راه پیروزی و نجات

تاریخ این امت همواره به میزان تمسكش به «لا اله الا الله» و عمل به مقتضیات آن وابسته است، زیرا «لا اله الا الله و محمد رسول الله» تنها ریشه هایی است كه این امت را در زمین ثابت و استوار می گرداندو به وی حیات، قدرت و تمكین می بخشد.

البته نباید اشتباه كرد كه «لا اله الا الله» صرفا میراثی است تاریخی و بس، اگر چه قطعا ریشه ای تاریخی دارد و هیچ اندیشه ای و اصلی در طول تاریخ، با هیچ ملتی آنقدر اتصال و ارتباط نداشته است كه «لا اله الا الله و محمد رسول الله» بیش از چهارده قرن با این امت، داشته است با این وصف نیز «لا اله الا الله و محمد رسول الله» تنها به عنوان ریشه های تاریخی به معنای متعارف امروز نمی تواند باشد. زیرا «لا اله الا الله» یك میراث تاریخی نیست كه دوره اش گذشته باشد و صرفا به عنوان یك میراث فرهنگی باقی مانده باشد، بلكه «لا اله الا الله» نیرویی است كارآمد، فعال برای همیشه، در هر لحظه می توان از حقیقتش بهره مند شد و انسانها همواره می توانند به مقتضایش عمل كنند و «لا اله الا الله» نیرویی است كه حال و آینده را ساماندهی می نماید.

و به همین جهت است كه خداوند متعال بنی اسرائیل را به خاطر اینكه كتابشان را صرفا به عنوان یك میراث فرهنگی تلقی كرده بودند، مورد سرزنش قرار داده است:

{ فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لَا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآَخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ } (الاعراف 169)

{ بعد از آن فرزندان ناخلفی جانشین آنان شدند كه وارث كتاب(آسمانی تورات) گشند. كالای این جهان دنی را دریافت می داشتند و می گفتند (انشاالله) بخشیده خواهیم شد! و حال آنكه اگر باز هم كالایی همانند كالای نخست (از راه حرام و حتی با تحریف كلام) به دستشان می رسید آنرا دریافت می داشتند. مگر از آنان در كتاب (تورات) پیمان گرفته نشده است كه از زبان خدا جز حق نگویند؟ و حال آنكه آنچه را در كتاب (تورات) است خوانده و فهم كرده اند و (دیده اند كه باید حق را بگویند نه باطل را ومتاع) دنیای دیگر، بسی بهتر (از كالای این دنیا) برای كسانی است كه پرهیزگاری كنند. مگر عقل ندارید و نمی فهمید؟} اعراف/169

ورثوا الكتاب: یعنی اینكه كتاب را به عنوان میراثی بجای مانده از آباء و اجدادشان تلقی كرده اند و اینطور نبود كه خود را ملزم به انجام آنچه در این كتاب آمده است، بدانند. چنانچه آبا و اجدادشان خود را ملزم می دانستند.

خداوند در كلام پاكش آنان را «خلف» نامید. و خلف در لغت به جانشینان بد، اطلاق می شود. خداوند آنها را اینگونه توصیف نمود به جهت اینكه تعالیم كتاب را به فراموشی سپرده و با حرص شدید بر دارائیهای دنیا رو ی آورده اند. آنها با وجود درك این حقیقت كه حرص بر دنیا، آنها را به مخالفت با كتاب وا می دارد و دارند اعمال نادرست و زشتی را انجام می دهند، با این وصف نیز ادعا می كردند كه خداوند ما را می بخشد و بدیهی است تا زمانی كه به مقتضای مغفرت الهی جنت برای آنها تضمین شده باشد، دلیلی برای اینكه مرتكب خطا و گناه نشوند وجود ندارد.

اكنون دقت نمایید آیا وضعیت امت اسلامی در دوران اخیر، چندان تفاوتی با جانشینی بدی كه در قرآن نسبت به بنی اسرائیل بیان شده است، دارد؟

آیا مسلمانان كتابشان را به عنوان میراثی فرهنگی اتخاذ ننموده اند؟ و آیا از زیر بار تكالیفش شانه خالی نكرده اند؟ آیا بر خلاف خواسته هایش عمل ننموده اند؟

مگر چنین نیست هرگاه مورد تذكر قرار می گیرند، بلافاصله جواب می دهند: خداوند بخشنده و مهربان است، امت محمدی انشاالله به خیر و عافیت است، خداوند، خدای دلهاست، مادامی كه قلبت از ایمان سرشار باشد، هیچ خطری تورا تهدید نمی نماید؟!

و افزون بر این عده ای از مسلمانان معاصر پا را فراتر گذاشته و اینگونه نیز گفتند: «قرآن بر گذشتگان نازل شده است تا در زمان خویش به آن عمل كنند»، این دسته از مسلمانان با توجه به تكامل و تحولاتی كه در زندگی رخ داده است، دیدشان نسبت به قرآن عوض شده و دارای شیوه تازه ای از زندگی گردیده اند و معتقدند كه ما اكنون ملزم به انجام احكام قرآن نیستیم.

مگر عده ای از مسلمانان نگفتند این طرز عمل، نوعی ارتجاع و عقب ماندگی است؟ شیوه ایست بدور از كاروان پیشرفته و موفق بشریت.

و اگر چنانچه به آنها هشدار داده شود كه با این بینش دارند از دایره دین خارج می شوند (و آنها خود بر این نكته واقفند) با غرور تمام می گویند: ما مسلمانیم و به خدا ایمان داریم! آیا هر كس با شما مخالفت نماید، باید وی را از دایره دین خارج نمایید؟

آیا این وضعیت مسلمانان، با جانشینی بدی كه از بنی اسرائیل سر زد تفاوت دارد؟

آنچه امروز امت اسلامی به آن دچار شده است چیزی غیر از سنن الهی كه خداوند در كتابش از آنها یادآوری نموده است، نیست، فقط تفاوت در تاثیراتی است كه باید از حوادث روزگار بر نفوس مومنین به جا بماند. زیرا نفوس مسلمانان كنونی شعور و احساس خویش را در اثر ضعف تمسكشان به كتاب الله و عدم تدبر معانی آن، از دست داده اند.

{أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ} (165 آل عمران)
{ آیا هنگامی كه مصیبتی (در جنگ احد) به شما دست داده است (و می گویید:) این (كشتارو فرار) از كجاست؟ و حال آنكه (در جنگب بدر) دو برابر آن (پیروزی) كسب كرده اید (و از طرف كشته و اسیر گرفته اید؟) بگو: این (شكست خوردن و كشته شدن) از ناحیه خودتان است، بی گمان خداوند بر همه چیز توانا است. و آنچه (در جنگ احد) در روزی كه دو دسته ( مومنان و كافران) با هم نبرد كردند به شما رسید، به فرمان خدا (وبرابر اراده و قضا و قدر پروردگار) بود.} آل عمران/165-166

آری تقدیر است اما شما هم به سبب مخالفتتان با دستور خدا و رسول صلی الله علیه و سلم در تحقق آن دخالت داشتید.

آن روز مسلمانان این درس را عمیقا به خاطر سپردند و هیچ وقت دوباره مخالفت امر رسول خدا صلی الله علیه و سلم از آنها سر نزد.

اما از آن روزی كه شانه خالی كردند و درسها را به فراموشی سپردند و به انحراف كشیده شدند، سنن الهی كه با هیچ كس شوخی و جانبداری ندارد، پی در پی به سراغشان آمد و دشمنان سرزمینشان را اشغال نمودند.

زمانی كه هجوم دشمنان در كشورهای اسلامی، مسلمانان را غافلگیر نمود برخی به ضرورت ایجاد بعضی اصلاحات نظر داده و بنام اصلاحگران در تاریخ مشهور شدند. اینها جهت پیشرفت و ترقی و دست یافتن به قدرت و توانایی و از بین بردن آثار عقب ماندگی و محرومیت، خواستار درآمدن از شیوه دینی، یا حد اقل منحصر نمودن دین در دایره محدود عقاید و شعائر شدند و تاكید نمودند كه باید شیوه غربی را در فكر و روش پیاده نمود.

دو قرن كامل بر این اندیشه گذشت. اصلاحگران مزبور در طول این مدت حهت رسیدن به اهداف مطلوب خویش، تمام مظاهر زندگی غربی را تجربه نمودند، اما نتیجه بدست آمده از زحمتهای دو قرن تلاش چه بود؟

یهود در فلسطین… صربها در بوسنی و هرزگوین… هندو ها در هند و كشمیر….امريكا در افغانستان وعراق و…. دیگران… در جاهای دیگر…

جهان اسلام تا گوشهایش در بدهی، عقب ماندگی شدید در زمینه های علمی، صنعتی، تكنولوژی، فقر كامل و مهمتر از همه فساد اخلاقی.

آری! اصلاحات اینگونه انجام گرفت!

با ایجاد مدارس، دانشگاه ها، راه های ارتباطی، رسانه های گسترده تبلیغاتی، دارایی ها و سرمایه ها، ساختمانها و عمارتها و انواع و اقسام كالاها، وجود تحصیل كرده های دختر و پسر…

اما دشمن صهیونیستی صلیبی، هیچ اهمیتی به این امكانات قائل نبوده و و به هیچ وجه از این توانایی ها نمی هراسد زیرا مطمئن است كه كلید تمام این امكانات در دست خودش می باشد، هر وقت خواسته باشد باز می كند و هر وقت خواسته باشد می بندد و معمولا بیشتر می بندد تا اینكه باز نگه دارد یا عمدا درب آنچه باعث قدرت و قوت می شود را می بندد و درب آنچه به ضعف و زبونی می انجامد، می گشاید.

بدین جهت است كه آنها در صدد آمارگیری و شمارش توپ اندازهای مسلمانان بر نمی آیند كه چند خمپاره انداز دارند؟ چرا كه آنها خودشان هستند كه این تجهیزات را به مسلمانان می فروشند و هر وقت تعدادشان افزایش یافت فروش را متوقف می گردانند. و همینطور در صدد آمارگیری مدارس و دانشگاههای مسلمانان نیز بر نمی آیند زیرا آنها خودشان هستند كه از طریق تهاجمات فكری، اندیشه های تحصیلكردگان و استادان را شكل می دهند.

و همچنین در صدد شمارش دستگاه های ماشین مورد استفاده مسلمانان نیز بر نمی آیند زیرا آنها خودشان هستند كه این وسائط نقلیه را برای مسلمانان جهت افزایش درآمد و سرمایه خویش، صادرمی كنند و هیچ گاه از افزایش صادرات خویش ناراحت نیستند و تازه خرسند هم می باشند.

اما آنها با دقت كامل و حساسیت غیر قابل وصف، به شمارش و آمارگیری انجمن های اسلامی می پردازند. تعدادشان چقدر است؟ پیروانشان چند نفر هستند؟ چه تعداد از جوانان، متدین گردیده اند؟ و چه تعداد از دختران محجبه شده اند؟…

علت این حساسیت شدید نیز روشن است زیرا دقیقا درك كرده اند كه قبل از هر چیز، منبع قدرت حقیقی كه نباید نادیده گرفته شود، اینجا نهفته است:

{ الذین آتیناهم الكتاب یعرفونه كما یعرفون أبناءهم}

{ آنانكه بدیشان كتاب (آسمانی) داده ایم (یهود و نصاری) او را (كه محمد نام و پیغمبر خاتم است، خوب) می شناسند، بدانگونه كه پسران خود را می شناسند.} بقره/146

امت اسلامی باید به واقعیتی كه غرب به آن یقین دارد كاملا یقین داشته باشد و آن اینكه منبع قدرت حقیقی، ایمان صادقانه به لا اله الا الله و عمل صادقانه به مقتضای آن است. آنگاه است كه خمپاره ها، تانك ها، هواپیماها، مدارس، دانشگاه ها، راه های ارتباطی، سرمایه و دارایی ها، ابزار قدرت حقیقی می شوند نه ابزار زینت و فساد.

در كتاب «مفاهیم ینبغی ان تصحح» * ماجرایی را كه فرمانده كناره «غزه» برایم نقل كرده بود آورده ام، وی ماشینش اشتباها وارد منطقه غصبی در دست یهود شده بود و به این طریق به اسارت آنها در آمده بود، اولین سؤال افسر یهودی هنگام بازجویی از ایشان این بود: آیا هنوز در بین سربازان مصری افرادی از اخوان المسلمین وجود دارند؟ او در جواب گفته بود خیر، اما برای چه؟ افسر یهودی جواب می دهد: ما آنچه را در سال 1956 به وقوع پیوست هرگز فراموش نمی كنیم، هنگامی كه دو تن از افسران اخوانی با بستن گذرگاه «متلا» (1) شش ساعت كامل، تمام سپاه یهودی را متوقف گردانیده بودند و سر انجام هر دو تا روی دستگاه هاوان خویش جان داده بودند.

در كتاب مزبور من در ذیل این ماجرا گفته ام: یهود از توپ و تانك فی نفسه هراس ندارد، زیرا تجهیزات مدرن تر از این را در اختیار دارند، فقط هراسشان از فردی است كه با قلب وابسته به «لا اله الا الله» پشت این توپ و تانك قرار گرفته است.

بازگشت صادقانه به «لا اله الا الله» تنها راه نجات این امت از مشكلات دامنگیر وی می باشد و این همان چیزی است كه دشمنان صلیبی صهیونیستی همواره از آن بیم دارند و می كوشند به هر وسیله ممكن كه شده است، این امت را از رسیدن به آن باز دارند.

البته چنانچه بارها گفته ام این به آن معنا نیست كه ما تمام مدارس، دانشگاه ها، راه های ارتباطی، ابزار رشد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تمدن را به خاطر تصحیح عقاید مردم، نادیده بگیریم و رسول خدا صلی الله علیه و سلم نیز در برنامه تربیتی اصحاب چنین نفرموده است كه زندگی تان را رها نمایید و به هیچ وجه آن را مورد توجه قرار ندهید، كودكانتان و زنانتان را گرسنه بگذارید، هیچ صنعتی را یاد نگیرید تا من بتوانم عقائد شما را تصحیح نمایم و شما را بر ایمان صحیح تربیت كنم.

برعكس رسول خدا صلی الله علیه و سلم آنها را در حالی كه به فعالیتهای طبیعی روزانه شان مشغول بودند، تعلیم و تربیت می نمود زیرا به هیچ وجه یكی از این دو عمل موقوف بر اهمال دیگری نیست و هیچ كدام نیز جایگزین دیگری نمی تواند بشود.

این واقعیتی است كه امت باید حتما به آن اذعان داشته باشد: تنها شناخت، كافی نیست زیرا شناخت فی نفسه اغلب در دایره ذهن ساكن و بدون تحرك می باشد و شناخت به تنهایی نمی تواند انسان را به حركت در آورد، مانند فلسفه تاریخ و سایر معلومات ذهنی كه در قالب اذهان طلاب و دانشجویان ریخته می شود.

اما یقین با شناخت تفاوت عمده ای دارد، یقین از ذهن به قلب منتقل می شود و در آنجا ریشه می دواند و به وجدانی تبدیل می گردد كه با قلب به تپش در می آید و سپس در زندگی واقعی بروز می نماید و دقیقا این همان چیزی است كه رسول خدا صلی الله علیه و سلم یارانش را بر اساس آن تربیت می نمود و شكی نیست كه نیاز شدید امت نیز در این واقعیت نهفته است.

روشن است كه معارف اسلامی واضح است، اگر چه برخی از این معارف بر اثر شدت تهاجم فكری غرب و واقعیت تلخی كه جاهلیت معاصر بر مسلمانان تحمیل نموده است، بار دیگر در اذهان، غریب گردیده است مانند موضوع تنفیذ شریعت، حدود آزادی زن، اقتصاد ربوی و غیر ربوی، قضایای مربوط به فرهنگ و سیاست، موضع گیری در برابر غرب، قضیه جهاد، شناخت محافل جهانی، موضوع جهان و ارتباطاتی كه وی را به منزله قریه ای در آورده است.

لازم به نظر می آید كه باید نویسندگان اسلامی برای بیان حقایق اسلامی در این موارد و زدودن تاریكی و ظلمتی كه این حقائق را در اذهان نسلهای تربیت شده بر تهاجم فكری تحت پوشش قرار داده است، دست بزنند و برای ایجاد شناخت لازم نسبت به حقائق اسلامی گامی بردارند اما نباید فراموش كنیم چنانچه قبلا بیان شد تنها شناخت كافی نیست، باید شناخت تبدیل به یقین شود. باید امت بر واقعیت اسلام تربیت شود و مشكل اساسی كه همواره دعوت با آن مواجه می شود اینجا نهفته است.

منبع: عقيده

یک پاسخ

  1. لااله االا الله محمدرسول الله وكلمه ي حتمي نجات
    (عـلي ولــي الله)است.
    به خدا قسم كسي كه اين سه كلمه راقبول داشته باشد بهشتي است.
    ولايت علي بن ابي الطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: