس بنابراین هر انسانی پیش از مردن یعنی همین امروز زیرا تاریخ مردن هیچ کس مشخص نیست باید این کتاب عزیز و مهم و شگفت انگیر و اسرار آمیز و خواندنی را حد اقل یک بار از اول تا آخر با ترجمه فارسی یا هر ترجمه دیگری که او را در فهم این کتاب بزرگ و مهم یاری می کند بخواند تا از محتوای دفترچه راهنمای خودش مطلع گردد و إلا به همین زودی پشیمان خواهد شد.

فرض می کنیم که آقا یا خانمی می گوید من اصلا به این کتاب و فرود آورنده آن ایمان ندارم پس چرا آنرا بخوانم! بنده به عنوان یک کتاب دوست و کتاب خوان پیشنهاد می کنم برای سرگرمی و اطلاع هم که شده شما یک بار این کتاب را بخوانید، بهترین داستانهای تاریخی را در آن خواهید یافت و با شگفتیهای فراوانی آشنا خواهید شد!.

امروز بسیاری از غربی ها قرآن را به عنوان یک کتاب سرگرمی می خوانند شما نیز اگر ایمان ندارید و اهل دین و خدا و امر و نهیش نیستید حداقل به عنوان یک کتاب سرگرم کننده آنرا بخوانید مطمئن هستم که چند ماهی شما را سرگرم خواهد کرد! شیوایی و روانی و جذابیت قرآن به گواهی صدها و هزاران انسانی که حتی بدون ایمان آنرا خوانده اند بی نظیر است! آزمایش کنید با دنیای جدیدی آشنا خواهید شد، از همین امروز شروع کنید.

توصیه دیگر من این است که گلچین نکنید و از زبان دیگران هم نشنوید مستقیما خود قرآن را بخوانید و کامل بخوانید از اول تا آخر البته یکبار کافی نیست برای سرگرمی هم یکبار کافی نیست و سعی کنید از میان ترجمه های فارسی ترجمه ای را انتخاب کنید که پاورقی اصلا نداشته باشد و تو پرانتزی هم خیلی کم داشته باشد، چون شما می خواهید مستقیما خود قرآن را بفهمید و نه دیدگاه دیگران را. و این طبیعی است که پاورقی ها و توپرانتزی ها غالبا دیدگاه دیگران است.

نظر خاور شناسان در باره قرآن

يكي از شگفتیهای قرآن کریم این است که حتی دشمنانش نیز در برابر عظمت این کتاب معجز تسلیم هستند! اما در عین حال بسیار دردناک است که مدعیان ایمان و اعتقاد به این کتاب با عظمت از شناخت و فهم وحتی معنی لفظی آن غافل و بی خبرند! در اینجا توجه شما را به دیدگاه خاورشناسان غربی جلب می کنیم که قرآن را چگونه شناخته اند تا شاید مسلمان زاده های ما کمی به خود آیند و با قرآن کریم آشتی کنند! به ظاهر که قهر نیستند اما در واقع قهر و بلکه بیگانه اند:

نظر یاکوب ادوارد پولاک درباره قرآن

انجیل هایى که با این مخارج هنگفت چاپ و تجلید و به صورت رایگان به گیرندگان [مسلمانان] اهدا شده است، بلافاصله از جلد جدا مى‏شود و در بازار به جاى کاغذ باطله مصرف مى‏گردد. سبک ساده انجیل به طبع شرقى ها خوش نمى‏آید، آنها کلمات مطنطن و مسجع و مقفا را که کشنده فکر و معنى و مضمون است مى‏پسندند. البته روشن است که سبک ساده انجیل مانع از رویکرد ایرانیان و بلکه مسلمانان به سوى آن نشده است، بلکه تحریفات و سخنان ناروایى که در عهد جدید و عهد عتیق (تورات و انجیل) راه یافته، سبب دورى مسلمانان از این کتاب مقدس شده است. جذاب بودن قرآن نیز به سبب کلمات مطنطن و مسجع آن نیست، بلکه حقایق جاوید و مطالب مطابق عقل و فطرت این کتاب آسمانى، در قالب بهترین و شیواترین جملات، دل از حق جویان ربوده است.1

نظر کینت گریک درباره قرآن

وقتى که من براى اولین مرتبه قرآن را گشودم و تحت تأثیر آن قرار گرفتم ، تصور نمودم اثرى که آن کتاب در من کرده ، استثنایى است و در سالهاى بعد که با چندین نفر از مترجمین قرآن به زبانهاى اروپایى مکاتبه کردم و بعضى از آنها را نیز دیدم ، دریافتم تأثیرى که خواندن قرآن در ما اروپاییان مى کند ، همگانى است ؛ اما مشروط بر اینکه قرآن در متن اصلى خوانده شود و ترجمه قرآن در هیچیک از زبانهاى اروپایى تأثیر متن اصلى را ندارد .

… من تمام اروپاییانى را که راجع به قرآن تحقیق کرده اند و من توانستم آنها را ببینم یا با آنان مکاتبه کنم ، در اینکه اینک مى گویم متفق القول یافتم که قرآن در خواننده اروپایى اثر جذب مغناطیسى دارد و همانطور که آهن ربا سوزن را جذب مى نماید ، قرآن نیز خواننده اروپایى را جذب مى کند و رهایش نمى نماید مگر اینکه خواننده قرآن به زور خود را از آن کتاب جدا کند .

… بین این موقع که مشغول نوشتن این صفحات هستم و زمانى که براى اولین بار قرآن را به قصد خواندن گشودم ، سى سال فاصله وجود دارد ، معهذا ، باز قرآن همان اثر را در من مى کند و هنگامى که آن را مى گشایم تا آیه اى را بخوانم، خواهان خواندن آیه دیگر مى شوم و قرائت آیه دوم مرا براى خواندن آیه سوم مشتاق مى کند و آیه سوم مرا وا مى دارد که آیه چهارم را بخوانم و قس علی هذا .

مى گویند: که چون خود پیامبر اسلام در دوره کودکى و قبل از اینکه وارد بازرگانى شود ، دچار عسرت مالى بوده ، در قرآن در مورد لزوم دستگیرى گرسنگان و برهنگان و محتاجان تأکید شده است .

علت هرچه باشد ، قران از این حیث قابل تحسین ترین کتاب آسمانى است ؛ چون در این کتاب دستگیرى از بینوایان فقط شکل پند و اندرز را ندارد ؛ بلکه در قسمتهایى از قرآن از واجبات است و از جمله کسى که بضاعت دارد باید از خویشاوندان فقیر خود دستگیرى کند و این کار مانند نماز و زکات جزو واجبات کیش اسلام است .

درست گفته اند که اگر مسلمین بر طبق واجبات کیش خود عمل کنند در دنیاي اسلام مسکین یافت نخواهد شد.

نظر آرتور آربرى درباره قرآن

بارى این است وضعى که قهرمان مکتب انتقاد قرآن ، یعنى ریچارد بل اتفاقاً به آن رسیده است . و من اهتمام دارم تا بر ضد این عدول از سنت دیرین و بر ضدّ این افراط و مجزّى کردن قطعات مختلف پیکر کتاب مقدّس اسلام ، مجادله کنم و بحث نمایم و لزوم وحدت قرآن را با استدلال ثابت کنم .

نظر ادوارد براون درباره قرآن

هر چه بیشتر به مطالعه قرآن مى پردازم و هر چه بیشتر براى درک روح قران کوشش مى کنم ، بیشتر متوجه قدر و منزلت آن مى شوم . امّا بررسى اوستا ملامت آور و خستگى افزا و سیر کننده است مگر آنکه به منظور زبان شناسى و علم الأساطیر و مقاصد تطبیقى دیگر باشد » .

یوهان ولفگانگ فون گوته (1) (1832ـ 1749) معتقد است سبک قرآن ، همانند محتویات و هدف آن، بزرگ ، پر هیبت ، و در بعضی موارد حقیقتاً لطیف و ظریف است.

نظر جرج سیل درباره قرآن کریم

مترجمین قبلى قرآن از نقطه نظر مسیحیت نسبت به اسلام نظر بدى داشته و یا تعصب مى ورزیده اند و در موضوع قرآن و اسلام مترجمین سابق بناى بدى گذاشته اند براى این که کسى براى اظهار و ارائه چنین اسناد مجعول، خطرى احساس نمى کند و مترجمین تا حدى به مقتضاى هوى و هوس رفتار کرده اند.

نظر رینولد الین نیکلسون درباره قرآن کریم

اولین عامل مؤثر پیشرفت اسلام قرآن است که منشأ آن الهام یه وحى احکام الهى به شکل پیغام است که به وسیله جبرئیل فرستاده مي شد و [حضرت] محمد [صلى الله علیه وآله وسلم] پس از دریافت پیغام آن را بر یاران وپیروان خود مى خواند و در بین آنان بعضى مأمور بودند که آن را روى برگ خرما و یا چرم و یا استخوان و یا احیاناً هر جسم مقاوم و آماده دیگرى که در دسترس مردم قرار داشت، با اهمتام تمام بنویسند. این پیغامهاي ربانى تا بیست و سومین سال زمان بعثت پیغمبر ادامه داشت.

نظر توماس کارلایل درباره قرآن کریم

و اما قرآن که کتاب مقدس دینى مسلمانان است، احترام آن در نزد پیروانش بیشتر است از احترام انجیل در نزد مسیحیان، و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصیح، بیشتر تجلى دارد و اگر در نزد اروپائیان جلوه نداشته باشد بواسطه ى این است که ترجمه آن بغیر زبان عربى از جمال و رونق او کاسته است.

….و آنچه از زبان محمد (ص) از کلمات حکیمانه قرآن شنیده شد کمتر از آن است که در نفس بزرگ او موجود بود .

نظر ف.ف اربوتنت درباره قرآن

تعجّب در این است ، با آنکه قرآن از نظر لغات و طرزِ گرامرى و جمله بندى عیناً طبق قواعد دستورى عربى است، با وجود این ، تمام همّتى که دیگران به خرج داده اند که به ظرافت و بلاغت قرآن چیزى بنویسند تا کنون موفّق نشده اند . از نقطه نظر ادبى، قرآن فصیح ترین سبک میان نثر و شعر عربى است .

نظر ج .م. رودویل در باره قرآن کریم

باید اذعان کرد که قرآن به واسطه ارشادات عالیه و نظریات عمیقه آن سزاوار اهتمام است و این کتاب همان روح قوى است که یک ملت فقیر و نادان را منقلب نموده ، مدنیت پرقوتى که رونق کامل داشت تاسیس کرد که بالهاى خود را از طرف غرب به (اسپانیا) و از طرف شرق به حدود هند پهن کرد و در اندک زمانى مملکت امپراطورى بزرگي را تشکیل داد. و براى قرآن مقام ارجمندی است که بنام یگانه خداوند آفریننده و ستایش او را در میان ملت بت پرستى نشر و اعلان نموده و باید اروپا فراموش نکند که مدیون این کتاب است که آفتاب علم را در میان تاریکى قرون وسطى در اروپا طلوع داد .

نظر بارتلمى سنت هیلر درباره قرآن

قرآن شاهکار بى مانند زبان عرب است و باید اعترف کرد که جمال صورى آن با عظمت معنویش برابر است ، قوت الفاظ و انسجام کلمات و تازگى افکار در این سبک نگارش نو ظهور چنان جلوه گرست که قبل از آنکه عقول مسخّر معانى آن شوند دلها تسلیم آن مى گردند، این شیوه بارز و بخصوص محمد (ص) است که مستمعین را مجذوب کلام معجز نشان خود مى نمود ،پیامبر اسلام در میان انبیاء دیگر به این صفت ممتاز است و مى توان گفت که هیچ کسى در هیچ عصرى نتوانسته بود این همه نفوذ در کلام خود داشته باشد .

قرآن با سبک خاص خویش، داراى مباحث مختلف و فوائد متعدد است: هم سرود مذهبى است هم ستایش ایزدى و هم متضمن اصول و قواعد و قوانین مدنى وجزایى است ، هم بشیر و نذیر است و هم پند آموز و اندرزگوى، هم مؤمنین را به صراط مستقیم هدایت مى کند وهم قصه و داستان و امثال و حکم بیان مى کند .

قرآن بهترین و زیباترین اثرِ لسان عرب است و در بین متون مذاهب ملل و نحل عالم، مانند ندارد ، در توصیف اهمیت این کتاب همین قدر کافى است که اعراب با وجود نفاق و عناد و لجاجت زیاد که در سرشت آن قوم است و با وصف این که هنرى به غیر از فصاحت و بلاغت و سخن سنجى نداشتند ، در پیش قرآن زانو بر زمین زده آن را کلام الهى دانسته و به ذیل ولاى آن دست زدند ، اعراب مسیحى با وجود تعصب شدید اعترف مى کنند که این کتاب مستطاب چه تأثیر بى پایاني در دل شنوندگان دارد . اگر ترجمه شود ، قسمت اعظم ملاحت کلام و قدرت و تأثیر خاص آن از بین مى رود و آهنگ موزون آن به سردى مى گراید، مع ذلک دور نماى آن شعله جاودانى از خلال ابرهاى تیره ترجمه تابان و فروزان است .

نظر پول کازانووا درباره قرآن

هیچ چیز عجیب تر از زبان قرآن نیست که با بیان بس رسا و طنین دل انگیز وگوش نوازَش ، مردم آن روز را که بسیار علاقه مند به فصاحت و مجذوب و شیفته آن بودند را ، وادار به تحسین کرد .

وسعت سیلابها و طنطنه آهنگ و سجع و قافیه عجیب قرآن بیشتر اوقات، بسیارى از مخالفین و مشرکین را منقلب مى کرد .

نظر ه. ا. ر. گبیب درباره قرآن

اگر قرآن انشاى خود پیامبر بود ، سایر مردم هم مى توانستند رقابت کنند، بگذار دَه آیه قرآن را بیاورند و اگر نتوانستند اجازه بدهید قرآن را به عنوان معجزه مستدل و برجسته اى بپذیرند.

نظر گوته درباره قرآن

سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد .

نظر ادوارد منتیت درباره قرآن

تمام آنهایى که با قرآن در زبان عربى آشنا هستند در ستودن لطافت و زیبایى این کتاب مذهبى اتفاق دارند .

نظر جیمز . ا مینچر درباره قرآن

قرآن مثل انجیل نیست بلکه در سبکِ قابل ستایشى نوشته شده است نه شعر است و نه نثر معمولى هنوز آن قابلیت را دارد که شنوندگان را به لذت و وجد و ایمان بر انگیزد.

نظرهرتوپک هیر چفلد درباره قرآن

از این که قرآن را سرچشمه علوم مى یابیم نباید تعجّب کنیم تمام موضوعاتى که مربوط به آسمانها، زمین، زندگى، انسان، تجارت و انواع گوناگون معاملات است در جايگاه عالى قرارگرفته … بدین طریق قرآن عهده دار بحثهاى بزرگى است و توسعه شگفت انگیز جهان اسلام در تمام شُعب علوم غیر مستقیم مدیون آن است … در الهامات قرآنى که براى مردم بیان شده است [حضرت] محمّد (ص) بارها توجّه مردم را به جنبش آسمانى و توجّه معنوى اشخاص جلب مى کرد همان طور که قسمت دیگرى از آیات الهى، آنان را به خدمت و کمک کردن (البته نه تا سرحدّ بندگى و عبادت) وادار مى کند … قرآن تحولى در مطالعات طبّى ایجاد کرد و دستور بررسى عالم طبیعت را به طور کلى داد.

نظر ولتر درباره قرآن

نخستین کتابى که ولتر در آن آشکارا دفاع از مسلمانان و قرآن را بر عهده گرفت «شرعیات مردى شریف» نام داشت. وى در این کتاب معتقد است که همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود. آنگاه ولتر در برابر انجیل و تورات به دفاع از قرآن مى پردازد و به یکى از مفسران تورات که قرآن را افسانه نامیده است سخت مى تازد:

قرآن در واقع مجموعه اى از پندهاى اخلاقى، دستورهاى دینى، راز و نیاز به درگاه خدا، تحذیر و تشویق جهانیان و شرح سرگذشت فرستادگان خداست که بنابر روایات عرب نقل شده است. آیا مى توان به پیروى از نیدهام احمق و بى سواد، چنین کتابى را افسانه نامید؟!
در جایى دیگر براى تکذیب کسانى که قرآن را برگرفته از تورات و انجیل و پیامبر را تعلیم یافته سرجیوس راهب مى دانستند چنین مى افزاید:

قرآن نه یک کتاب تاریخ است که خواسته باشند در آن به تقلید از کتاب هاى یهودیان و یا انجیلى ها بپردازند و نه مجموعه اى از ضوابط و قوانین، مانند «سِفر لاویان» و «سفر تثنیه» یا مجموعه اى از رؤیاهاى پیامبرگونه و سرودهاى مذهبى، مانند مکاشفه یوحنا ….

عبدالله حیدری

منبع: عقيده

2 پاسخ

  1. مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است
    مبارزه با احمدينژاد مبارزه با شيطان است

  2. پس چرا با وجود این قرآن بین شما مسلمونا اینقدر اختلافه، هر کی حرف خودشو درست میدونه و همه هم به همین قرآن استدلال میکنن؟
    خودتون این قرآنو اهمیت میدید فکر میکنید اینقدر مهمه
    من کمی خوندمش ولی فقط خشونت و آدم کشی و تجاوز توش نوشته بود
    به نظرم همون صدتا کتاب که معرفی مردن بهتره چون حداقل کتابهای سالمی هستن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: