آیا فاطمه بنت أسد امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب را در دل کعبه بدنیا آورد؟

بررسی سند حدیث:
روایتی که حاکم نیشابوری روایت کرده چنین است
أخبرنا أبو بكر محمد بن أحمد بن بالويه ثنا إبراهيم بن إسحاق الحربي ثنا مصعب بن عبد الله : فذكر نسب حكيم بن حزام و زاد فيه و أمه فاختة بنت زهير بن أسد بن عبد العزى و كانت ولدت حكيما في الكعبة و هي حامل فضربها المخاض وهي جوف الكعبة فولدت فيها فحملت في نطع و غسل ما كان تحتها من الثياب عند حوض زمرم و لم يولد قبله و لا بعده في الكعبة أحد

با سندش روایت می کند که مصعب بن عبدالله ( از نسب شناسان معروف است) نسب حکیم بن حزام را ذکر کرد و سپس افزود: مادرش فاخته بنت زهیر بن اسد بن عبدالعزی بود در کعبه حکیم را بدنیا آورد، او حامله بود، او درد زایمان به سراغش آمد در حالی که در داخل کعبه بود، سپس زایمان در کعبه زایمان کرد، او در پارچه ای حمل شد و لباسهای که در زیر او انداخته شده بود شسته در کنار حوض زمزم شسته شد و نه قبل و نه بعد از او در کعبه کسی به دنیا نیامده است.
اما حاکم به قسمت آخر سخن مصعب اعتراض می گیرد و می فرماید:
قال الحاكم : وهم مصعب في الحرف الأخير فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة.
مصعب در آخر کلامش وهم کرده چرا که اخبار به صورت تواتر نقل شده که فاطمه بنت أسد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله و جهه و رضی الله عنه را در دل کعبه بدنیا آورد.
اما اظهار و نظر علما:
در مورد ولادت حکیم اکثر تواریخ و کتب انساب آن را نقل کرده و در صحیح مسلم نیز همین روایت آمده و به آن سن حکیم نیز اضاف کرده است. که صد و بیست سال است.
امام نووی می گوید:ولد حكيم فى جوف الكعبة، ولا يُعرف أحد ولد فيها غيره، وأما ما روى أن على بن أبى طالب، رضى الله عنه، ولد فيها، فضعيف عند العلماء. تهذيب الأسماء – (ج 1 / ص 234)
حکیم در دل کعبه بدنیا آمد و غیر او شناخته نیست که در دل کعبه بدنیا آمده باشد. اما آنچه در مورد علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت شده که ایشان در کعبه بدنیا آمده نزد علما ضعیف است.
همه یا به اتفاق کتب تاریخ حکیم بن حزام در کعبه به دنیا آمده و 120 عمر کرده است اما ذکر از ولادت علی در کعبه نیست جز آنچه که حاکم ادعا کرده است (ما متوجه نشدیم چطوری حاکم ادعای تواتر کرده در حالی که هیچ یک از کتب تاریخ به آن اشاره نکردند) و همچنین دکتر صلابی در کتاب زندگی نامه امیر المومنین علی بن ابی طالب می گوید:
وذكر الفاكهي ، أن عليًا أول من ولد من بنى هاشم في جوف الكعبة.
سيرة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب – (ج 1 / ص 28)
به نقل از کتاب صاحب اخبار مکه می گوید: فاکهی گفته است که علی اولین کسی است از بنی هاشم که در کعبه بدنیا آمده.
اما این کتاب در دسترس من نبود که تحقیق کنم و سند آن را بررسی کنم به هر حال اگر این حدیث صحیح باشد جای بسی خوشحالی است و می شود به عنوان فضیلتی- البته اگر فضیلت بنامیم – برای علی به حساب آورد که اگر این هم نپذیریم نقصی به کمالات این بزرگ مرد تاریخ امت اسلامی وارد نمی شود.
شاید انکار این قضیه توسط برخی از اهل سنت نه تولد علی در کعبه, بلکه انکارها در مورد دروغهای شاخداری است که در اطراف این داستان ساخته شده است . خرافاتی مانند اینکه دیوار کعبه شکاف برداشت، یا اینکه نوری از آسمان فرود آمد، و …. که برای هیچ یک از انبیاء نیز پیش نیامده اما راویان کذاب شیعه و غالیان مذهب ساز در غلو قرص ایکس نوش جان کرده اند که می توانند این همه تخیل کنند و چنین داستانهای شاخدار بسازند.
اما ولادت حکیم بدین صورت بوده که مادر حکیم برای امری وارد کعبه می شود چون درد زایمان به سراغش می آید نمتواند به خانه بر گردد لذا همانجا زایمان می کند. و اگر اسم علی بجای اسم حکیم در این داستان قرار گیرد هیچ مشکلی ندارد که این روایت را بپذیرم چون روایت فقط ادعای تولد را دارد و حاشیه دروغپردازان در آن نیست.
البته نباید فراموش کرد که کعبه در آن زمان پر از بت بوده و این نمی تواند برای علی بن ابی طالب فضیلتی محسوب شود حال آن که هنگام ولادت کنار بتها چشم به جهان گشوده است.!!!
چند مدت پیش عکسی دیدم که معجزه شکاف کعبه را نشان می داد که از کعبه امروزی گرفته بودند البته با فتوشاب نیز دستکاری شده بود. باید بگوییم دیوار کعبه اگر چیزی بر آن دیده می شود، مربوط به بعد از ساخت کعبه بعد از ولادت علی است همانطور که تاریخ به ثبت رسانده خانه کعبه خراب شده و دوباره از اول ساخته شده است. و این نشانه ی این است که تمام تبلیغات مانند عکس و امثال آنها دروغی بیش نیست.
نکته مهم دیگری که قابل ذکر است. این عمل یعنی شکاف کعبه بدان صورت که خیالپردازان کذاب نقل کردند، معجزه ای باور نکردنی است که دیوار از هم جدا شود و دوباره متصل گردد فرض کنیم که این معجزه روی داده است پس چرا در قرآن از آن ذکری نیست در حالیکه داستان ابرهه و اصحاب فیل در قرآن آمده و نام کعبه بعنوان بیت عتیق بارها ذکر شده است این معجزه از همه آنها مهمتر است اما در قرآن اشاره ای به آن نیست
و از جهتی علی رضی الله عنه بارها در نهج البلاغه به بزرگ شدن خود در دامان پیامبر و رشد در خانه رسول خدا صلی الله علیه وسلم اشاره کرده اما حتی یکبار نگفته است من مولود کعبه ام یا من کسی هستم که در کعبه بدنیا آمده است.
اما بررسی روایت از طرف شیعیان چنین نشان می دهد که راوی این حدیث شخصی است بنام یزید ابن قعنب كه تمام علمای علم رجال او را فردی كذاب دانسته كه معتقدند او مشرك بود و مشرك هم از دنیا رفته!
مجلسی از این شخص روایتی در كتاب بحار نقل نموده به این مضمون:
او می گوید روزی در كنار خانه كعبه نشسته بودم كه دیدم فاطمه بنت اسد آمد در كنار كعبه ناگهان دیوار كعبه شكافته شد واو داخل گردید وسپس دیوار بهم پیوسته شد !من آنجا ماندم تا سه روز و بعد از سه روز دیدم بار دیگر دیوار شكافته شد و فاطمه بنت اسد در حالی كه نوزادی در بغل داشت بیرون آمد!خبر به ابوطالب و دیگران دادند و آنها آمدند طفل را كه به آغوش محمد دادند ناگهان طفل زبان گشود و به او گفت ای محمد بخوانم برای تو تورات را, محمد گفت بخوان و طفل شروع بخواندن تورات نمود! آنگاه طفل گفت بخوانم برایت انجیل را محمد گفت بخوان علی جان! و او خواند انجیل را! وسپس گفت ای محمد بخوانم قرآنی را كه هنوز بر تو نازل نشده!!! گفت بخوان علی جان! وعلی سه روزه شروع بخواندن قرآن كرد!!!…
باتوجه به روایت مذكور سئوالاتی مطرح می شود كه بیش از پیش به كذب بودن آن واقف می شویم!
اول: اینكه در داخل كعبه با توجه به اینكه هوای چندانی وجود ندارد چگونه آنها سه روز دوام آورده اند؟چه كسی زن را زایمان كرده؟ طفل ومادر ……؟!!
دوم: خواندن تورات وانجیل روزها طول می كشیده وسه روز هم معطل بوده چگونه راوی در این مدت تمام وقت آنجا مانده؟
سوم: راوی از كجا فهمید كه طفل قرآن می خواند زیرا در آن موقع هنوز قرآنی نازل نشده بود؟؟!!
چهارم: اینكه اگر فاطمه در داخل كعبه رفته بود پس چرا نیامدند ودر كعبه را بگشایند و او را نجات دهند مگر خانه در نداشته؟؟!!
پنجم :چرا مردم عرب این حادثه بزرگ را هیچگاه بیاد نداشتند و در هیچ كجا شنیده نشده كه پیامبر و یا علی از چنین واقعه ای نام ببرند؟
جالب اینجاست كه مجلسی در جای دیگری از قول ابوطالب پدر علی روایت نموده كه او فرموده پسرم علی در خانه خودم بدنیا آمده!

اما در مورد اینکه اجماع اهل سنت بر این است که روایت ضعیف در تاریخ پذیرفته می شود، باید عرض کنم؛
اولا: فرق است بین ضعیف و بین موضوع برای مثال در این داستان اگر فقط تولد علی کرم الله وجهه باشد می شود به عنوان روایت ضعیف آن را پذیرفت اما به شکل روایت خیالی نه چرا که این حدیث دوم ضعیف نیست بلکه موضوع است و به اتفاق روایت موضوع در تاریخ، به افسانه می ماند نه تاریخ!!!!
ثانیا: زمانی روایت با سند ضعیف در تاریخ پذیرفته می شود که بنای عقیده ای بر آن گذاشته نشود. ولی اگر قرار باشد با روایت ضعیف تاریخ بودنش را ثابت کنید بعد چون تاریخ است بنای عقیده باشد این رفتار از بیخ مشکل دارد. برای مثال احادیث زیادی پیرامون جنگ بدر وجود دارد که برخی از آنها سند صحیحی ندارند – منظور سند یا منقطع است، یا مرسل است، یا راوی خفیف الضبط است- لذا به عنوان اینکه حاشیه های جنگ بدر را توضیح دهد علمای تاریخ از انها استفاده کردند و آن را نوشته و به آن در تاریخ استدلال کردند. اما اگر همین حدیث بخواهد حکمی را به اثبات برساند این قدرت را ندارد. و علما ان را برای استخراج حکم فرعی فقه نمی پذیرند حال چه برسد به اینکه بنای اعتقادی بر آن بنا نهاده شود.
ثالثا: اما اینکه شما گفتید آیا اجماع است من اجماع ندیدم و اگر هم باشد دو شرط دارد؛
الف: حدیث ضعیف باشد نه مجعول و موضوع – روایت موضوع راویش دروغگو و کذاب است- چون نقل قول کذابان حرام است.
ب: احکامی بر آن مترتب نباشد.
وبالله التوفیق / ابو مالــك

منبع: اسلام‌تكس

7 پاسخ

  1. فقط علي موبود كعبه است وبس اين افتخار نصيب هيچ كسي دردنيا نشده است.
    منابع اهل سنت :

    ولادت امام علي عليه السلام در كعبه از ديدگاه اهل سنت :

    از ديدگاه علماي اهل سنت نيز ، ولادت آن حضرت قطعي است ؛ حتي برخي از آن‌ها ادعاي تواتر نيز كرده‌اند كه به نام چند تن از آن‌ها اشاره مي‌كنيم :
    1 . حاكم نيشابوري (405هـ) :

    فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة .

    روايات متواترى وارد شده كه فاطمه بنت اسد ، اميرمؤمنان على بن ابى طالب – كرم الله وجهه – را در داخل كعبه به دنيا آورده است .

    النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ) ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 550 ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1411هـ – 1990م .
    ترجمه حاكم نيشابوري :

    ذهبي در باره او مي‌نويسد :

    الحاكم الحافظ الكبير امام المحدثين … ناظر الدارقطني فرضيه وهو ثقة واسع العلم بلغت تصانيفه قريبا من خمس مائة جزء .

    حاكم ، حافظ بزرگ و پيشواي محدثان است . دار قطني با او مناظره‌اي داشت كه او را پسنديد ، او مورد اعتماد و داراي علم بسيار است ، نوشته‌ها و آثار او نزديك به پانصد جلد مي‌شود .

    الذهبي ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان ، تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 1039 ـ 1040 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الأولى .

    سيوطي مي‌نويسد :

    الحاكم الحافظ الكبير إمام المحدثين أبو عبد الله محمد بن عبد الله محمد بن حمدويه بن نعيم الضبي الطهماني النيسابوري … وكان إمام عصره في الحديث العارف به حق معرفته صالحا ثقة .

    حاكم ، حافظ بزرگ و پيشواي محدثان است … او در زمان خود پيشواي علم حديث و آن چنان كه شايسته بود‌ ، با علم حديث آشنائي داشت ، درستكار و قابل اعتماد بود .

    السيوطي ، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) ، طبقات الحفاظ ، ج 1 ، ص410 ـ 411 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1403هـ .

    أبو اسحاق شيرازي ، حاكم را اين گونه معرفي مي‌كند :

    هو أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن محمد النيسابوري المعروف بالحاكم صاحب المستدرك وتاريخ نيسابور وفضائل الشافعي وكان فقيها حافظا ثقة عليا لكنه يفضل علي بن أبي طالب على عثمان رضي الله عنهما انتهت إليه رياسة أهل الحديث طلب العلم في صغره ورحل إلى الحجاز والعراق مرتين وروي عن خلائق عظيمة قال الأسنوي ويزيد على الفيء شيخ وتفقه علي أبي الوليد النيسابوري وأبي علي بن أبي هريرة وأبي سهل الصعلوكي وانتفع به أئمة كثيرون منهم البيهقي قال عبد الغافر كان الحاكم إمام أهل الحديث في عصره وبيته بيت الصلاح والورع واختص بصحبته إمام وقته أبي بكر الصيغي وكان يراجع الحاكم في الجرح والتعديل .

    محمد بن عبد الله … نيشابوري مشهور به حاكم صاحب كتاب المستدرك ، تاريخ نيشابور و فضائل شافعي ، فقيه ، حافظ ، قابل اعتماد و بلند مرتبه بود ؛ وي علي بن أبي طالب را از عثمان برتر مي‌دانست . رياست اهل حديث به او مي‌رسد . تحصيل دانش را از كودكي آغاز و دو بار به حجاز و عراق مسافرت كرد . از افراد زيادي روايت نقل كرده است … و بزرگان زيادي ؛ از جمله بيهقي از او كسب دانش كرده‌اند . عبد الغافر مي‌گويد : حاكم پيشواي اهل حديث در زمان خود بود و خانه او خانه درستكاري و پرهيزگاري بود ، أبو بكر صيغي كه پيشواي زمان خود بود ، همواره در كنار حاكم بود و در جرح و تعديل روات به او مراجعه مي‌كرد .

    الشيرازي ، إبراهيم بن علي بن يوسف أبو إسحاق (متوفاي476هـ) ، طبقات الفقهاء ، ج 1 ، ص 222 ، تحقيق : خليل الميس ، ناشر : دار القلم – بيروت .

    ابن خلكان مي‌نويسد :

    الحاكم النيسابوري الحافظ المعروف بابن البيع إمام أهل الحديث في عصره والمؤلف فيه الكتب التي لم يسبق إلى مثلها كان عالما عارفا واسع العلم .

    حاكم نيشابوري حافظ (كسي كه بيش از صد هزار حديث حفظ است) مشهور به ابن البيع ، پيشواي اهل حديث در زمان خود بود و كتاب‌هايي در علم حديث نوشت كه كسي پيش از او همانندش را ننوشته بود ، او دانشمند ، عارف و داراي دانش بسيار بود .

    إبن خلكان ، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي681هـ) ، وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ، ج 4 ، ص 280 ، تحقيق : احسان عباس ، ناشر : دار الثقافة – لبنان .

    أبو الفداء در تاريخش مي‌نويسد :

    وفيها توفي الحافظ محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نعيم الضبي الطهماني، المعروف بالحاكم النيسابوري إِمام أهل الحديث في عصره ، والمؤلف فيه الكتب التي لم يسبق إِلى مثلها ، سافر في طلب الحديث، وبلغت عدة شيوخه نحو ألفين، وصنف عدة مصنفات … .

    در آن سال (455هـ) حافظ محمد بن عبد الله … مشهور به حاكم نيشابوري از دنيا رفت ، او پيشواي اهل حديث در زمان خود بود و كتاب‌هايي در علم حديث نوشت كه كسي همانند آن‌ها را پيش از او ننوشته بود ، براي يادگيري حديث مسافرت مي‌كرد ، اساتيد او نزديك به دو هزار نفر بودند ، كتاب‌هاي بسياري نوشت … .

    أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي (متوفاي732هـ) ، المختصر في أخبار البشر ، ج 1 ، ص 247 .

    با توجه به جايگاهي كه حاكم نيشابوري در ميان علماي اهل سنت دارد ، اگر غير از سخن و اعتراف او به تواتر ولادت امير مؤمنان عليه السلام ، هيچ دليل ديگري وجود نداشت ، براي حق جويان كفايت مي‌كرد، ولي بازهم جهت تاكيد و تقويت موضوع سخنان و اعترافات ديگر علماي اهل سنت را نيز مطرح مي‌كنيم .
    2 . شاه ولي الله دهلوي (متوفاي 1176هـ) :

    وي در كتاب ازالة الخفاء عن خلافة الخلفاء در مناقب امير مؤمنان عليه السلام مي‌نويسد :

    و از مناقب وي رضي الله عنه كه در حين ولادت او ظاهر شد يكي آن است كه در جوف كعبه معظمه تولد يافت .

    دهلوي ، شاه ولى الله مشهور به محدث هند (متوفاي 1180هـ) ، إزالة الخفاء عن خلافة الخلفاء ، ج 4 ، باب : اما مآثر اميرالمؤمنين وامام اشجعين اسد الله الغالب علي بن ابي طالب رضي الله عنه ، تصحيح و مراجعه: سيد جمال الدين هروى .
    ترجمه دهلوي :

    عظيم آبادي در باره او و كتابش مي‌نويسد :

    وقد بسط الكلام فيما يتعلق بالخلافة الذي لا مزيد عليه الشيخ الأجل المحدث ولي الله الدهلوي في إزالة الخفاء عن خلافة الخلفاء وهو كتاب لم يؤلف مثله في هذا الباب .

    شيخ بزرگوار ، محدث ولي الله دهلوي در كتاب ازالة الخفاء عن خلافة‌ الخلفا به صورت گسترده سخن گفته است كه بيش از آنچه او گفته نمي‌توان در اين باره سخن گفت . اين كتابي است كه همانند آن در اين باره نوشته نشده است .

    العظيم آبادي ، محمد شمس الحق (متوفاي1329هـ) ، عون المعبود شرح سنن أبي داود ، ج 12 ، ص 253 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الثانية ، 1995م .

    جمال الدين قاسمي همواره در هنگام نقل سخن دهلوي از او با عناوين «الإمام ، العارف ، الكبير ، العلامه و … » ياد مي‌كند .

    قال الإمام العارف الكبير الشيخ أحمد المعروف بشاه ولي الله الدهلوي قدس الله سره في كتابه «حجة الله البالغة»

    قال الإمام العلامة ولي الله الدهلوي في «الحجة البالغة» .

    القاسمي ، محمد جمال الدين (متوفاي1332هـ) ، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث ، ج 1 ، ص 239 و ج 1 ص 323 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1399هـ – 1979م .

    الكوكب الديار الهندية الشاه ولي الله أحمد بن عبد الرحيم الدهلوي الهندي رحمة الله المولود سنة 1110 والمتوفى بدهلي سنة 1176 كان هذا الرجل من أفراد المتأخرين علما وعملا وشهرة أحيا الله به وبأولاده وأولاد بنته وتلاميذهم الحديث والسنة بالهند بعد مواتهما وعلى كتبه وأسانيده المدار في تلك الديار .

    ستاره درخشان سرزمين هند ، شاه ولي الله دهلوي هندي ، در سال 1110 متولد و در سال 1176 در دهلي از دنيا رفت . اين مرد از علماي متأخر است كه در علم و عمل و شهرت داشت ، خداوند به وسيله او ، فرزندان و نوادگان دختري و شاگردانش ، علم حديث را در سرزمين هند احياء كرد ، بر كتاب‌ها و اسناد او اين ديار مي‌چرخيد .

    الكتاني ، عبد الحي بن عبد الكبير (متوفاي1383هـ) ، فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ، ج 1 ، ص 178 ، تحقيق : د. إحسان عباس ، ناشر : دار العربي الاسلامي – بيروت/ لبنان ، الطبعة : الثانية ، 1402هـ1982م .
    3 . سبط ابن جوزي(متوفاي 654هـ) :

    وروي أن فاطمة بنت أسد كانت تطوف بالبيت وهي حامل بعلي (ع) فضربها الطلق ففتح لها باب الكعبة فدخلت فوضتعه فيها .

    روايت شده است كه فاطمه بنت أسد ، در حالي كه باردار بود ، خانه خدا را طواف مي‌كرد ، درد زايمان او را فراگرفت ، در خانه كعبه به روي او باز شد ، پس داخل خانه كعبه شد و فرزندش را به دنيا آ‌ورد .

    سبط بن الجوزي الحنفي ، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي ، تذكرة الخواص ، ص 20 ، ناشر : مؤسسة أهل البيت ـ بيروت ، 1401هـ ـ 1981م .
    ترجمه سبط بن جوزي :

    شمس الدين ذهبي در باره او مي‌گويد:

    يوسف بن قُزْغْلي بن عبد الله . الإمام ، الواعظ ، المؤرخ شمس الدين ، أبو المظفر التركي ، ثم البغدادي العوني الحنفي . سِبْط الإمام جمال الدين أبي الفرج ابن الجوزي ؛ نزيل دمشق . وُلِد سنة إحدى وثمانين وخمسمائة … وكان إماما ، فقيها ، واعظا ، وحيدا في الوعظ ، علاّمةً في التاريخ والسير ، وافر الحرمة ، محبباً إلى الناس … ودرّس بالشبلية مدة ، وبالمدرسة البدرية التي قبالة الشبلية . وكان فاضلا عالما ، ظريفا ، منقطعا ، منكرا ، على أرباب الدول ما هم عليه من المنكرات ، متواضعا صاحب قبول تام .

    يوسف بن قُزعلي حنفي ، پيشوا ، فقيه ،تاريخ دان و در سخنوري يگانه بود‌ ، در دانش تاريخ و سرگذشتها‌ علامه و در نزد مردم بسيار قابل احترام و محبوب بود . مدتي در شبليه و مدرسه بدريه تدريس مي‌كرد ، او فاضل ، دانشمند و نكته سنج بود و با دولتمرداني كه كارهاي ناپسندي مي‌كردند مخالفت مي‌كرد متواضع و فروتن بود و همگان او را قبول داشتند .

    الذهبي ، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز ، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 48 ، ص 183، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الكتاب العربي – لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ – 1987م .

    أبو محمد يافعي (متوفاي768هـ) در باره او مي‌نويسد :

    العلامة الواعظ المورخ شمس الدين أبو المظفر يوسف التركي ثم البغدادي المعروف بابن الحوزي سبط الشيخ جمال الدين أبي الفرج ابن الجوزي أسمعه جده منه ومن جماعة وقدم دمشق سنة بضع وست مائة فوعظ بها وحصل له القبول العظيم للطف شمائله وعذوبة وعظه .

    سخنور بود ودانش فراوان داشت و آگاه به سر گذشتها بود، در شهر دمشق مردم را موعظه مي كرد و چون چهره و سخنش جذاب بود ، مورد قبول و پذيرش عموم قرار گرفت … .

    اليافعي ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان ، مرآة الجنان وعبرة اليقظان ، ج 4 ، ص 136 ، ناشر : دار الكتاب الإسلامي – القاهرة – 1413هـ – 1993م .

    قطب الدين اليونيني (متوفاي726هـ) در باره او مي‌نويسد :

    وكان أوحد زمانه في الوعظ حسن الإيراد ترق لرؤيته القلوب وتذرف لسماع كلامه العيون وتفرد بهذا الفن وحصل له فيه القبول التام وفاق فيه من عاصره وكثيراً ممن تقدمه حتى أنه كان يتكلم في المجلس الكلمات اليسيرة المعدودة أو ينشد البيت الواحد من الشعر فيحصل لأهل المجلس من الخشوع والاضطراب والبكاء ما لا مزيد عليه فيقتصر على ذلك القدر اليسير وينزل فكانت مجالسه نزهة القلوب و الأبصار يحضرها الصلحاء والعلماء والملوك والأمراء والوزراء وغيرهم ولا يخلو المجلس من جماعة يتوبون ويرجعون إلى الله تعالى .

    در وعظ و سخنراني در زمان خودش منحصر به فرد بود ، با ديدنش رقت قلب براي بيننده ايجاد مي‌شد و با شنيدن سخنش اشك‌ها جاري مي شد ، مورد قبول عموم بود ، گاهي در مجلسي كلماتي اندك و يا شعري مي خواند همه حاضران را به گريه مي انداخت . در مجلس وي همواره دانشمندان و اميران و وزيران و غير آنان حضور مي يافتند ، و هيچگاه نمي شد كه بدون توبه كسي از مجلسش خارج شود .

    اليونيني ، قطب الدين أبو الفتح موسى بن محمد ، ذيل مرآة الزمان ، ج 1 ، ص 15 .

    العكري الحنبلي (متوفاي1089هـ) در باره او مي‌نويسد :

    سبط ابن الجوزي العلامة الواعظ المؤرخ شمس الدين أبو المظفر يوسف بن فرغلي التركي ثم البغدادي الهبيري الحنفي سبط الشيخ أبي الفرج بن الجوزي أسمعه جده منه ومن ابن كليب وجماعة وقدم دمشق سنة بضع وستمائة فوعظ بها وحصل له القبول العظيم للطف شمائله وعذوبة وعظه … ولو لم يكن له إلا كتابه مرآة الزمان لكفاه شرفا .

    العكري الحنبلي ، عبد الحي بن أحمد بن محمد ، شذرات الذهب في أخبار من ذهب ، ج 5 ، ص 266 ، تحقيق : عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط ، ناشر : دار بن كثير – دمشق ، الطبعة الأولي ، 1406هـ .
    4 . مسعودي (متوفاي346هـ) :

    علي بن الحسين مسعودي ، مورخ و اديب مشهور شافعي مذهب در باره ولادت امير مؤمنان عليه السلام در خانه كعبه مي‌فرمايد :

    وكان مولده في الكَعبة .

    محل تولد علي عليه السلام ، خانه كعبه است .

    المسعودي ، أبو الحسن على بن الحسين بن على (متوفاي346هـ) ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 313 .
    ترجمه مسعودي :

    ياقوت حموي او را از ادبا و از نوادگان عبد الله بن مسعود ، صحابي مشهور رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مي‌داند :

    علي بن الحسين بن علي المسعودي المؤرخ أبو الحسن من ولد عبد الله بن مسعود صاحب النبي صلى الله عليه .

    الحموي ، أبو عبد الله ياقوت بن عبد الله الرومي (متوفاي626هـ) ، معجم الأدباء أو إرشاد الأريب إلى معرفة الأديب ، ج 4 ، ص 48 ، رقم : 567 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1411 هـ – 1991م .

    تاج الدين سبكي نام مسعودي را در زمره علماي شافعي آورده و او را مورخ ، صاحب فتوا و علامه مي‌داند :

    على بن الحسين بن على المسعودى صاحب التواريخ كتاب مروج الذهب فى أخبار الدنيا وكتاب ذخائر العلوم وكتاب الاستذكار لما مر من الأعصار وكتاب التاريخ فى أخبار الأمم وكتاب أخبار الخوارج وكتاب المقالات فى أصول الديانات وكتاب الرسائل وغير ذلك . قيل إنه من ذرية عبد الله بن مسعود رضى الله عنه أصله من بغداد وأقام بها زمانا وبمصر أكثر وكان أخباريا مفتيا علامة صاحب ملح وغرائب .

    علي بن الحسين المسعودي ، صاحب كتاب‌هاي تاريخي مروج الذهب … و ديگر كتاب‌ها است . گفته شده كه او از فرزندان عبد الله بن مسعود بوده است ، اصالتاً‌ اهل بغداد و زماني در آن جا و بيشتر در مصر ساكن بوده ، او اخباري ، داراي فتوا ، دانشمند و … بود .

    السبكي ، تاج الدين بن علي بن عبد الكافي (متوفاي771هـ) ، طبقات الشافعية الكبرى ، ج 3 ، ص 456 ، تحقيق : د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو ، ناشر : هجر للطباعة والنشر والتوزيع – 1413هـ ، الطبعة : الثانية .

    و عليمي حنبلي در باره او مي‌نويسد :

    علي بن الحسين بن علي أبو الحسن المسعودي من أعلام التاريخ ومن مشاهير الرحالين ومن الباحثين المقدرين من أهل بغداد أقام بمصر وتوفي فيها عام 346 ه له مؤلفات عديدة منها مروج الذهب وأخبار الزمان وغير ذلك من المؤلفات القيمة .

    علي بن الحسين المسعودي ، از بزرگان تاريخ و از مشهورترين كساني است كه براي جمع آوري حديث مسافرت مي‌كرد … كتاب‌هاي متعددي نوشت كه از جمله آن‌ها مروج الذهب و اخبار الزمان و كتاب‌هاي با ارزش ديگري است .

    العليمي ، مجير الدين الحنبلي (متوفاي927هـ ) ، الأنس الجليل بتاريخ القدس والخليل ، ج 1 ، ص 11 ، تحقيق : عدنان يونس عبد المجيد نباتة ، ناشر : مكتبة دنديس – عمان – 1420هـ- 1999م .

    عكري حنبلي در باره مسعودي مي نويسد:

    وفيها المسعودي المؤرخ صاحب مروج الذهب وهو أبو الحسن علي بن أبي الحسن رحل وطوف في البلاد وحقق من التاريخ مالم يحققه غيره وصنف في أصول الدين وغيرها من الفنون .

    در آن سال (345هـ) مسعودي مورخ ، صاحب كتاب مروج الذهب ازدنيا رفت . او أبو الحسن علي بن أبي الحس بود ، به شهرهاي گوناگون مسافرت مي‌كرد ، آن قدر كه او در تاريخ تحقيق كرده ديگران تحقيق نكرده‌‌اند ، در اصول دين و ديگر علوم كتاب نوشته‌ است .

    العكري الحنبلي ، عبد الحي بن أحمد بن محمد (متوفاي1089هـ) ، شذرات الذهب في أخبار من ذهب ، ج 2 ، ص 371 ، تحقيق : عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط ، ناشر : دار بن كثير – دمشق ، الطبعة : الأولي ، 1406هـ .
    5. گنجي شافعي (متوفاي 658هـ) :

    گنجي شافعي در كفاية‌ الطالب مي نويسد :

    «ولد أمير المؤمنين علي بن أبي طالب بمكة في بيت الله الحرام ليلة الجمعة لثلاث عشرة ليلة خلت من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله الحرام سواه إكراما له بذلك ، وإجلالا لمحله في التعظيم .

    امير مؤمنان عليه السلام شب جمعه سيزده رجب ، سال سيم بعد از واقعه عام الفيل در داخل خانه خدا به دنيا آمد . كسي پيش از آن حضرت و بعد از آن در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده است و اين از فضائل اختصاصي آن حضرت است كه خداوند به جهت بزرگداشت مقام او عطا كرده است .

    الگنجي الشافعي ، أبي عبد الله محمد بن يوسف بن محمد القرشي ، كفاية‌ الطالب في مناقب علي بن أبي طالب ، ص407 ، الباب السابع في مولده عليه السلام ، ناشر : دار أحياء تراث اهل البيت (ع) ، طهران ، الطبعة‌ الثالثة ، 1404هـ ، 1362 ش .
    ترجمه گنجي شافعي :

    ابن خلكان در ترجمه او مي‌نويسد :

    الفخر الكنجي محمد بن يوسف بن محمد بن الفخر الكنجي نزيل دمشق عني بالحديث وسمع ورحل وحصل كان إماما محدثا .

    محمد بن يوسف گنجي … ساكن دمشق بود ، به علم حديث اعتنا مي‌كرد ، براي يادگيري آن از ديگران مي‌شنيد ، وبراي دانش بيشتر مسافرت مي‌كرد ، او پيشوا و محدث بود .

    الصفدي ، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي764هـ) ، الوافي بالوفيات ، ج 5 ، ص 148 ، تحقيق : أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى ، ناشر : دار إحياء التراث – بيروت – 1420هـ- 2000م .

    يونيني نيز او را اين گونه معرفي مي‌كند :

    الفخر محمد بن يوسف الكنجي كان رجلاً فاضلاً أديباً وله نظم حسن .

    محمد بن يوسف گنجي ، مردي دانشمند و اديب بود و شعرهاي زيبايي مي‌سرود .

    اليونيني ، قطب الدين أبو الفتح موسى بن محمد (متوفاي726 هـ) ، ذيل مرآة الزمان ، ج 1 ، ص 148 .

    حاجي خليفه ، او را «الشيخ الحافظ» معرفي مي‌كند :

    كفاية الطالب في مناقب على بن أبى طالب للشيخ الحافظ أبى عبد الله محمد بن يوسف بن محمد الكنجى الشافعي .

    كفاية الطالب در مناقب علي بن أبي طالب ، نوشته شيخ و حافظ (كسي كه بيش از صد هزار حديث حفظ است) أبو عبد الله محمد بن يوسف گنجي شافعي است .

    حاجي خليفه ، مصطفى بن عبدالله القسطنطيني الرومي الحنفي (متوفاي1067هـ) ، كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون ، ج 2 ، ص 1497 ، ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت – 1413هـ – 1992م .

  2. ‍‍پیش کله ی …. یاسین خواندن! چقدر بی فایده است

    نرود میخ آهنین بر سنګ

  3. ممنون از اینکه خوراکی بجز خوراک شیعه بهمون دادی ؟
    خطاب به فانوس و همفکراش : با رد یا قبول این موضوع چه مشکلی از مشکلات تو حل میشه ؟ توهین هم میکنی ؟ تو فانوسی بایست نور بدی نه تاریک بمونی .
    وجدانا بدون تعصب بگو فکرت کدوم نظریه بالا رو قبول کرد ؟ دلایل عقلی رو یا مشتی اسم که معلوم نیست که ….

    چشمه سراب است فریبش مخور

    قبله صلیب است نمازش مبر

    پاسخ: زيبا جان فانوس جواب علي‌رو داده، ايشون از مخاطبان قديمي من هستند.. يك معذرت خواهي بهش بدهكاري D:

  4. فانوس ازت معذرت میخوام ، ببخشید!! اخه متوجه نشدم کدوم وری فکر میکنی.

  5. عزیزان ایزد. چه فرقی دارد که چه کسی در کجا به دنیا آمده
    مهم اینکه با این افکار وعقیده ها ما انسانهارا ازهم جداکردن
    ایزد پاک.یهو.الله.پدرمقدس( یاهرنامی که انسان از اول خلقت برای خواندن خدا گذاشته) اگرمیدونست که یه روزی مخلوقات انسانیش سراین چیزهاهمدیگروغارت وچپاول میکنندیابدترازآن همدیگر رو میکشند هیچ وقت هیچ رسولی با هیچ کتابی نمی فرستاد وصبر میکرد رشدفکری انسان به درجه ای برسه که برای عقیده اش برادرش را کتک نزند دوستش را دشنام ندهد.هموطنش را نکشد.به کشورهای همسایه اش حمله نکندوووووو!
    خدا آرزو دارد که مابه اصطلاح خلیفه اش درزمین یه مقدار
    بیشتر فکر کنیم ومراقب همدیگر باشیم وبا اتحاد در مقابل
    هر اهریمنی که برای ازبین بردن انسانیت به بهانه داشتن اعتقاد متفاوت بینمون تفرقه میندازه ایستادگی کنیم.
    به امید اینکه همدیگرو همونجوریکه هستیم قبول کنیم وبه این باور برسیم که در آخر همه باهر نظروعقیده به یک تن واحد میپیوندیم(مثل اعضاء بدن که هرکدوم یه کارمخصوص
    خودشو انجام میده ولی درنهایت به یک پیکر چسبیده اندو
    از یک مرکز فرمان میگیرند)ودر فضایی دیگرمشغول کاردیگر
    خواهیم شد

  6. فقط علی علی علی خودمان مولود کعبه است نه کسی دیگه. سلام و درود خداوند و فرشتگانش و پیامبران و پیامبر ما و دختر مطهر و پاکدامن ایشان و مومنین و مومنات و صالحین و صالحات و فرزندان پاکشان تمام شیعیان حضرت علی از ابتدا و تا انتها . بر ایشان یعنی حضرت علی (ع) تا به ابد باد. انشاالله.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: