خطر وهابيت

اين مقدمه‌ي يكي از كتابهاي استاد عبدالله حيدري است كه در ارديبهشت سال 87 نوشته شده.

خواننده گرامی! خداوند منان را سپاسگذارم که توفیق داد هدیه ارزشمند دیگری خدمت شما تقدیم کنم، شکی ندارم که برای انسانهای عاقل و هدفمند هدیه ای بهتر از کتاب نیست، اینکه محتوای کتاب با ذوق خواننده موافق باشد یا نه، بستگی به روحیه هر خواننده دارد، اما کسانی که به فرهنگ و اندیشه و اصلاح طلبی دینی علاقه مند باشند این موضوع برای شان مهم نیست. مهم این است که شما با چنین انگیزه ای کتاب را دوست دارید و با کتاب انس می گیرید، کتاب خستگی شما را رفع می کند، درد شما را تسکین می دهد، دلهره شما را بر طرف می کند، در یک جمله کتاب خواندن و با کتاب مأنوس بودن کار انسانهای بزرگ است.

رشد اندیشه:
انسان از لحاظ فکر و اندیشه نیز روز به روز رشد می کند و بزرگ می شود و عینا مثل اینکه سن انسان بالا می رود و هر روز پخته تر و متین تر و قوی تر می شود فکر و اندیشه او نیز هر روز بالنده تر و توانا تر می شود، با این تفاوت که در پرتو اسلام خالص، فکر و اندیشه انسان مانند جسم او پیری و فرسودگی ندارد.
اساسا انسانهای بزرگ توقف نمی شناسند، همواره رو به ترقی اند، همچنان پرواز شان اوج می گیرد و به سوی هدف در تکاپو هستند، انسانهای بزرگ از فکر مخالف و اندیشه حریف ترس و هراس ندارند، سلاح عقل و سپر دانش در تمام عرصه ها بعد از توفیق خداوند از آنان حمایت می کند، منطق و برهان و استدلال و حلاجی یافته های دینی و فرهنگی همچنان راه را فراسوی آینده برویشان می گشاید، چشم انداز رشد و ترقی و سعادت برای اینگونه انسانها تیره و تار نیست، این قبیل انسانها چنان توانا و نیرومند هستند که تمام لحظات زندگی برایشان تفکر و اندیشه و پیشرفت و پیروزی است، شکست نمی شناسند، به شکست فکر نمی کنند، از موانعی که قطعا بر سر راهشان وجود دارد، ترس و واهمه ندارند.
گذشت از حسود:
شاید دوستان نادان بیش از دشمنان سعی کنند در عزم و اراده و رشد و ترقی اینگونه افراد مانع ایجاد کنند، خیلی ها تلاش می کنند در دیوار فولادین عزم و اراده این مردان بزرگ رخنه بوجود آورند، چه بسا از روی حسادت چشم دیدن رشد و ترقی آنها را ندارند، اما آنها با همت بلند و صبر و حوصله، هر روز گامهای قوی تری بر می دارند، هر روز نگاهشان نافذ تر، اندیشه شان پخته تر، افق دیدشان گسترده تر و آرمانهای متعالی شان درخشنده تر می شود، شما هم اگر از این نوع انسانها هستید، از هیچ قدرت و مانعی ترس و هراس نداشته باشید، و مطمئن باشید که روزی درهای پیروزی و سعادت به روی شما گشوده خواهد شد، روزی به آرمان و هدف خود خواهید رسید، روزی بدخواهان شما چاره ای جز تسلیم در برابر عزم و اراده فولادین شما نخواهند داشت، پس گذشت داشته باشید و حق بدهید که به شما حسودی کنند.
آزادی عقیده:
اینکه شما را از آشنایی و نزدیک شدن با دیگران باز می دارند، خیلی طبیعی است چون می ترسند بازارشان کساد شود، شاید مطمئن هستند که اصلی بودن، مرغوب بودن، پایدار بودن، و نفیس بودن کالای حریف نیرومند مشتری هایشان را جلب خواهد کرد، و شما بعد از آشنا شدن با کالای نفیس رقیب نیرومند دیگر به کالای پر زرق وبرق اما قلابی آنها توجهی نخواهید کرد و به هیچ قیمتی آنرا نخواهید خرید، کدام انسان عاقل حاضر است برنز را به قیمت طلا بخرد؟! پس بازار حریف را کساد کردن فن و حرفه همه جو فروشان در پهنای بستر تاریخ بوده و خواهد بود!
اگر چنین نیست پس باید مردم را در انتخاب اندیشه و عقیده آزاد بگذارند، هرکس هرچه دوست داشت انتخاب کند اما نه، مشاوران ظاهرا مجانی و دلالان حرفه ای، یکسره بغل گوش شما خواهند گفت: آقا ما خیرخواه شماییم! شما نمی فهمید! شما اینها را نمی شناسید! ما می فهمیم! ما تجربه داریم! اینها خیلی خطرناکند!.
وهم زدگی:
آری برای چنین مواقعی در هر زمان مارکها و برچسب هایی آماده دارند، که تصور میکنند وقتی این مارک و برچسپ را به پیشانی کسی چسپاندند دیگر مردم به او نزدیک نمی شوند، مثل اینکه گفته شود فلانی «ایدز» دارد! چه کسی حاضر است به این مریض خطرناک نزدیک شود؟! یعنی وهم ایجاد کردن، که طبعا هر کس ممکن است دچار وهم زدگی شود مگر انسانهای عاقل و زیرک که هیچ حرفی را بی دلیل و بدون تحقیق نمی پذیرند.
قرنهاست که روی این مسئله کارشده، و به این نتیجه رسیده اند که انسان از لحاظ روانشناسی یک سری خصوصیاتی دارد، نکات ضعف و نکات قوت، از بارزترین نکات ضعف انسان این است که اگر وهم زده شد کنترولش مشکل است، مثل گوسفندی که از گرگ واهمه داشته باشد حالا اگر چوپان هم برای کمک به او نزدیک شود از او فرار می کند به گمان اینکه گرگ آمده است!.
در مطب ابن سینا:
گفته می شود در زمان ابن سینا دانشمند و طبیب معروف ایرانی مریضی را آوردند که در شکمش ماری جای گرفته بود! این مریض بیچاره که سالها از وجود مار در شکمش! رنج می برد، چنان ضعیف و افتاده شده بود که توانایی حرف زدن هم نداشت و فقط در انتظار مرگ لحظه شماری می کرد، ابن سینا پس از معاینه و شنیدن درد دل مریض، همراهانش را پرخاش کرد که چرا این مریض را دیر آوردید! مار نزدیک است که او را خفه کند! باید او را عمل کنم، فردا همین وقت او را جراحی خواهم کرد، طی این مهلت ابن سینا ماری پیدا کرد و در طشتی زیر تخت آماده گذاشت فردا مریض آمد و وارد اتاق عمل شد، طبیب او را بیهوش کرد و ساعتی بعد که بهوش آمد طشت را جلو کشید و گفت ببین! تو با این مار چطور زنده مانده ای؟! مریض وهم زده نفس راحتی کشید و گفت: دست شما درد نکند احساس می کنم سبک شده ام! این وهم زدگی یکی از بارزترین نقاط ضعف انسان است.
بهایی وهابی شد!:
امروز در میدان رقابت عقاید و افکار و اندیشه بزرگترین وهمی که عموم مسلمانان را از آن ترسانده می شود، اژدهای خطرناک وهابیت است، کسانی مصلحت دارند که در باره خطر این اژدها تبلیغ کنند، و مردم را از آن بترسانند دهها سال است که در باره خطر وهابیت گفته و نوشته شده اند و این بازی ادامه دارد.
چند سال پیش مطلبی نوشته بودم و در بعضی سایتها پخش شد که آنزمان به دلائلی نتوانستم ادامه دهم. تیترش این بود: وهابیت چیست؟ و وهابی کیست؟ داستان بقال بهایی را نوشته بودم که روضه خوان محل برای اینکه بقال بیچاره حق خودش را از او خواسته بود سر منبر اعلان کرد که بقال بهایی وهابی شده است! بازارش کساد شد! ناچار به پای روضه خوان افتاد و گفت: غلط کردم هرچه ببری نوش جانت! حلالم کن، روز بعد اعلان کرد که این بقال وهابی را ارشاد کردیم توبه کرد، و مثل اول بهایی شد! مردم خوشحال شدند و در معامله را با او باز کردند! پس تعجب نکنید اگر شنیدید که فلانی وهابی است؟ حالا این وهابیت چیست و وهابی کیست بماند برای بعد.
وهابی های بزرگ:
ما نمونه هایی از وهابیان بزرگ سراغ داریم که تعجب خواهید کرد که در عمق جامعه تشیع چگونه هر کس از این مترسک به نفع خودش استفاده کرده و میکند! وقتی علاوه از شخصیت های معروف و روشنفکران صاحب نامی مانند اسدالله خرقانی (تهران) و شریعت سنگلجی (تهران) و آیت الله برقعی (قم) و آیت الله علی أصغر بنابی (تبریز) حیدر علی قلمداران (قم) و غیره بعضی تئوریسین های تشیع مانند شریعتی و مطهری و طالقانی و آیت الله منتظری و حتی آیت الله خمینی!!! وهابی باشند دیگه بقیه چه ملامتند؟!!![1].
تاریخ دعوت:
مترسک سازی در تاریخ بشر عمر طولانی دارد برای حمایت و دفاع از باورهای اجتماعی که چه بسا ممکن است نقطه مقابل دین باشند حامیان و وارثان این باورها هر نواندیش و اصلاح طلبی را مارک و چسب می زنند و از او مترسکی می سازند که خودیها هم جرأت نزدیک شدن به او را نداشته باشند، قرآن کریم پراست از این نمونه ها، داستانهای پیامبران علیهم السلام که خداوند آنها را احسن القصص خوانده از این بر چسب ها و تهمتها فراوان دارد قوم و امت هر پیامبری وقتی خواستند در راه دعوت توحید سنگ اندازی کنند تهمت های جور و واجوری به آن پیامبر الهی چسباندند، سلطه جویی، قدرت طلبی، جن زدگی، سحر، شاعری، فقر، سادگی، دیوانگی، وغیره تهمت های رایجی بوده که در هر عصر و زمان پیامبران الهی را به آن نسبت می دادند، خودشان می دانستند که این تهمت ها بی پایه است اما از آنجاییکه تصمیم داشتند از خرافات و مزخرفات و موهومات ضد عقل و ضد فطرت در جامعه که در تاریکی جهل و گمراهی و نبود هادی رشد کرده بود دفاع کنند لذا تهمت و افتراء می ساختند و سعی می کردند که مردم را وهم زده کرده و از اطراف داعی و هادی دور کنند به گمان اینکه برای همیشه خواهند توانست جلو فکر و اندیشه را بگیرند، و جامعه را در انحراف و جهل نگه دارند.
پیشینه وهابیت:
این مقدمه طبعا جای بسط و توضیح نیست اما ناگزیر اشاره می کنم که در تاریخ دوجنبش وهابیت وجود دارد یکی متعلق به قرن دوم هجری است ودیگری به قرن دوازدهم، حرکت وهبی یا وهابی کهن منسوب به عبدالوهاب بن عبدالرحمن بن رستم اباضی خارجی (متوفی 197ه‍. ق) یک حرکت انحرافی بوده است در حالیکه وهابیت معاصر یک حرکت اصلاحی در درون اهل سنت و مذهب حنبلی است، اینکه چرا وهابیت اینقدر خطرناک جلوه کرده می تواند علل و اسباب مختلفی داشته باشد.
چرا خطر وهابیت:
1ـ به دلیل اینکه عقاید و افکار وهابیت در قرن دوم مخالف اهل سنت بوده علمای اهل سنت از آن زمان به بعد هرگاه مناسبتی پیش آمده علیه عقاید وهابیت رستمی مغربی فتوا صادر کرده اند.
2ـ از اواخر قرن دوازده و اوایل قرن سیزده هجری که استعمار انگلیس از بیداری اسلام سخت بیمناک بود وقتی دعوت اصلاحی محمد بن عبدالوهاب(1206ـ 1115 هـ ق) در صدد اصلاح و پاکسازی اسلام از خرافات و بدعتها آغاز به کار کرد، ابتداء دعوت او منسوب به خودش یعنی محمدی معروف شد اما بعدها جیره خواران خان نعمت استعمار وقتی با حرکت وهابی مغرب در قرن دوم آشنا شدند، و موج نفرت و انزجار مسلمانان و فتاوای متعدد علمای اهل سنت را در باره آن حرکت مشاهده کردند، تصمیم گرفتند که حرکت اصلاحی محمدی را هم وهابی بنامند.
3ـ از آنجایی که حرکت اصلاحی محمدی به رهبری محمد بن عبدالوهاب پس از قرنها جمود و تحجر در جهان اسلام در کنار سایر حرکت های اصلاحی اظهار وجود کرد و بویژه در مسائل حساس و عوام پسندی مانند بدعات قبور و گنبد و بارگاه شروع به فعالیت نمود طبعا واکنش تند عوام را به دنبال داشت که از هر رسانه ای مؤثر تر عمل می کند.
4ـ عدم وجود علمای همفکر و رسانه ای مؤثر در آغاز از یک سوء و تبلیغات منفی و گسترده شریف غالب استاندار عثمانی ها در مکه مکرمه علیه این حرکت که هم پیمان آل سعود یعنی دولت رقیب شریف غالب بود از سوی دیگر موج سوء ظن علیه محمد بن عبدالوهاب و حرکت اصلاحی اش را بر انگیخت و علماء که در بدو أمر از حقیقت این حرکت اطلاعی نداشتند واکنشهایی منفی نشان دادند که البته بعدها علمای اهل سنت دیدگاهشان را در این زمینه اصلاح کردند اما بدخواهان حرکت از موضع گیری های اولیه علیه این حرکت سوء استفاده کردند.
5ـ چنانکه عرض شد اقدامات عملی این حرکت در تغییر منکر بویژه در خراب کردن قبرها و گنبدها و بارگاههایی که خلاف سنت ساخته شده و اینک به مراکز خرافات و بدعات و احیانا شرک تبدیل شده بودند، از سوی شیعیان اثناعشری که علاقه فوق العاده ای به این پدیده ها دارند واکنش های شدید تری در پی داشت، عمق اختلافات شیعیان با اهل سنت از یک سو و تخریب گنبد و بارگاهها (بویژه در بقیع و عراق که شیعیان خود را وارث این گنبد و بارگاهها می دانستند! و امروزه کما کان خود را وارث این قبور منسوب به اهل بیت علیهم السلام می دانند!) از سوی دیگر بهانه اساسی دست کسانی داد که دنبال سوژه بودند، پس از سقیفه و فدک و کربلا که خیلی از عمرشان گذشته بود اینکه سوژه جدیدی پیدا شد و علاوه از اهل سنت دشمن جدیدی هم شناسایی شد که اسمش وهابیت است.[2]
مانع اصلی وحدت:
پس با توجه به طرح تئوریسین ها و نظریه پردازان تشیع صلح و آشتی با هر دشمنی ممکن است جز وهابیت!، البته منافع استراتیژی و مصالح مختلف گاهی از شدت این خصومت کاسته و علی الظاهر چشم اندازی و لو تاریک و مبهم جهت آشتی در افق روابط شیعه و سنی ترسیم کرده است اما متأسفانه عمق این خصومت (با اهل سنت و البته در پوشش وهابیت) و قوت تأثیر تئوریسین های مذهبی به حدی قوی است که در عمل هیچگونه پیشرفتی حاصل نمی شود.
تظاهر به وحدت و شعار تقریب و کنفرانسهای یکطرفه وحدت و تقیه تاکتیکی، در مقابل حوزه و دانشگاهای مسخر حوزه، و مراکز علمی، و رسانه های قالب بندی شده در جهت تحقق اهداف برنامه شیعه گری، و سایتها و شبکه های ماهواره ای از قبیل سلام و سحر وکوثر و اهل بیت و غیره که نه تنها در جهت وحدت گامی بر نمی دارند بلکه در عوض همه این رجز خوانی وحدت را یک کار سبک و بی فایده می دانند، در واقع هم در برابر آنهمه موج گسترده شیعه گری و فراتر از آن، این شیعه گری و چند مهره سوخته آنرا به رخ عوام کشیدن و از رسانه ها پخش کردن، خود بیانگر این حقیقت است.
وحدت یا شیعه گری؟!:
شکی نیست که ادعاهای کاذب وحدت در راستای طرح گسترده شیعه کردن جامعه اهل سنت در سراسر جهان در نهایت به نفع برنامه ریزان این طرح بوده و خواهد بود، بنابر این در بین تئوریسین و مدیران برنامه شیعه گری در نحوه اداره برنامه «وحدت» و «شیعه گری» به عنوان دو عنصر متضاد اختلاف نظر شدید وجود دارد. البته اختلاف در هدف و استراتیژی نیست!، فقط در نحوه اداره است!، که مبادا از سناریوی وحدت سوء استفاده شود! و بعضی هنرمندان و کارمندانی که قرار است فقط نقش وحدت خواهی را بازی کنند فراموش کنند که تابع سناریو هستند و گمان کنند خودشان هستند.
طبق این برنامه حتی اگر کسانی از طرف مقابل باور کردند که وحدتی در کار است و خواستند گامی بر دارند نباید ابتکار عمل را به آنها سپرد، مثلا کنفرانس وحدت دوحه در محرم 1428ﻫ از دید مدیران و برنامه ریزان شیعه گری، نزدیک بود ابتکار عمل را از آنها بگیرد! و در سطح جهانی چنین مطرح شود که اهل سنت خواستار وحدت امت اسلامی هستند!، لذا بلافاصله آجیر خطر کشیده شد و شخصیتهای میانه روی مانند دکتر قرضاوی و وهبة الزحیلی و محمد علی صابونی و غیره که تا قبل از محرم 1428ﮬ نه تنها وهابی نبودند که میانه رو و داعی جدی وحدت و مهمان افتخاری کنفرانسهای وحدت و تقریب بودند وهابی و تندرو شناخته شدند! و از گردونه و حتی از لیست مجمع تقریب آقای تسخیری خارج شدند. پس چنین وحدتی از دید آنان مطلوب است!!.
همین دیروز(اردیبهشت 87) بود که آقای رفسنجانی در افتتاح 21 کنفرانس وحدت و تقریب می فرمود: باید از غلو و افراط در شخصیتهای دینی یعنی امامان شیعه! و از سب و اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی دیگر که قرنها از زمان آنها گذشته پرهیز کرد!. شعار خوبی است اما نتیجه چیست؟!.
در هر صورت عرض می کردیم که مترسک سازی در تاریخ عمر طولانی دارد و بازار حریف را کساد کردن و با تهمت و دروغ و افتراء، شخصیت و فکر و عقیده ای را کوچک جلوه دادن، هنر کسانی است که با بضاعت مزجاه و قلابی می خواهند خویش را مقدس و قهرمان و دیگران را منحرف و ناقص معرفی کنند!.
صفوی منش و وحدت؟!:
در همین راستا ملاحظه می کنید که وقتی یکی از روحانیون صفوی منش وتفرقه افکن که در این اواخر از شبکه بدنام و تکفیری سلام بذر کینه و تفرقه می پاشد و ابولؤلؤ مجوسی ( قاتل خلیفه راشد عمر فاروق رضی الله و عنه) را صحابی می خواند و بدترین اهانت ها و حتی تکفیرها را به صحابه پیامبرصلی الله علیه وسلم روا می دارد وقتی با پرفسور احمد الغامدی نویسنده توانای این کتاب می نشیند و با سوء استفاده از کرم و مهمان نوازی او به خانه اش می رود و نان و نمکش را می خورد می بینیم اولا بدون اجازه!! در کنارش می ایستد و(توسط پسر از همه جا بیخبر میزبانش!) عکس می گیرد! ثانیا بدون اجازه و مخفیانه با استفاده از سیستم اطلاعاتی صدایش را ضبط می کند و بطور گزینشی هرجایی که به نفعش هست در سایتش پخش می کند!.
و عجیب اینکه با همه این مسائل در همه جا او را وهابی معرفی می کند!! تا اینکه مبادا کسی به عنوان یک پرفسور دانشگاه ام القری مکه مکرمه افکارش را بخواند و از او متأثر شود، طبیعی است وقتی صفوی منش ها و همفکرانشان برای رونق بازار خویش شریعتی و مطهری و طالقانی و منتظری و حتی خود آقای خمینی را وهابی معرفی می کنند پرفسور غامدی که وهابی هست، که هست، صحبت از این نیست که طبق فلان تعریف و قاعده فلانی وهابی است یا خیر؟ هدف ایجاد وهم و دلهره در دل عموم است که مبادا به اعتراف این آقا خود حوزه هم تلفات بدهد!.
تلفات حوزه!:
همین چندی پیش بود که از یک جلسه خصوصی ایشان توسط شاگردان محبوس در حصار افکار کلیشه ای او و سایر همفکرانش مقطع فیلمی منتشر شد که از قول آقای ربانی می گفت: اخیرا من در سفر عمره ای که روحانی کاروان روحانیون بوده ام سی نفر روحانی تلفات داده ام! که بدست وهابی ها شکار شده اند! و با اینکه هر روز برایشان کلاس داشته ایم و روشنگری! می کردیم به تعبیر ایشان سی نفرشان با وهابی ها «لول می خورده اند»!.
پس این است سبب تهمت زدن و هر روشنفکر رقیبی را وهابی خواندن! تا اینکه مبادا کسی شکار شود! و خدای نکرده! آمار تلفات بالا برود!.
حالا این روحیه و منطق با روحیه و منطق وحدت و تقریب چگونه می تواند سازگار باشد؟! روحیه اخوت و صداقت در کجا می تواند جا پیدا کند؟! شیعه کردن هزاران جوان اهل سنت از کشور های مختلف در حوزه ها و دانشگاههای مدعیان وحدت کجایش با وحدت انطباق دارد؟ اهل سنت در طول تاریخ فراتر از ادعای وحدت با گذشت و سعه صدر بی نظیری عمل کرده اند، نه تنها مسلمانان شیعه که حتی مسیحیان و یهودیان را در کشور هایشان تحمل کرده اند، و خواهند کرد چون دین و عقیده شان چنین دستور می دهد.
استراتیژی جدید:
پس تبلیغات مغرضانه و مارک و برچسب زدن و مترسک ساختن و عقاید حقه اهل سنت را زیر نام هیولای وهابیت که جز در تخیل کینه پروران و مترسک سازان وجود خارجی ندارد کوبیدن و در پشت دیوار عریان وحدت وتقریب پنهان شدن جز آب به آسیاب دشمن ریختن نیست و جز تأمین منافع دشمنان اسلام سودی ندارد، امروز گویا یک استراتیژی ثابت وجود دارد و با تمام قوت و امکانات از آن حمایت می شود.
خلاصه این استراتیژی این است که:
(ما با اهل سنت برادریم خطری که اسلام و شیعه و اهل سنت را تهدید می کند وهابیت است)!.
این تابلو و شعار است اما در تفاصیل چی؟:
جز چند نفر همه صحابه مرتد شدند!، ابولؤلؤ صحابی بزرگوار است!، لعن و نفرین از قرآن ثابت است! و ثواب مضاعف دارد! وهابی ها تکفیری هستند!، و حکم قتل شیعه را صادر می کنند!. از شرک و بدعت و توسل و شفاعت و زیارت قبور و غیره نام بردن، و در برابر برنامه هاي تكفير صحابه و كشتار اهل سنت، و شعارهاي ضد و نقيض وحدت و تقریب واكنش نشان دادن و در نشستها و کنفرانسهای نمایشی وحدت شرکت نکردن نشانه وهابی بودن است و…
دیدگاه اهل سنت:
به عنوان یک پیرو مذهب اهل سنت و آشنا با دیدگاه علمای اهل سنت و روش و منش آنان عرض می کنم که ما اهل سنت با تمام مذاهب و مکاتب فقهی به شمول مذهب حنبلی و به اصطلاح شما وهابیت اصولا با تکفیر مخالفیم. قتل هر انسان بیگناهی را و لو اینکه غیر مسلمان باشد حرام می دانیم، چه رسد به مسلمان قطع نظر از اینکه چه مذهبی داشته باشد. انفجار هایی که به نام دین در بین مردم بیگناه در هر جای جهان انجام می گیرد چه در مسجد چه در بازار چه در جمع اهل سنت و چه در جمع شیعیان همه را حرام و نادرست می دانیم. تکفیر مسلمان چه شیعه و چه سنی را حرام می دانیم، مگر اینکه کسی اصل مسلمی از دین را انکار کند. اینکه بعضی ها از زبان اهل سنت به دروغ نقل می کنند که هر کس یک شیعه بکشد به بهشت می رود! دروغ و افتراء محض است. علمای اهل سنت کشتن هیچ انسانی را به صرف داشتن فلان عقیده حتی اگر یهودی و نصرانی باشد جایز نمی دانند، اینها تبلیغات کسانی است که در لباس اسلام بر علیه اسلام کار می کنند. اهل سنت خواهان وحدت حقیقی و همزیستی مسالمت آمیز هستند، و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی جنگ و خونریزی را در میان مسلمانان جایز نمی دانند، اختلاف نظر و حتی طرح مسائل اختلافی طبیعی است.
دیدگاه یکدیگر را خواندن و با آن آشنا شدن و از راه بحث و گفتگوی سالم و دوستانه اختلافات را کمرنگ کردن تنها راه رسیدن به وحدت حقیقی و بهترین وسیله برای نا امید کردن دشمنان اسلام است.
شهد شاهد من أهله:
پس شما با اهل سنت سر وکار دارید و نه وهابیت، حتی اگر اهل سنت با شما در مسائل اعتقادی اختلاف داشته باشند که قطعا دارند به صرف داشتن چنین اختلافی وهابی نمی شوند و حتی اگر آنها را وهابی فرض کنید علمای شما معتقدند که: «امروز وهّابيون به دو شاخه تقسيم شده اند: 1ـ سلفى هاى متعصّب………
2ـ وهّابى هاى معتدل و روشنفكر كه اهل منطق و گفتمان و «حوار» هستند، به افكار ساير انديشمندان احترام مى گذارند و با ديگر مسلمانان به گفتگوى دوستانه مى نشينند. نه فرمان قتل كسى را صادر مى كنند، نه مسلمانى را مشرك و كافر مى شمرند، و نه حكم به اباحه اموال و اَعراض مى دهند و روز به روز طرفداران بيشترى پيدا مى كنند. واين طليعه مباركى است براى جهان اسلام كه آثارش در كتابهايى كه اخيراً در حجاز منتشر شده و در جرايد و مناظره هاى تلويزيونى آنجا مشاهده مى شود».[3]
پس به امید اینکه ما از گروه دوم باشیم و طرفداران مان روز به روز بیشتر شوند و برای جهان اسلام طلیعه مبارکی باشیم. و کتاب ما نیز جزو کتابهای این طلیعه مبارک باشد…

[1] ـ جریانهای سیاسی ـ مذهبی قبل از انقلاب چاپ چهارم نشر مركز اسناد انقلاب اسلامي ص 368 و 9 وچاپ ششم اعتماد قم ص 743.
[2] ـ در تهيه اين بخش از محتواي کتاب تصحیح خطأ تاریخی حول الوهابیة از دكتر سعد الشويعر و منابع مختلف دیگر استفاده شده است.
[3] ـ از مقدمه كتاب (وهابيت بر سر دوراهي) آيت الله ناصر مكارم شبرازي.

منبع: عقيده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: