اعتقاد به تحریف قرآن

هیچ شکی نیست در اینکه قرآن کریم کتاب خداست و معجزه و دلیل و حجت رسول الله است که خداوند آن چراغی برای مردم قرار داده تا از هدایات آن رهنمون بشوند، و راه مستقیمی قرار داده که بر آن را بروند، و آن را امام و پیشوای قرار داده تا به آن اقتداء کنند. قران با نقل متواتر، بطور نوشته و شفاهی نسل از نسل بدون هیچ گونه تغییر و تبدیل به ما رسیده است. طبق فرمایش خداوند:

﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾.
یعنی: «ما قرآن را نازل کردیم و همانا ما نگهدار آنیم».
و فرموده خداوند:
﴿لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ﴾.
یعنی: «هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به آن راه نمی‌یابد».

اما آیا کسانی هستند که قائل به تحریف قرآن باشند وبه قرآنی که بین مسلمانان وجود دارد اعتقاد نداشته باشند؟
آری ! عده ی زیادی از علمای شیعه این امر را در کتب خود ذکر کرده اند وکتابهای زیادی را برای اثبات تحریف قرآن تالیف کرده اند.
از جمله این علما می توان افراد زیر را نام برد :

نعمت الله جزایری در کتاب (الانوار النعمانیه)
علی بن ابراهیم قمی در کتاب (تفسیر قمی)
محمد باقر مجلسی در کتاب (مرآة العقول من شرح أخبار آل الرسول)
حاج میرزا حبیب الله هاشمی خوئی در کتاب (منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة)
ابو منصور احمد بن منصور طبرسی در کتاب (الاحتجاج)
نوری طبرسی در کتاب (فصل الخطاب)
محمد بن مرتضی کاشانی ملقب به فیض کاشانی در کتاب (تفسیر صافی)
میثم بحرانی در کتاب (شرح نهج البلاغه)
یوسف بحرانی در کتاب (الدرر النجفیه)
سید عدنان بحرانی در کتاب (مشارق الشموس الدریة)
سلطان محمد بن حیدر خراسانی در کتاب (تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة)
ابوالحسن عاملی در کتاب (مرآة الانوار و مشکاه الاسرار)
محمد بن نعمان (شیخ مفید) در کتاب (مسائل السروریه)
محمد بن حسن الصفار در کتاب (بصائر الدرجات)
سیدعبدالله شبر در کتاب (منیة المحصلین فی حقیقة طریقة المجتهدین )
محمد بن ابراهیم نعمانی
سعد بن عبدالله قمی در کتاب (ناسخ القرآن و منسوخه)
سید علی بن احمد کوفی در کتاب (بدع المحدثة)
محمد بن مسعود عیاشی در کتاب (تفسیر عیاشی)
شیخ فرات بن ابراهیم کوفی
محمد بن عباس ماهیار
ابو سهل اسماعیل بن علی بن اسحاق بن ابی سهل بن نوبخت
شیخ متکلم و فیلسوف ابو محمد حسن بن موسی
ابو اسحاق ابراهیم بن نوبخت
اسحاق الکاتب
حاجب بن اللیث بن سراج
شیخ فضل بن شاذان، در کتاب (الایضاح)
شیخ محمد بن الحسن شیبانی در کتاب (تفسیرنهج البیان عن کشف معانی القرآن)
علمای نام برده شده از بزرگترین علمای تشیع هستند ومقام ومنزلت آنها نزد شیعه همانند مقام ومنزلت امام بخاری وابوحنیفه ومالک وشافعی واحمد ابن حنبل وابن تیمیه و… نزد اهل سنت است.

حال این سوال پیش می آید که علمای شیعه برای چه می‌گویند قرآن تحریف شده و ناقص است؟
بخاطر اسباب زیرمعتقد به تحریف در قرآن شده‌اند:
اولاً- عدم ذکر امامت در قرآن کریم:
همانا شیعه اعتقاد دارد که مسأله امامت، در معتقدات اساسی داخل است که منکر آن کافر می‌گردد، پس متعلق است به ایمانیات مانند ایمان به خدا و رسول (صلى الله علیه وسلم). و می‌گویند: همانا ولایت افضل‌ترین ارکان اسلام می‌باشد.
زراره از ابو جعفر روایت می‌کند که فرمود: اسلام بر پنج چیز بنیان شده: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت، زراره می‌گوید: گفتم: و کدامیک از آنها افضل‌تر می‌باشد:
ایشان فرمودند: ولایت افضل می‌باشد . (یعقوب کلینی، کتاب ایمان و کفر – باب دعائم اسلام 2/22).
ولایت با وجود این همه عظمت و اهمیتش برای چه در قرآن ذکر نشده؟
برای چه نماز، و زکات و غیر از آن دو از ارکان اسلام در قرآن به طور صریح و واضح ذکر می‌شود،اما ولایت ذکر نمی‌شود؟
پس هنگامی که این مشکل پیش آمد، بسوی این گفتار روی آوردند که قرآن تحریف شده، در آن تغییر ایجاد شده، آیات بسیاری از آن حذف شده، کلمات بسیاری از آن ساقط گردانیده شده، بزرگان اصحاب و امت اسلامی بخاطر کینه با علی و دشمنی با فرزندانش، و بخاطر از بین بردن میراث رسول الله (صلى الله علیه وسلم) اینها را حذف نموده‌اند
ثانیاً: شیعه بخاطر رهایی یافتن از تناقضی که بین قرآن و کتب شیعه درباره مقام و منزلت صحابه (رضی الله عنهم) وجود دارد معتقد به تحریف در قرآن شده‌اند
قرآن کریم فضل و برتری اصحاب رسول الله (صلى الله علیه وسلم) را ذکر می‌کند، بطوری که قران بر مقام بلند آنها و شأن و مرتبه، و درجه رفیع‌شان گواهی می‌دهد اما روایتی در کتب شیعه وجود دارد که صحابه را تکفیر میکند. (این روایات را انشا الله در فرصت های بعدی در سرداب مورد بحث قرار خواهم داد)
ثالثاً: از اسبابی که آنان را به طعن در قرآن واداشت، عدم ذکر اساسی ائمه و فضلشان و معجزاتشان و فضل زیارت قبورشان در قرآن کریم، علمای شیعه مجبور شدند که صحابه را به حذف فضایل ائمه و معجزاتشان از قرآن کریم متهم سازند. (سخن و حدیث شیعه از فضایل و صفات ائمه‌ بسیار است و خطرناک که به طور مفصل بعدا به آن خواهم پرداخت)

دراینجا به بررسی روایات و احادیث و آراء وارده در کتب شیعه در مورد تحریف قرآن می پردازیم .

نام کتاب : تفسیر الصافی

مولف: فیض کاشانی

چاپ کتاب فروشی صدر – تهران جلد 1

تفسیر صافی یکی از بزرگترین کتب تفسیر نزد شیعه می باشد. فیض کاشانی صاحب این تفسیر در مقدمه اش درباره نامگذاری این تفسیر می گوید: » شایسته است که این تفسیر صافی نامیده شود بخاطر پاک و صاف بودن آن از آراء ناصاف و کدر، خسته کننده و سر گردان کننده عامه(منظور اهل سنت).
او مقدمة ششم کتابش را برای اثبات تحریف قرآن تخصیص داده است.

ترجمه فارسی:

مقدمه ششم- درباره جمع‌آوری قرآن، و تحریفش، و اضافه و کمی‌اش و تأویل آن.
(مولف بعد از ذکر روایاتی که برای تحریف قرآن از آنان استدلال کرده است نتیجه گیری کرده است که:) آنچه که از این روایت و دیگر از طریق اهل بیت (علیهم السلام) برداشت می‌شود این است که همانا قرآنی که اکنون نزد ماست، تمام آن نیست، چنانکه بر حضرت محمد (صلى الله علیه وسلم) نازل شد. بلکه چیزهایی از آن مخالف است با آنچه خداوند نازل کرده است.
و برخی از آن تغییر و تحریف شده است. و همانا چیزهای بسیاری از آن حذف گردیده است، از جمله نام علی (علیه السلام) در جاهای بسیار، و همچنین لفظ «آل محمد» (صلى الله علیه وسلم) بیش از یکبار، و نام منافقین از جاهایش، و چیزهای دیگر از آن، و همچنین این قرآن بر ترتیبی که مورد رضا و پسند خدا و رسول الله (علیه وآله وسلم) باشد نیست

نام کتاب : اصول کافی
مولف: یعقوب کلینی
ناشر :دارالکتب الاسلامی – تهران
(معتبرترین کتاب حدیث نزد شیعه)

ترجمه فارسی :
… مدتی سکوت کرد و سپس گفت : (یعنی حضرت ابا عبدالله گفت : ) ما نزد خود مصحف فاطمه داریم و آنها چه دانند که مصحف فاطمه چیست. گفتم : ( یعنی أبی بصیر » کسی که این روایت را عمر الحلبی از او نقل می کند» گفت : ) مصحف فاطمه چیست ؟ گفت : (یعنی أبا عبدالله علیه السلام گفت: ) مصحفی که در آن سه برابر قرآن شما در آن آیه وجود دارد و به خدا قسم که در آن هیچ حرفی از قرآن شما وجود ندارد.

نام کتاب : اوائل المقالات

مولف: شیخ مفید

انتشارات دارالکتب اسلامی بیروت

ترجمه فارسی :

همانا اخبار و روایات از ائمه هدی از آل محمد (صلى الله علیه وسلم) درباره اختلاف قرآن، و آنچه که ستمکاران در آن بوجود آورده‌اند از حذف و نقصان بطور مستفیض آمده است‌.

نام کتاب : الزام الناصب فی اثبات حجة الغائب

مولف : علی حائری

انتشارات الاعلمی بیروت

ترجمه فارسی
حضرت علی پس از وفات پیامبر قرآنی را که پیامبر به داده بود آورد وخطاب به مردم گفت: …
این کتاب خداست که رسول خدا صلی الله علیه وسلم به من دستور داد که آن را برای شما عرضه کنم تا اتمام حجت باشد برای شما در روز قیامت .سپس فرعون و نمرود این امت (منظور مؤلف حضرت ابوبکر است) جواب داد : که ما به قرآن تو محتاج نیستیم . حضرت علی گفت : این جواب تو را قبلا حبیب من حضرت محمد به من خبر داده بود اما من می خواستم حجت را بر شما تمام کنم . پس حضرت علی در حالی که می گفت : ( لا اله الا أنت وحدک لا شریک لک لا راد لما سبق من عملک و لا مانع لما اقتضته حکمتک أنت الشاهد لی علی عملهم یوم العرض علیک ) به منزل خود بازگشت.

سپس ابن قحافه ( حضرت ابوبکر) گفت : ای مسلمانان هر کس اگر آیه یا سوره ایی از قرآن نزد خود دارد بیاورد ، پس ابو عبیده ابن الجراح ، عثمان ، سعد ابن ابی وقاص ، معاویه ابن ابی سفیان ، عبدالرحمن بن عوف ، طلحه بن عبدالله ، ابو سعید الخدری ، حسان بن ثابت و گروهی از مسلمانان قرآن را جمع آوری کردند و همه آیاتی را که در مذمت آن ها به خاطر کارهایی که بعد از وفات سید المرسلین انجام داده بودند، آمده بود حذف کردند به همین دلیل خیلی از آیات قرآن بی ارتباط به هم است. و قرآنی که حضرت علی جمع آوری کرده است نزد صاحب الأمر (ع) محفوظ است و در آن هیچ شکی نیست که کلام خداست.

نام کتاب : نور البراهین

مولف: نعمت الله جزایری

چاپ : انتشارات موسسه نشر اسلامی – قم

ترجمه فارسی :
می گویم : اصحاب و علمای ما در کتاب های اصول حدیث و غیره روایات بسیار زیادی در حد تواتر نقل کرده اند که دلالت بر این می کند که قرآن تحریف شده است و بسیار در آن نقص و زیادی وجود دارد.

از جلمه روایات : روایات سادات اطهار در مورد آیه : (کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ). فرمودند : چطور ممکن است این امت بهترین امت باشد که حضرت حسین ابن علی را کشته است بلکه آیه به این شکل بود کنتم خیر (أئمة) یعنی در شأن اهل بیت نازل شده است و همچنین آن چه را با سندهای فراوان از ایشان نقل شده است در مورد قول خداوند : ( أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ) فی (علی).

……(مولف در ادامه میگوید : ) روایات واحادیث در این مورد (در مورد تحریف قران) اگر همگی ذکر شوند کتاب بسیار بزرگی حاصل میشود ( یعنی روایات در این مورد بسیار فراوان است )

نام کتاب : تفسیر قمی

مولف : شیخ ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی

شیخ ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی، از اساتید و مشایخ ثقه‌الاسلام محمد بن یعقوب کلینی می‌باشد. این تفسیر مورد استناد کتب اربعه ( کتب اربعه: الکافی ، من لا یحضره الفقیه ،تهذیب الاحکام ،الاستبصار )است و یکی از منابع این کتب و مربوط به قرن ۳ و ۴ هجری قمری است.

ترجمه فارسی(قسمتهای درون کادر قرمز):

﴿کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ﴾.
ابو عبدالله (علیه السلام) به خواننده این آیه گفت: بهترین امت امیر المومنین و حسن و حسین بن علی را می‌کشند!؟ پس به ایشان گفته شد: ای پسر رسول الله پس چگونه نازل شده؟
آنگاه فرمود: نازل شده:
(کنتم خیر أئمة أخرجت للناس).

و‌ می‌گوید: و اما آنچه که از آن تحریف شده فرموده خداوند: ﴿لَکِنِ اللَّهُ یَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَیْکَ فی علی أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِکَةُ یَشْهَدُونَ). چنین نازل شد.
و قول خداوند:
﴿یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فی علی وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ﴾
و قول خداوند :
(إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَظَلَمُواْ آل محمد حقهم لَمْ یَکُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ)
و قول خداوند :
(وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا آل محمد حقهم أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ)
و قول خداوند :
(لَوْ تَرَى) الذین ظلموا آل محمد حقهم (فِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ)
و امثال این آیات زیاد است که ما آن ها را در مواقع خود ذکر می کنیم.

نام کتاب : الدرر النجفیه

مولف : یوسف بحرانی

نشر موسسه ال بیت

ترجمه فارسی:

آنچه از دلالت صریح و گفتار روشن در این روایات می‌باشد پوشیده نیست، بر آنچه که ما اختیار کرده‌ایم و واضح بودن آنچه که گفته‌ایم، و اگر راه طعنه زدن به این روایات(روایاتی که مولف در همین کتاب برای اثبات تحریف در قرآن ذکر کرده است) باز شود با وجود بسیاری آن و منتشر شدنش، هرآینه طعنه‌زدن به تمام روایات شریعت(مذهب شیعه) ممکن خواهد بود.
چنانچه که پوشیده نیست که اصول یکی است، و همچنین طرق و ‌راویان و مشایخ و نقل کنندگان یکی می‌باشد، بجانم سوگند، همانا قول به عدم تغییر و تبدیل از گمان خوب به ائمه جور(خلفای راشدین) خارج نمی‌شود، و اینکه آنان در امانت بزرگ (امامت حضرت علی )خیانت نکرده‌اند، با وجود آشکار شدن خیانتشان در امانت دیگری ( منظورش قرآن )که ضررش بر دین بیشتر می‌باشد.

توضیح : عالم بزرگ شیعه می گوید که نمی تواند در روایاتی که در کتب شیعه درباره اثبات تحریف قرآن آمده طعنه‌ای وارد سازد زیرا که طعنه زدن به آنها طعنه زدن به شریعت مذهب شیعه می‌باشد.

نام کتاب : الانوار الوضیه فی العقائد الرضویه

مولف: حسین بحرانی

ترجمه فارسی :
(1) بین علمای ابرار ما رضوان الله علیهم در این مسأله اختلاف نظر دارند.
گروهی از علما محفوظ ماندن قرآن (از تحریف) را فقط مربوط به محدوده زمانی معینی می دانند و گروهی محفوظ ماندن قرآن (از تحریف) را در غیر از الفاظ آن می دانند. ( یعنی امکان تحریف در الفاظ وجود دارد.) و برخی دیگر اعتقاد به محفوظ ماندن قرآن چه در معانی و یا حتی در مبانی آن ندارند ، اما بنا به روایات معصومین (ع) قرآن حجت خدا بر مردم است و باری است بر دوش امت و باید آن را پذیرفت و به آن تن داد. اگر چه در آن تحریف رخ داده شده باشد.!!؟؟

نام کتاب : فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الارباب

مولف : حسین بن محمد نوری طبرسی

تا قبل از سال 1292 روایت و گفتار شیعه درباره تحریف در کتابهای گذشته‌شان پراکنده بود، و بیشتر مردم بر آن آگاهی نمی‌یافتند تا اینکه که نوری طبرسی یکی از علمای بزرگ شیعه در سال 1292 هجری در شهر نجف کتاب بزرگی برای اثبات تحریف قرآن تالیف نمود، و نام آن را (فصل الخطاب فی إثبات تحریف کتاب رب الأرباب) نامید، و در این کتاب روایات بسیاری برای اثبات دعوایش درباره این که قرآن تحریف است ذکر نموده است، و بر مهمترین مصادر نزدشان از کتابهای حدیث و تفسیر اعتماد کرده و از آنها صدها روایات منسوب به ائمه درباره تحریف بیرون آورده است، و ثابت کرده است که عقیدة تحریف قرآن، همان عقیده علمای گذشته‌شان می‌باشد

او در کتاب خود می نویسد : که بعضی از آیات قرآن مسخره و الکی(سخافة) است. به صفحه زیر که از کتاب فصل الخطاب می باشد دقت کنید.

مولف در مقدمه سوم کتابش اسامی علمای مذهب تشیع را که معتقد به وقوع تحریف در قرآن بودند را ذکر کرده است

برای مشاهده این صفحات اینجا کلیک کنید

توجه:فقط برخی از قسمتهای صفحات فوق ترجمه شده است .

ترجمه فارسی:

مقدمه سوم (در ذکر اقوال علمایشان درباره تغییر قرآن و عدمش) پس بدان که برای آنان در این باره گفتار بسیاری وجود دارد که مشهور آن دوتا می‌باشد
و این مذهب شیخ بزرگوار علی بن ابراهیم قمی – شیخ کلینی – در تفسیرش می‌باشد. وی در اول تفسیرش تصریح نموده و کتابش را از این روایت پر کرده است با وجود اینکه ایشان در اول کتابش خود را ملزم نموده که در این کتاب، ذکر نکند مگر از مشایخش و افراد معتمد و ثقه در نزدش.
و مذهب شاگرد وی ثقه الاسلام کلینی (رح) می‌باشد، و بخاطر نقل روایت بسیار و صریحی در این زمینه در کتابش.
و با این مذهب ثقه بزرگوار محمد بن حسن الصفار در کتاب بصائر الدرجات دانسته می‌شود.
و این مذهب صریح ثقه محمد بن ابراهیم نعمانی شاگرد کلینی و صاحب کتاب مشهور «الغیبه»، و در (تفسیر کوچک)، آن کتابی که فقط اکتفا نموده در آن بر ذکر انواع آیات و اقسام آن، و در حقیقت به منزلة شرح برای مقدمة تفسیر علی بن ابراهیم، می‌باشد.
و مذهب صریح ثقه بزرگوار سعد بن عبدالله قمی در کتاب ناسخ القرآن و منسوخه می‌باشد چنانکه در جلد 19 از بحار آمده است، همانا وی بابی منعقد نموده بنام (باب تحریف در آیاتی که خلاف آن چیزی که خداوند نازل نموده است، از آنچه که مشایخ ما از علمای آل محمد (علیهم السلام) روایت کرده‌اند).
سپس روایت بسیاری ذکر نموده، که در دلیل دوازدهمین خواهد آمد پس ملاحظه فرمائید.
و سید علی بن احمد کوفی در کتاب «بدع المحدثة» تصریح نموده و ما قبلاً آنچه وی ذکر نموده در این معنا ذکر کردیم.
و این قول ظاهر بزرگان مفسرین و پیشوایان شیخ بزرگوار محمد بن مسعود عیاشی و شیخ فرات بن ابراهیم کوفی، و ثقه محمد بن عباس ماهیار می‌باشد. به تحقیق ایشان تفاسیرشان را از اخبار و روایات صریح در این باره، پر نموده‌اند، و از کسانی که به این قول تصریح نموده‌اند و آن را یاری داده‌اند شیخ بزرگ محمد بن محمد نعمان مفید، و شیخ متکلمین و جلودار نوبختی‌ها ابو سهل اسماعیل بن علی بن اسحاق بن ابی سهل بن نوبخت صاحب کتب بسیار که از جمله آنها «کتاب التنبیه فی الامامة» که صاحب صراط مستقیم از آن نقل می‌کند، می‌باشد. و همچنین خواهرزاده‌اش شیخ متکلم و فیلسوف ابو محمد حسن بن موسی، صاحب مولفات پسندیده و خوب که از جمله آنان «کتاب الفرق و الدیانات» است، می‌باشد.
و شیخ بزرگوار ابو اسحاق ابراهیم بن نوبخت صاحب «کتاب یاقوت»، که علامه آن را شرح داده در اولش آن را توصیف نموده به گفته‌اش: شیخ اقدم ما و امام اعظم مان.
و از جمله آنان اسحاق الکاتب، آن کسی که حجت (عجل الله فرجه) را مشاهده نموده، می‌باشد.
و رئیس این طائفه شیخی که چه بسا به معصوم بودن وی گفته شده، ابو القاسم حسین بن روح بن ابی بحر نوبختی سفیر سوم بین شیعه و حجت (صلوات الله علیه).
و از کسانی که قائل به تحریف قرآن هستند دانشمند فاضل و متکلم حاجب بن اللیث بن سراج، چنین در ریاض العلماء، توصیف وی آمده است.
و از کسانی دیگر که قائل به تحریف هستند، شیخ جلیل فضل بن شاذان، در جاهای از کتاب «الایضاح» و همچنین از کسانی دیگری که از گذشتگان که قائل به تحریف هستند شیخ جلیل محمد بن الحسن شیبانی صاحب کتاب تفسیر: «نهج البیان عن کشف معانی القرآن» می‌باشد.

مولف در همین کتاب برخی آیات و سور ذکر می کند و با استناد به احادیث و روایات مدعی می شود که این آیات و سوره ها از قرآن حذف شده اند !!!!
مثلا سوره النورین که به اعتقاد او توسط حضرت عثمان از قرآن حذف گردیده است !!! به متن سوره ی مزعوم النورین دقت کنید.

متن این سوره که در بالا مشاهده می کنید به شرح زیر است:

یا ایها الذین آمنوا بالنورین أنزلناهما یتلوان علیکم آیاتی ویحذرانکم عذاب یوم عظیم نوران بعضهما من بعضی وانا السمیع العلیم. إن الذین یوفون رسوله فی آیات لهم جنات النعیم (کذا) والذین کفروا من بعد ما آمنوا بنقضهم میثاقهم وما عاهدهم الرسول علیه یقذفون فی الجحیم ظلموا أنفسهم وعصوا الوصی الرسول أولئک یسقون من حمیم إن الله الذی نور السموات والارض بما شاء واصطفى من الملائکة وجعل من المومنین اولئک فی خلقه یفعل الله ما یشاء لا اله الا الله هو الرحمن الرحیم قد مکر الذین من قبلهم بر سلهم فأخذهم بمکرهم ان اخذی شدید الیم ان الله قد اهلک عادا و ثمود بما کسبوا و جعلهم لکم تذکره فلا تتفون و فرعون بما طغی علی موسی و اخیه هارون اغرقته و من تبعه اجمعین لیکون لکم ایه و ان اکثرکم فاسقون ان الله یجمعهم فی یوم الحشر فلا یستطیعون الجواب حین یسالون ان الجحیم ماواهم و ان الله علیم حکیم یا ایها الرسول بلغ انذاری فسوف یعلمون قد خسر الذین کانوا عن آیاتی و حکمی معرضون مثل الذین یوفون بعهدک انی جزیتهم جنات النعیم ان الله لذو مغفره و اجر عظیم و ان علیاً من المتقین و انا لنوفیه حقه یوم الدین ما نحن عن ظلمه بغافلین و کرمناه علی اهلک اجمعین فانه و ذریته لصابرون و ان عدوهم امام المجرمین قل للذین کفروا بعد ما آمنوا طلبتم زینه الحیاه الدنیا و استعجلتم بها و نسیتم ما وعدکم الله و رسوله و نقضتم العهود من بعد توکیدها و قد ضربنا لکم الامثال لعلکم تهتدون یا ایها الرسول قد انزلنا الیک آیات بینات فیها من یتوفاه مومناً و من یتولیه من بعدک یظهرون فاعرض عنهم انهم معرضون انا لهم محضرون فی یوم لا یغنی عنهم شیء و لا هم یرحمون ان لهم جهنم مقاماً عنه لا یعدلون فسبح باسم ربک و کن من الساجدین و لقد ارسلنا موسی و هارون بما استخلف فبغوا هارون فصبر جمیل فجعلنا منهم القرده و الخنازیر و لعناهم الی یوم یبعثون فاصبر فسوف یبصرون و لقد آتینا لک الحکم کالذین من قبلک من المرسلین و جعلنالک منهم وصیاً لعلهم یرجعون. و من یتولی عن امری فانی مرجعه فلیتمتعوا بکفرهنم قلیلاً فلا تسال عن الناکثین یا ایها الرسول قد جعلنا لک فی اعناق الذین آمنوا عهداً فخذه و کن من الشاکرین ان علیاً قانتاً باللیل ساجداً یحذر الآخره و یرجو ثواب ربه قل هل یستوی الذین ظلموا و هم بعذابی یعلمون سنجعل الاغلال فی اعناقهم و هم علی اعمالهم یندمون انا بشرناک بذریته الصالحین و انهم لأمرنا لا یخلفون فعلیهم منی صلوات و رحمه احیاء و اموتاً یوم یبعثون و علی الذین یبغون علیهم من بعدک غضبی انهم قوم سوء خاسرین و علی الذین سلکوا مسلکهم من منی رحمه و هم فی الغرفات آمنون و الحمدلله رب العالمین .

توضیح : این سوره علاوه بر اینکه در کتاب فصل الخطاب نوری طبرسی ذکر شده (کتاب فوق ) آنرا محمد باقر مجلسی در کتابش تذکره الائمه صفحات 18- 19 و همچنین محقق میرزا حبیب الله هاشمی خوئی در کتابش منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ج، ص، 217 ذکر نموده‌اند

و همچنین سوره ی ولایت !!!!

این سوره علاوه بر اینکه در کتاب فصل الخطاب نوری طبرسی ذکر شده (کتاب فوق ) در کتب زیر نیز آمده است

1)کتاب منهاج البراعه از علامه میرزا حبیب الله هاشمی خوئی ج، 2 ص، 217.
2)کتاب تذکره الائمه علامه محمد باقر مجلسی ص، 19-20 فارسی، چاپ ایران

علاوه بر این سوره های ساختگی در برخی از آیات قرآن نیز دست برده و در آن تغییراتی ایجاد کرده اند برای مثال آیت الکرسی را شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی که از محدثان شیعی قرن چهاردهم هجری است در کتاب مفاتیح الجنان به صورت زیر ویرایش کرده است.

نام کتاب : مفاتیح الجنان

مولف : شیخ عباس قمی

در حاشیه صفحه 74 و 75 این کتاب آیت الکرسی (آیه 255 سوره بقره ) به صورت زیر آمده است

توجه : در تصویر زیر حاشیه دو صفحه را در کنار هم قرار دادم

الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوات وما فی الارض و ما بینهما وما تحت الثری عالم الغیب والشهادة الرحمن الرحیم من ذا الذی هم فیها خالدون والحمد لله رب العالمین

قسمتی که با رنگ قرمز مشخص شده است در قرآن وجود ندارد!

موضوع اعتقاد به تحریف قرآن در مذهب تشیع را فعلا در همین جا به پایان می رسانم . گر چه روایات وارده در کتب شیعه در مورد تحریف قرآن خیلی بیشتر از آنچه است که در اینجا نقل شده است . علامه نوری طبرسی در کتاب فصل الخطاب از سید نعمت الله جزایری نقل می کند که روایات وارده در مورد تحریف قرآن بیش از 2000 روایت است.

فایل ویدیویی زیر مصاحبه ی یک عالم شیعه با یکی از شبکه های شیعی هست که در آن انواع تحریف در قرآن در مذهب تشیع را به طور صریح بیان می کند .این عالم شیعه برای توجیه حرفهای خود آراء خود را به همه مسلمین نسبت می دهد و میگوید این امر(تحریف قرآن) به اتفاق مسلمین اهل سنت وشیعه صحیح است !

مصاحبه با زبان عربی است.

لینک دانلود فایل ویدیویی

در صورت خراب بودن لینک یا فیلتر شدن آن به ما خبر دهید

در پایان این بخش از شما عزیزان می خواهم نطرات خود را مطرح کنید وراه حلهای ممکن برای حل این اختلاف اساسی بین اهل سنت وشیعه را بیان کنید تا انشالله بتوانیم با کمک هم وبا ارائه راه حل برای این امر عظیم وخطرناک در راه وحدت مسلمین گام برداریم

منبع: اسلام‌تكس

3 پاسخ

  1. بسم الله الرحمن الرحیم
    جامع ترین و کاملترین کلام، کلام معصومین علیهم الصلوه و السلام است که قرآن موجود را با هیمن وضعیت تایید فرمودند، جهت حفظ اسلام و انسجام و وحدت مسلمین. البته نباید از این نکته غافل شد که احتمال تحریف بسیار زیاد است، و چنانچه دشمنان اسلام در ابتدا قدرت می داشتند کل قرآن را حذف می کردند، کما اینکه به قول تاریخ بارها در صدد کشتن خود پیامبر بودند چه برسد به تحریف در کلامش، هم اکنون حتی به بازمانده های خانه رسول و مهبط وحی به عنوان آثار باستانی هم تگاه نمی کنند و توالت های عمومی را بر روی آن می سازند، یهودیها به نص صریح قرآن پیامبر می کشتند، این یهودیهای منافق به راحتی تمام از پس کشتن دختر رسول خدا بر می آمدند، شیاطین و یهودیها با عزمی راسخ در صدد حذف رسول خدا و قرآن و کلام وحی و كشتن أل رسول صلوات الله عليهم بوده و هستند و در اینحا معنای آیه شریفه انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون به مراتب آشکار تر می شود که با وجود این همه شیطان و یهود و فرعون و هامان تا کنون نتوانسته اند نور حق را خاموش کنند و خداوند متعال آن را از گزند نابودی در امان داشته.
    قرآن موجود و در دسترس در حال حاضر همین است و حبل الله المتینی است که بر هر مسلمانی است که به آن تمسک جوید تا همین ذخیره را هم از دست ندهد. ان شاء الله

  2. بسم الله الرحمن الرحیم
    آيا شيعه معتقد به تحريف قرآن است؟

    قرآن، معيار تشخيص حق و باطل و مايه جدايي درست از نادرست است؛ به اين معنا که هر سخني حتي آنچه به اسم روايات به ما مي رسد، بايد به قرآن بازگردانده شود، اگر با آيات آن سازگار است، حق و در غير اين صورت، باطل است.

    مشهور دانشمندان شيعه برآنند که هيچ گونه تحريفي در ساحت مقدس قرآن راه نيافته و قرآني که امروز در دست ما است، همان کتاب آسماني است که بر پيامبر گرامي نازل شد و هيچ زياده و نقصاني در آن صورت نگرفته است. براي روشن شدن اين سخن، به چند گواه روشن در اين زمينه، اشاره مي کنيم: نخست: پروردگار عالم صيانت و پاسداري از کتاب آسماني مسلمانان را تضمين نموده و مي فرمايد: « اِنّا نَحْنُ نَزَّلْناالذِّکْرَ وَانّا لَهُ لَحافِظُوْنَ » ما قرآن را فرو فرستاديم و يقيناً از آن نگهباني مي کنيم. روشن است که شيعيان جهان، از آنجا که قرآن را به عنوان سرلوحه انديشه و رفتارخود قرار مي دهند، به اين آيه شريفه ارج نهاده و به پيام آن در حفظ و صيانت کتاب خدا، ايمان دارند. دوم: پيشواي بزرگ شيعيان علي ( عليه السلام ) که خود همواره همراه پيامبرگرامي و از کاتبان وحي بود، در مناسبتهاي گوناگون ، مردم را به سوي همين قرآن، دعوت فرموده است که برخي از سخنان آن حضرت را يادآور مي شويم: «واعلموا أنّ هذا القرآن هو النّاصح الّذي لايغشّ و الهادي الّذي لايضلّ » بدانيد که اين قرآن، موعظه گري است که هرگز غش و خيانت نمي کند و راهنمايي است که هرگز گمراه نمي سازد. « اِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ لَمْ يَعِظْ أحَداً بِمِثْلِ هذَا الْقُرآنِ فَإنَّهُ حَبْلُ اللهِ الْمَتِيْنُ وَسَبَبُهُ الْمُبِيْنُ».

    خداوند سبحان، هرگز کسي را به مانند اين قرآن نصيحت نفرموده است، قرآن ريسمان ستبر الهي و وسيله استوار خداست « ثم أنزل عليه الکتاب نوراً لا تطفأ مصابيحه، و سراجاً لايخبوا توقّده و منهاجاً لايضلّ نهجه و فرقاناً لايخمد برهانه» سپس خداوند کتابي را فرو فرستاد که نوري است خاموش نشدني و چراغي است که هرگز بي فروغ نمي شود و راهي است که هرگز رهروانش را گمراه نمي سازد و مايه جدايي حق و باطل است که هيچگاه دچار خمودي برهان نمي گردد. از سخنان والاي پيشواي بزرگ شيعيان، به خوبي روشن مي گردد که قرآن کريم بسان چراغ فروزاني است که تا ابد، روشنگر راه انسانهاي پيرو آن،باقي خواهد ماند و هيچگونه دگرگوني که موجب خاموشي فروغ آن و يا باعث گمراهي انسانها گردد، در آن راه نخواهد يافت.

    اگر تحريف در قرآن راه يابد، تمسک به آن موجب هدايت نمي شود

    سوم: دانشمندان شيعه، اتفاق نظر دارند که پيامبر گرامي فرمود: من در ميان شما دو يادگار سنگين و گرانبها به جاي مي گذارم ؛ يکي کتاب خدا ( قرآن ) و ديگر اهل بيت و عترتم، مادام که به آن دو تمسک جوييد، هرگز گمراه نمي شويد. اين حديث، از احاديث متواتر اسلامي است که هر دو گروه شيعه و سني آن را نقل کرده اند. از اين بيان نيز به روشني معلوم مي گردد که از نظر شيعه، کتاب خدا ( قرآن ) هرگز دچار دگرگوني نخواهد شد؛ زيرا اگر تحريف در قرآن راه يابد، تمسک به آن موجب هدايت و رفع گمراهي نمي شود و اين نتيجه، با نص اين روايت متواتر، ناسازگار است. چهارم: در روايات پيشوايان شيعه، که همه دانشمندان و فقيهان ما آنها را نقل کرده اند، به اين حقيقت تصريح شده است که قرآن، معيار تشخيص حق و باطل و مايه جدايي درست از نادرست است؛ به اين معنا که هر سخني حتي آنچه به اسم روايات به ما مي رسد، بايد به قرآن بازگردانده شود، اگر با آيات آن سازگار است، حق و درست و در غير اين صورت، باطل و نادرست خواهد بود. روايات در اين زمينه، در کتابهاي فقهي و روايي شيعه بسيار است که به يکي از آنها اشاره مي کنيم: امام صادق عليه السلام مي فرمايد:«ما لَمْ يُوافِقْ مِنَ الْحَدِيْثِ الْقُرآنَ فَهُوَ زُخْرُفٌ» هر سخني که با قرآن سازگار نباشد، بيهوده و باطل است. از اين روايات نيز به خوبي روشن مي گردد که دگرگوني، در قرآن راه ندارد و لذا اين کتاب مقدس، تا ابد مي تواند به عنوان ميزان شناخت حق و باطل، قلمداد شود. پنجم: دانشمندان بزرگ شيعه که همواره پيشتازان فرهنگ اسلام و تشيع بوده اند، به اين حقيقت اعتراف کرده اند که قرآن کريم هرگز دچار دگرگوني نخواهد شد. گرچه شمارش همه اين بزرگان دشوار است، ليکن به عنوان نمونه به برخي از آنها اشاره مي کنيم :1- ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بابويه قمي، معروف به «صدوق» (متوفاي 381 هـ) مي فرمايد: اعتقاد ما درباره قرآن اين است که آن سخن خدا و وحي است و کتابي است که باطل و نادرسي در آن راه ندارد و از جانب پروردگار حکيم و دانا نازل گرديده است و او فرو فرستنده و نگهبان آن مي باشد»

    همه مسلمانان بر عدم فزوني قرآن، اتفاق نظر دارند

    2 ـ سيد مرتضي علي بن حسين موسوي علوي، معروف به «علم الهدي»(متوفاي 436 هـ) مي فرمايد:گروهي از صحابه پيامبر؛ مانند عبدالله بن مسعود و اُبيّ بن کعب و غير آنها،بارها همه قرآن را از اول تا به آخر، بر پيامبر گرامي خواندند و همه اين ها به خوبي بر اين حقيقت گواهي مي دهند که قرآن گردآوري شده و مرتب و بدون کاستي و پراکندگي بوده است. 3 ـ ابوجعفر محمد بن حسن طوسي معروف به «شيخ الطائفه»(متوفاي 460 هـ ) مي فرمايد «اما سخن در فزوني ياکاستي قرآن، از مطالبي است که در خور اين کتاب نمي باشد؛ زيرا همه مسلمانان بر عدم فزوني قرآن، اتفاق نظر دارند و در مورد کاستي آن هم، ظاهر مذهب مسلمانان، برخلاف آنانست و اين گفتار(عدم زيادتي درقرآن)به مذهب ما سزاوارتر است. اين سخن را سيد مرتضي پذيرفته و تأييد نموده است و ظاهر روايات نيز همين حقيقت را به ثبوت مي رساند. اندکي از مردم، به رواياتي در مورد نقصان آيات و يا جابه جايي آنها اشاره کرده اند که از طريق شيعه و اهل سنت رسيده است ولي اين روايات، از قبيل خبرهاي واحد هستند که موجب علم و ياعمل بر طبق آن نمي شوند و بهتر آن است که از آنها اعراض شود» 4 ـ ابوعلي طبرسي، صاحب تفسير«مجمع البيان» مي فرمايد: در مورد فزوني قرآن، همه امت اسلامي، بر بي پايگي آن، اتفاق نظر دارند، و اما در موردکاسته شدن آيات آن، اندکي از اصحاب ما و گروهي از فرقه «حشويه» از اهل سنت رواياتي آورده اند، ولي آنچه از مذهب ما پذيرفته شده و صحيح است، برخلاف آن مي باشد.

    5 ـ علي بن طاووس حلي معروف به«سيد بن طاووس»(متوفاي 664 هـ) مي فرمايد: نظر شيعه آن است که دگرگوني در قرآن راه ندارد.
    6 ـ شيخ زين الدين عاملي(متوفاي 877 هـ) در تفسير آيه « اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکْرَ وَاِنّا لَهُ لَحافِظُوْنَ» مي فرمايد: يعني ما قرآن را از هر دگرگوني و تغيير و فزوني محافظت و پاسداري
    مي نماييم.
    7 ـ قاضي سيد نورالدين تستري، صاحب کتاب احقاق الحق،(متوفاي 1019 هـ) مي فرمايد: آنچه برخي به شيعه اماميه نسبت داده اند که آنان به دگرگوني قرآن قائل هستند، مورد پذيرش همه شيعيان نيست. تنها اندکي از آنان، چنين عقيده اي دارند که درميان شيعيان، به آنان اعتنا نمي شود.

    8 ـ محمد بن حسين، معروف به «بهاءالدين عاملي»(متوفاي1030هـ) مي فرمايد: صحيح آن است که قرآن عظيم، از هرگونه فزوني و کاستي مصون است و اين که گفته مي شود نام اميرمؤمنان عليه السلام از قرآن حذف شده است ! نزد دانشمندان پذيرفته نيست و هر کس که در تاريخ و روايات کاوش کند، مي داند که قرآن به دليل تواتر روايات و نقل هزاران تن از صحابه ثابت و استوار است و همه آن در زمان پيامبر گرامي، گردآوري شده است.9 ـ فيض کاشاني، صاحب کتاب وافي(متوفاي 1091 هـ) پس از آن که آياتي از قبيل «اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکْرَ وَاِنّا لَهُ لَحافِظُوْنَ» را که بر عدم دگرگوني قرآن دلالت دارند، ذکر مي کند، مي فرمايد:در اين هنگام، چگونه ممکن است تحريف و دگرگوني در قرآن راه يابد؟ علاوه بر اين که روايات تحريف، مخالف کتاب خدا است. پس بايد اين روايات را بي پايه دانست.

    قرآن به دليل تواتر روايات و نقل هزاران تن از صحابه، ثابت و استوار است

    10 ـ شيخ حر عاملي(متوفاي 1104 هـ) مي فرمايد:«انسان کاوشگر درتاريخ و اخبار؛ بدرستي مي داند که قرآن به دليل تواتر روايات و نقل هزاران تن از صحابه، ثابت و استوار است و در زمان پيامبر، گردآوري شده و منظم بوده است.
    11 ـ محقق بزرگوار «کاشف الغطاء» در کتاب معروف خود «کشف الغطاء» مي گويد: شکي نيست که قرآن، در پرتو حفظ و صيانت الهي، از هر کمبود( و دگرگوني) محفوظ مانده است، چنانکه صريح قرآن و اتفاق نظر دانشمندان در همه عصرها بر آن گواهي مي دهد و مخالفت گروه اندکي، قابل اعتنا نمي باشد.

    12 ـ رهبر انقلاب اسلامي، امام خميني(قدس سره) نيز در اين زمينه سخني دارند که به عنوان گواه روشن ديگر، آن را يادآور مي شويم: هرکس به عنايت مسلمانان در مورد گردآوري قرآن و نگهباني و ضبط وتلاوت و نوشتن آن، آگاه باشد، بر بي پايگي پندار « تحريف قرآن» گواهي مي دهد وآن را غيرقابل باور مي يابد و اخباري که در اين زمينه وارد شده، يا ضعيف است که نمي توان به آنها استدلال نمود و يامجهول است که نشانه هاي ساختگي بودن آنها آشکار مي باشد و يا رواياتي است که مضمون آنها، تأويل و تفسير قرآن است و يا اقسام ديگر که بيان آنها به تأليف کتابي جامع در اين مورد نياز دارد و اگر بيم خارج شدن از موضوع بحث نمي رفت، تاريخ قرآن و آنچه در طول قرنها برآن گذشته را شرح مي داديم و روشن مي ساختيم که قرآن مجيد، درست همين کتاب آسماني است که در دست ما است و اختلاف نظري که در ميان قاريان قرآن وجود دارد ، امري جديد است که هيچ ارتباطي با آنچه که جبرئيل امين بر قلب پاک پيامبر گرامي نازل نمود ، ندارد»

    نتيجه : جمهور مسلمانان ، اعم از شيعه و سني برآنند که اين کتاب آسماني ، درست همان قرآني است که بر پيامبر گرامي، فرو فرستاده شده است و از هرگونه تحريف و دگرگوني و فزوني و کاستي در امان است. با اين بيان، بي پايگيِ نسبت ناروايي که به شيعيان داده اند، به ثبوت مي رسد و اگر نقل روايات ضعيفي در اين مورد موجب اين اتهام گرديده است ، مي گوييم نقل اين روايات به فرقه اندکي از شيعه اختصاص ندارد ؛ زيرا جمعي از مفسران اهل سنت نيز اينگونه روايات ضعيف را نقل کرده اند که به چند نمونه از آنها اشاره مي کنيم: الف) ابوعبدالله محمد بن احمد انصاري قرطبي در تفسير خود از ابوبکر انبازي و او نيز از اُبيّ بن کعب روايت مي کند که سوره احزاب ( با هفتاد و سه آيه ) در زمان پيامبر به اندازه سوره بقره ( که دويست و هشتاد و شش آيه دارد ) بوده است و آيه « رجم » نيز در اين سوره قرار داشته هم اکنون اثري از چنين آيه اي در سوره احزاب به چشم نمي خورد! نيز در همين کتاب، از عايشه نقل مي کند که گفته است: سوره احزاب در زمان پيامبر دويست آيه داشته، پس چون مصحف نوشته شد، به بيش از آنچه که الآن موجود است دست نيافتند ! ب) صاحب کتاب «الاتقان» نقل مي کند که عدد سوره هاي مصحب «اُبيّ» يکصد و شانزده سوره بوده است؛ زيرا دو سوره ديگر به نامهاي «حفد» و «خلع» در آن وجود داشته است در حالي که همه مي دانيم قرآن کريم يکصد و چهارده سوره دارد و از آن دو سوره (حفد و خلع) در قرآن، اثري نيست.
    ج) هبة الله بن سلامه، در کتاب «الناسخ و المنسوخ» از انس بن مالک نقل مي کند که گفته است:در زمان پيامبر سوره اي را مي خوانديم که به اندازه سوره توبه بود و من تنها يک آيه از آن را حفظ کرده ام و آن اين است: لَوْ اَنّ لاِبْنِ آدَمَ وادِيانِ مِنَ الذَّهَبِ لاَبْتَغي اِلَيْهِما ثالِثاً وَلَوْ اَنَّ لَهُ ثالِثاً لاَبْتَغي اِلَيْها رابِعاً وَلاَيَملأ جَوفَ اِبْنِ آدَمَ اِلاّ التُرابُ وَيَتُوبُ اللهُ عَلي مَنْ تابَ ! در حالي که مي دانيم چنين آيه اي در قرآن يافت نمي شود و اصولاً با بلاغت قرآن نيز سازگار نمي باشد. د) جلال الدين سيوطي در تفسير«در المنثور» از عمربن خطاب روايت مي کند که سوره احزاب به اندازه سوره بقره بوده و در آن نيز آيه «رجم» وجود داشته است.بنابراين ، گروه اندکي از دو فرقه شيعه و سني ، روايات ضعيف و سست بنياني را در مورد « وقوع دگرگوني در قرآن»نقل کرده اند. اين روايات ضعيف، از ديدگاه اکثريت قريب به اتفاق مسلمانان؛ اعم از تشيع و تسنن پذيرفته نشده است، بلکه نص آيات قرآن و روايات صحيح ومتواتر اسلامي واجماع واتفاق هزاران تن از اصحاب پيامبر و اتفاق مسلمانان جهان بر آن است که هيچگونه تحريف ، تغيير ، فزوني و کاستي در قرآن مجيد ، راه نداشته و ندارد.

  3. بسم الله الرحمن الرحیم
    خواهران و برادران عزیز و مسلمانم
    بنده ی حقیر بهکتاب نفیس مفاتیح الجنان از مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمة الله علیه مراجعه نموده و آدرسی را که در بالا گفته بودند دیدم. یعنی حاشیه صفحه74 و 75از اعمال روز جمعه.
    باید عرض کنم که بنده چنین چیزی را ندیدم و این یک تهمت و افتراست.اگر باور ندارید برید ببینید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: