رؤیت باری تعالی در جنت

امکان ندارد کلیم الله و پیامبرش حضرت موسی و آگاه ترین فرد زمان خود به خداوند، از خداوند چیز محالی را تقاضا کند، پس سؤال و در خواست رؤیت از جانب موسی دال بر این است که رؤیت خداوند امکان دارد.

آیا خداوند در جنت رؤیت می شود یا خیر؟
قال الطحاوی فی کتابه:
«والرؤیة حق لاهل الجنة بغیر احاطة و لا کیفیة کما نطق کتاب ربنا: «وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة»
رؤیت باری تعالی در جنت بین اهل سنت اتفاقی است، یکپارچه به آن عقیده دارند و فقط معتزله و امامیه و جهمیه و غیره آن را قبول ندارند.

دلائل معتزله و امامیه:
أ:«کلا عن ربهم یومئذ لمحجوبون»1- (مطففین: 15)
امام شافعی رحمه الله در جواب این استدلال آنان می گوید که از آیه چنین بر می آید که خداوند در هنگام ناراضگی کافران را از لقاء خود محروم می گرداند و اولیاء خود را در رضاء از لقای خویش بهره مند می گرداند.
ب: «لن ترانی» و«لاتدرکه الابصار» در این دو آیه خداوند فرموده است: (تو ای موسی هرگز مرا نمی بینی، چشم ها او را درک نمی کنند.)

ج: دلایل اهل سنت:
این هر دو آیه علیه آنها دلیل وگواه است:
1- امکان ندارد کلیم الله و پیامبرش حضرت موسی و آگاه ترین فرد زمان خود به خداوند، از خداوند چیز محالی را تقاضا کند، پس سؤال و در خواست رؤیت از جانب موسی دال بر این است که رؤیت خداوند امکان دارد.
2- خداوند سؤال موسی را مردود ندانست چنانکه سؤال نوح را مردود گردانید که از خداند خواسته بود فرزندش را نجات دهد، در جواب او خداوند فرمود: «انی اعظک ان تکون من الجاهلین» و در جواب حضرت موسی فرمود: «لن ترانی»، تو ای موسی با چشم سر دنیوی صلاحیت دیدن من را نداری.
3- خداوند نفرمودند:«لاأری» دیده نمی شوم، یا:«لایجوز رؤیتی» رؤیت من روا نیست بلکه فرمود: «لن ترانی»
فرق بین دو جواب «تو مرا نمی بینی» با «دیده نمی شوم» ظاهر و آشکار است پس ضعف قوای بدنی بشر مانع از دیدن و رؤیت خداوند است.
4- خداوند فرمود: «لکن انظر الی الجبل فان استقر مکانه فسوف ترانی» (اعراف:143) به کوه نگاه کن، اگر کوه بر جای خویش باقی ماند آنگاه بزودی مرا می بینی».
کوه با استواریش توانایی تحمل تجلی پروردگار را در این دنیا ندارد چه رسد به بشر ضعیف.
5- «فلما تجلّی ربه للجبل جعله دکاً» (اعراف:143) پس چون پروردگارش بر کوه تجلی کرد آنرا هموار گردانید و موسی بیهوش به زمین افتاد.
6- حضرت موسی با خدا سخن گفت و ذاتی که مخاطب قرار گیرد و با او سخن گفته شود جواز دیدنش اولویت دارد و «لن ترانی» مؤبد نیست.
دلیل رؤیت خداوند از حدیث
«ان ناساً قالوا: هل نری ربنا یوم القیمة؟ فقال رسول الله هل تضامون فی رؤیة القمر الیلة البدر؟ قالوا: لا، یا رسول الله قال هل تضامون فی الشمس لیس دونها سحاب؟ قالوا: لا، قال: فانکم ترونه کذلک»
و ایضاً
«حدیث جریر بن عبدالله البجلی قال: کنّا جلوس مع النبی  فنظر الی قمر لیلة البدر اربع عشرة فقال: «انکم سترون ربکم عیاناً کما ترون هذا لاتضامون فی رؤیته» اخرجاه الصحیحین. (موجز شرح العقیدة الطحاویة: ص53،54،55)

منبع: سني‌آنلاين

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: