پاسخ به شبهات «توسل» 3

شیعه:
توسل صحابه به پيامبر اکرم بعد از وفات ايشان !
أصاب الناس قحط في زمن عمر بن الخطاب فجاء رجل إلى قبر النبي صلى الله عليه وسلم فقال : يا رسول الله استسق الله لأمتك فإنهم قد هلكوا . فأتاه رسول الله صلى الله عليه وسلم في المنام فقال : إيت عمر فأقره مني السلام وأخبرهم أنهم مسقون ، وقل له عليك بالكيس الكيس . فأتى الرجل فأخبر عمر فقال : يا رب ما آلوا إلا ما عجزت عنه . وهذا إسناد صحيح .
در زمان عمر بن الخطاب قحطي آمد ، بلال بن حارث آمد كنار قبر پيامبر عرضه داشت :امت تو نابود شدند ، از خداي عالم باران رحمت طلب كن .بعد پيامبر به خوابش آمد و گفت برو پيش عمر و سلام مرا به او برسان و به او خبر بده كه باران رحمت نازل خواهد و به او بگو كه نسبت به مردم بذل و بخششت بيشتر باشد . اين شخص آمد خدمت عمر . عمر خيلي گريه كرد كه ما قابل اين سلام نبوديم . و گفت : هيچ خدمتي را نسبت به مسلمانان كه از دستم بر بيايد كوتاهي نخواهم كرد .

ابن حجر عسقلانياز استوانه هاي علم رجال اهل سنت در آخر مي گويد : سند اين حديث صحيح است .
فتح الباري ، ج2 ، ص412

جواب این بند از شبهات:
شيخ آلباني (رح) در كتاب التوسل (ص132) در مورد این روایت مي گوید: در اين حديث حجتي نيست زيرا مدار حديث دور يك فرد مجهول مي چرخد.و ذكر نام بلال بن حارث در روايت چيزي را عوض نمي كند زيرا سيف بن عمر محدثين در ضعفش اتفاق دارند وابن حبان در موردش ميگويد كه احاديث موضوع روايت مي كرده).

و عبد السلام آل عبد الكريم محقق كتاب (الصواعق المرسلة الشهابية/ص 173) مي گويد:اين قصه كه روايت شده در متنش منكرات وجود دارد به دليل مخالفتش با چيزي كه در شرع در اين مورد اثبات شده و به دليل مخالفتش با فعل صحابه و تابعين در باب نماز استسقاء .زيرا در اين مواقع صحابه وتابعين به الله تعالي رجوع مي كردند و براي اوعبادت مي كردند واستغفار مي كردند خداوند تعالي مي فرمايد: وَأَن لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا ﴿الجن: ١٦﴾
و اگر [مردم] در راه درست پايدارى ورزند قطعا آب گوارايى بديشان نوشانيم.
ودر جاي ديگر مي فرمايد: وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا ﴿هود: ٥٢﴾
اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد.
امام احمد رحمه الله نیز مي فرمايند:قول محكم چيزیست كه در آن اختلافي نيست اما شبهات روزي به شكلي و روزي شكلی ديگر
——————————

اما راويان حديث:
اولا اعمش از ابي صالح روايت نشنيده و او مدلس و اسناد روايت منقطع است.
اما اينكه گفته شده كسي كه نزد قبر پيامبر آمده بلال بن حارث بوده يك بار هم به صحت نرسيده وفقط از طريق سيف بن عمر آمده كه آن شخص بلال بن حارث بوده وسيف بن عمر اخباريست وموثق نيست .

در ادامه بعضي از آراي علماي جرح وتعديل را در مورد سيف بن عمر مي آوريم.

حافظ ذهبي در ميزان الاعتدال /3/353 نقل مي كند:يحيي بن معين در مورد سيف مي گويد خيري در او نيست. وابوحاتم او را متروك ميداند .وابن حبان سيف را از زنادقه ميداند .وابن عدي مي گويد عامه حديث سيف منكر است.ومكحول بيروتي مي گويد سيف حديث اختراع مي كرد!
ابن أبي حاتم « ضعيف» (الجرح والتعديل 4/278). ورماه ابن حبان والحاكم بالزندقة (تهذيب التهذيب 4/295).
ابن جوزي در كتاب ضعفاء ومتروكون /2/35/ رقم 1594 در مورد سيف مي گويد يحيي بن معين سيف را ضعيف الحديث ميداند.وابوحاتم رازي او را متروك الحديث ميداند براي اطلاع بيشتر مراجعه شود به تاريخ الطبري 2 /508 والبداية والنهاية /7/104

مسئله بعدي مالك بن دار می باشد که او هم مجهول الحال است ! و انقطاع ومرسل بودن حديث همانطور كه خليلي در الارشاد مي گويد: ( إن أبا صالح سمع مالك الدار هذا الحديث، والباقون أرسلوه)

و ایرادی ديگر عدم تواتر روايت ونكارت متن روايت و اگر بر فرض متن را صحیح بدانیم دليل بر جواز استسقاء به پيامبر نمي شود زيرا سائل(مالك الدار) مجهول است.وعمل صحابه خلاف اين روايت است درحالي كه صحابه عالمترين مردم به شرع بودند.
پس خود به خود گفته ابن حجر عسقلانی(که درود بر روانش باد) ،باطل میشود و اهل علم میدانند که جرح مقدم است بر تعدیل و گفته خود ابن حجر(رح) است که در شرح نخبه اش ص136 میفرمایند:جرح مقدم است بر تعدیل یعنی اگر یک راوی از طرف جمعی مورد جرح قرار گرفت و از طرف جمع دیگر تعدیل گردید، مجروح شمرده میشود.

—————————————–
در ثانی در این باره روایت صحیح و کاملی که نقل شده به کل مساله توسل رو نفی میکند! یعنی این روایت دلیلی بر ادعای ماست نه شما!!!
روایت اینچنین است
عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ: أنّه كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ ، فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَ،ا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا، قَالَ: فَيُسْقَوْنَ. (بخارى:1010)
ترجمه: وقتي قحطي مي‏شد عمر بن خطاب رضی الله عنه بوسيله دعاي عباس رضی الله عنه طلب باران ميكرد و ميگفت: پروردگارا ! ما قبلاً به وسيله پيامبرت طلب باران مي‏كرديم و شما آب نازل مي فرموديد، اكنون بوسيله عموي پيامبرمان (يعني عباس از شما طلب باران مي‏كنيم. راوي مي‏گويد: ( بوسيله دعاي عباس باران مي باريد).
شیخ احمد بن حجر آل بطام میگوید:و از ادله هايي که اين ا مر (ناجایز بودن توسل)را ثابت مي کند اين است که در زمان خلافت عمر رضي الله عنه براي مدتي باران نباريد. تا آنجا که مسلمانان نماز استسقاء خواندند، و پس از اتمام نماز عمر گفت: اللهم در گذشته هنگاميکه باران نمي باريد از طريق رسول الله صلي الله عليه وسلم به تو متوسل مي شديم و تو بر ما باران مي باريدي. اما الان از طريق عموي رسول الله صلي الله عليه وسلم به تو متوسل مي شويم. سپس عمر گفت: اي عباس بر خيز و براي ما دعا کن.
پس اگر توسل جستن به رسول الله صلي الله عليه وسلم بعد از وفاتش جائز مي بود، هرگز صحابه کرام توسل جستن به رسول الله صلي الله عليه وسلم را ترک نمي کردند و از عباس نمي خواستند که برايشان دعا کند. / مراجعه شود به کتاب تطهیر الجنان والارکان عن الشرک و الکفران
پس همانطور که جناب شیخ احمد فرمودند به هیچ وجه چنین چیزی جایز نیست و اگر توسل به اموات جایز بود بدون شک اصحاب عالمترین افراد به این موضوع بودند و به جای سه روز روزه گرفتن و بعد از آن نماز طلب باران خواندن به راحتی از قبر محمد صلي الله عليه وسلم میخواستند!! که نخواستند!

شبهه بعدی شيعه:
و همچنين آيات بسياري در قرآن كريم وجود دارد كه در خواست از غير خداوند را مشروع ميداند ؛ از جمله
«يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ» يوسف / 97 . گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم »
در اين آيه خداوند داستان برادران حضرت يوسف عليه السلام را يادآوري ميكند كه آنها بعد از پيشيماني از كردارشان به پيش حضرت يعقوب عليه السلام آمدند و از او كه پيامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند براي آنها طلب بخشش كند . حضرت يعقوب هم نگفت كه چرا خودتان مستقيماً سراغ خداوند نميرويد و به من متوسل شدهايد ؛ بلكه به آنها وعده داد كه از خداوند براي آنها طلب بخشش خواهد كرد :
«قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» يوسف / 98
گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است » .
همچنين خداوند در آيه 64 سوره نساء خطاب به پيامبرش ميفرمايد :
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا .
و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [ نيز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مى يافتند .
اين آيه نشان ميدهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند واسطه و وسيله آبروداري را پيدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .
بنابراين همانطوري که ملاحظه فرموديد حرفهايي که وهابيها به عنوان اسلام واقعي !!! مطرح مي کنند و مخالف با آنها را کافر و مشرک مي دانند تماما باطل و بياساس است .
والسلام علي من اتبع الهدي

جواب قسمت آخر از این شبهات:
در مورد يوسف كه برادران گناهكار يوسف‏ علیه السلام كه با كارشان، سالها پدرشان يعقوب علیه السلام را به رنج و سختى افكندند و بر او ظلم نمودند – آن طور كه در قرآن آمده – و بدين ترتيب از پدرشان طلب بخشش خواستند و در جواب باید گفت:
درخواست بخشش از پدر به هنگام «حيات و حضور» اوست كه در دسترس بوده و به خاطر «ظلمى» بوده كه در حقّ وى روا داشتند،
در مورد محمد صلي الله عليه وسلم نیز همین موضوع صدق میکند و اين ربطى ندارد به اينكه امروز اگر كسى گناهى مرتكب شود، فرياد بزند: «يا رسول اللّه! إستغفر لنا!»..
کمک خواستن از شخص زنده هیچ مشکلی نیست ولی بر عکس آن شرک است!!
خداوند میفرماید برای امواتتان طلب مغفرت کنید ولی شیعیان از مردگان مغفرت طلب میکنند؟؟!
خداوند، تمامكسانيكه بعد از مهاجرينو انصار، آمدهو يا خواهند آمد ـ سزاوار دانستهكه براي خود و برايآنها ـ كهدرگذشتهاند ـ چنيندعا كنيم:
«وَ الَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ» حشر/10
و كسانيكه بعد از آنان(اصحابپيامبر) ميآيند و ميگويند: پروردگارا! ما و برادران ما را، كسانيكه در ايمانآوردن از ما سبقتگرفتهاند، بيامرز و ببخش و…..
در احاديث نيز، رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- به ما فرموده كه غايبانه براي همديگر دعاي خير كنيم، و مگر در نماز براي بندگان صالح خدا دعا نميكنيم و درود و سلام نميفرستيم؟!
باعث حیرت است که چگونه علمای اهل تشیع فرق بین زنده و مرده را درک نکرده اند!! خود حضرت علی عليه السلام میفرمایند:
«فهم جيرة لايجيبون داعياً ولا يمنعون ضيماً ولايبالون مندبةً، إن جيدوا لم يفرحوا، وإن قحطوا لم يقنطوا جميع وهم آحاد، وجيرة وهم أبعاد، متدانون لا يتزاورون»
رفتگان همسايگاني هستند كه هرگاه آنان را بخوانند پاسخي نميدهند و ظلم و ستمي را دفع نمي كنند، و متوجه نوحه سرايي و مداحي نمي شوند، اگر در حق ايشان نيكي شود شاد نگردند، و اگر قحطي شود نااميد نمي شوند، با هم هستند در حالي كه تنها هستند و همسايهاند در حالي كه از هم دورند، به زيارت يكديگر نميروند.. نهج البلاغه، خطبه ي 111.
و فرموده: «أصبحتْ مساكنهم أجداثاً، وأموالهم ميراثاً، لا يعرفون من أتاهم، ولا يحفلون من بكاهم، ولا يجيبون من دعاهم».
«رفتگان گورشان خانههايشان گشت و اموالشان به ميراث رفت، كسي را كه بر سرگورشان ميآيد نميشناسند، و به كسي كه برايشان گريه ميكند توجهي ندارند و هر كس كه ايشان را بخواند جواب نميدهند». نهج البلاغه، خطبه ي 235.
میبینیم که حضرت علی علیه السلام با تاکید میفرمایند:مردگان صدای ما را نمیشنوند،از حضور ما بی خبرند و…..
حال هر چه شیعه نمایان پیراهن بدرند و یقه چاک دهند سخنشان ارزشی ندارد. و این سخن مولا علی علیه السلام را باید چون تو دهنی محکمی! بر دهن عاملان نشر شرک زد!!
ببینیم که خداوند در آیه ای هیچ جای شکی برای ما باقی نمیگذارد…
« وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ »﴿ نحل/20﴾
و كسانى را كه جز خدا مى‏خوانند چیزى نمى‏آفرینند در حالى كه خود آفریده مى شوند.
و در ادامه همین آیه است که فرق درخواست از شخص زنده و مرده مشخص میشود ..
«أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ» ﴿ نحل/21﴾
مردگانند نه زندگان و نمى‏دانند كى برانگیخته خواهند شد..
پس خداوند یکی از دلایلی که باعث میشود آنها حاجت حاجت طلبان را بر آورده نکنند، مرده بودنشان میداند!!
نمیتوان گفت که منظور از این آیه همان 360 بت اعراب جاهلیت است چون خداوند در آیه فرموده:
«وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ » و نمى‏دانند كى برانگیخته خواهند شد..و میدانیم که بتها بر انگیخته نمیشوند و بهشت و دوزخی نیز ندارند!

و در جواب این سخن ایشان که گفتند: اين آيه نشان ميدهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند واسطه و وسيله آبروداري را پيدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .
به نظر میرسد که ایشان به علت بی آبرویی خود است که دست به دامان شخص آبروداری میشوند! ولی این گفته شان بسیار خنده دار است چون:
کسانی را میبینیم که دست بهدعا شدهاند و خداوند بی شریک را به فرياد خواندهاند كه در بزرگترين گناهانكه نزد خدا و همة مؤمنان ملعون است و از فرمان خدا متكبّرانه رويگردان شد، مستقيماً در پيشگاه خداوند دعا كرد ودعايشهم مورد اجابتواقع شد:
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ حجر
ابليس!!(دست به دعا شد و) گفت: پروردگارا! مرا تا روزيكه مردم در آن زنده ميشوند، مهلتده! (خداوند در جواب دعايش) فرمود : (درخواست و دعاي تو قبول است و) هم اينك تو از مهلت يافتگانيتا روزي كه زمانآن (پيشخدا) معلوماست.
آیا شیعه از شیطان هم بی آبرو تر است؟؟
خداوند میفرماید:
«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» ﴿الزمر: ٥٣﴾
بگو: اي بندگان من! ايكسانيكه بر خودتان(با گناهكردن) زياده وريكردهايد! از رحمت خدا نااميد نشويد؛ زيرا خداوند تمامگناهان را ميبخشد.
مگر همانمشركانجاهلي، در مواقعگرفتاريها و ناراحتيها خدا را نميخواندند و دعايشانهم، پذيرفتهنميشد؟!
آنها نيز همچونساير بندگانخدا، مستقيماً در پيشگاه خداوند دعا كردند و دعايشانمورد اجابت قرار گرفت:
«دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿٢٢﴾ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ » (يونس:23/22)
خدا را خالصانه به فرياد خواندند و عبادت و فرمانبرداري را تنها از او دانستند (و كسيرا در خواندن با او نخوانند و گفتند:) اگر ما را از اينحالنجاتدهي، از زمرةسپاسگزاران خواهيمبود (و ديگر بهكسي روي نميآوريم و هرگز جز تو كسديگري را بهفرياد نميخوانيم). امّا هنگاميكه(دعايشاناجابتشد و) خدا آنها را نجاتداد، ناگهانبه ناحقدر زمينشروع به ظلم و فساد ميكردند …
حال اگر اهل تشیع خود را بی آبروتر از شیطان و مشرکین مکه میدانند!خود دانند!! مثل این است که شیعه خطاب به خداوند میگوید: خدایااا ! من آنم که رستم بود پهلوان !!
پس مشخص شد که سخنانی که اهل سنت(به قول ولیعصر وهابیها)در این زمینه مطرح میکنند کاملا مطابق با آیات قرآن و سیرت انبیا و آل و اصحاب علیه الصلاة اجمعین می باشد.

در پایان
شیعه علی باید همچون علی مخلصانه از خدای خود بخواهد نه خلاف سیدنا علی عليه السلام و از خود علی طلب کند!
خداوند تعالی میفرماید:
«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » ﴿ق:16﴾ و ما از رگ گردن ، به انسان نزديكتريم .
و سعدی شیراز نیز در گلستانش در مورد همین آیه می سراید:
دوست نزديكتر از من به من است … وين عجبتر كه من از وى دورم
چه كنم با كه توان گفت كه دوست … در كنار من و من مهجورم !
ولی شیعه از خالق رازق و سخی و رحیم و………. روی گردان و به اموات روی آورده اند، به شکلی که اعمال جاهلیت صد شرف دارد نسبت به عمل شیعیان! چون حداقل آن مشرکان موقع راحتی و سلامتی لات و عزا را تکریم میکردند ولی در حال مشکلات دست به دامان خدا شده و میگفتند:اللهم….!!!
ولی شیعیان بر عکس این ،در وقت خوشی،نماز میخوانند و روزه میگیرند، ولی در وقت سختی میگویند:یا حسین!یا مهدی ادرکنی!،توکلت علی المهدی!! و….به شکلی که اگر شیعه ای را از بالاترین طبقه آسمان به زمین پرت کنند از همان بالا تا خود زمین هزار بار میگوید:یا حسین، یا علی یا فلان امامزاده و…. ولی حتی یک بار نمیگوید:اللهم، یا الله،یا سبحان، یا……!!!
ای کاش شیعیان این دعاهای توحیدی که در صحیفه سجادیه نقل شده را میدیدند که ایشان میفرمایند:
اللهم! بک أستغیث وإیاک أرجو ولک أدعو وإلیک ألجأ وبک أثق وإیاک أستعین!. دعای شماره (52).
«پروردگارا! تنها به درگاه تو پناه میبرم، فقط به تو امید میبندم، تو را میخوانم و به تو پناه میجویم و اعتماد تنها به توست، و فقط از تو یاری میخواهم».
اللهم! إنی رأیت أن طلب المحتاج إلی المحتاج سفهٌ من رأیه وضلة عن عقله). دعای شماره (28).
«پروردگارا! من بر این باورم که حاجت خواهی یک نیازمند از نیازمندی دیگر نشانه کمخردی در رأی و گمراهی در عقل است».
اللهم! من توجه بحاجته إلی أحد من خلقک أو جعله سبب نجاحه دونک، فقد تعرض للحرمان… دعای شماره: (13).
«خداوندا! هرکس که حاجت به یکی از بندگان تو برد، یا یکی از آنها را سبب رواشدن حاجت خود پندارد، جز حرمان و ناکامی نصیبی حاصل نکند».
ائمه شیعه میفرمایند:حاجت خواهی از بنده نشانه کم خردی و گمراهی است!ولی مدعیان تشیع میگویند:باید حاجت را از شخصی آبرومند(من دون الله= از غیر خدا)خواست!! و نمیدانند که خداوند میفرماید:
«وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ »﴿الأحقاف: ٥﴾
و كیست گمراه‏تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‏خواند كه تا روز قیامت او را پاسخ نمى‏دهد ..
و چرا تا روز قیامت به آنها پاسخ داده نمیشود؟. خداوند در ادامه آیه میفرماید: «وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ» و آنها از درخواستشان بى‏خبرند..
خداوند میفرماید از غیر من مخواهید چون باعث گمراهی شماست!! ولی شیعیان توسل را عین سعادت میدانند!! گویا فراموش کرده اند که هر روز 17 بار در نماز خود میگویند: «وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» ﴿الفاتحه:5﴾ تنها از تو یاری میخواهیم!
ولی چه غریبند شیعیان با آیات قرآن!!
پس: «أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ» الزمر/36
«آيا مگر خداوند بندهاش را کافي نيست؟».
التماس دعا ا-ب-قمشی

منبع: اسلام‌تكس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: