توسل يا شرك (قسمت اول)

يكي‌ از كارهاي‌ شرك‌آميز مسلمانان‌ امروزي‌، ساختن‌ بارگاه‌ بر روي‌ قبور صالحين‌ و تعظيم‌ آن‌ است‌. بايد دانست‌ كه‌ بناي‌ ساختمان‌ و گنبد و بارگاه‌ بر قبور صالحان‌ و نيكمردان‌، عادتي‌ است‌ قديمي‌ كه‌ پيشينه‌ ديرينه‌ دارد. در ميان‌ مردم‌ كم‌ نبودند كساني‌ كه‌ گنبد و بارگاه‌ را با هدف‌ تعظيم‌ و بزرگداشت‌ صاحب‌ قبر، بنا مي‌نمودند. البته‌ درجات‌ اين‌ بزرگداشت‌ با هم‌ متفاوت‌ بود و گاهي‌ به‌ تقديس‌ و عبادت‌ آنها مي‌انجاميد.

بررسي‌ تاريخ‌ بت‌پرستي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در آغاز، بناي‌ قبور و ضرايح‌ را به‌ خاطر يادبود شخصيّتها نگاه‌ مي‌داشتند، امّا كم‌كم‌ به‌ تقديس‌ و عبادت‌ آنها منجر مي‌شد. قرآن‌ كريم‌ نيز چيزهايي‌ را ذكر نموده‌ كه‌ بر شيوع‌ و رواج‌ اين‌ عادت‌ در بين‌ امّتهاي‌ پيشين‌ دلالت‌ دارد؛ به‌ عنوان‌ مثال‌ در داستان‌ كهف‌ مي‌خوانيم‌:

[ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَي‌› أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا ] .

[ گروهي‌ گفتند: بر (محلّ دفن‌) ايشان‌ ديوار و بنايي‌ درست‌ مي‌كنيم‌، و پروردگارشان‌ آگاهتر از (هر كس‌ به‌) وضع‌ ايشان‌ است‌. برخي‌ ديگر كه‌ اكثريّت‌ داشتند، گفتند: بر (محلّ دفن‌) ايشان‌ مسجدي‌ مي‌سازيم‌ ] …

ساختن‌ مسجد و بارگاه‌ بر سر قبور صالحان‌ ـ مثل‌ ساختن‌ مجسّمه‌ها و تمثالها براي‌ احترام‌ و يادبودشان‌ ـ به‌ خاطر دلالت‌ برانگيزاننده‌اي‌ كه‌ همچون‌ مجسّمه‌ها و تنديسها دارند، شديداً حرام‌ و ممنوع‌ اعلام‌ شده‌ است‌؛ زيرا انسانها ـ همچون‌ قوم‌ نوح –عليه السلام- سنگهايي‌ را كه‌ براي‌ يادآوري‌ و تعظيم‌ بزرگان‌ و افراد صالح‌ ساخته‌ و تراشيده‌ بودند و كم‌كم‌ مورد پرستش‌ خويش‌ قرار مي‌دادند ـ مساجد و بناهايي‌ را كه‌ بر قبور صالحان‌ برپا كرده‌ بودند، به‌ تدريج‌ مورد تقديس‌ قرار دادند و با در و ديوار آن‌، درست‌ مثل‌ بتها و مجسّمه‌هايي‌ كه‌ مشركان‌ با آن‌ رفتار مي‌كردند، عمل‌ نمودند.

زماني‌ كه‌ اسلام‌ آمد، با اين‌ دو مظهر از مظاهر شرك‌ و بت‌پرستي‌ به‌ شدّت‌ جنگيد و در محو و نابودي‌ اين‌ اعمال‌ مسخره‌ كه‌ سرانجام‌ به‌ شرك‌ مي‌انجامد، شدّت‌ عمل‌ به‌ خرج‌ داد. به‌ طوري‌ كه‌ ديديم‌ كه‌ در فتح‌ مكّه‌، چگونه‌ رسول‌ خدا –صلي الله عليه وسلم- علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ -رضي الله عنه- را مأمور ساخت‌ و به‌ وي‌ امر كرد همه بناهايي‌ را كه‌ بر روي‌ قبور ساخته‌اند، با زمين‌ يكسان‌ سازد و تمام‌ بتها و مجسّمه‌ها را بشكند و نابود سازد. چنانچه‌ علي –رضي الله عنه- خود مي‌گويد:

«بعثني‌ رسول‌ الله‌-صلي الله عليه وسلم-إلي‌ المدينة‌ في‌ هدم‌ القبور و كسر الصور».

«رسول‌ خدا –صلي الله عليه وسلم- مرا به‌ شهر براي‌ خراب‌ كردن‌ مقبره‌ها و شكستن‌ مجسّمه‌ها و بتها فرستاد».

«ابوالهياج‌ الاسدي‌» نيز مي‌گويد:

«قال‌ لي‌ علي‌ بن‌ أبي‌طالب‌ ألا أبعثك‌ علي‌ ما بعثني‌ عليه‌ رسول‌ الله‌ -صلي الله عليه وسلم- أن‌ لا أدع‌ تمثالا إلا طمسته‌ و لا قبرا مشرفا إلا سويته‌».

«علي‌ بن‌ ابي‌طالب –رضي الله عنه- به‌ من‌ فرمود: آيا تو را براي‌ كاري‌ نفرستم‌ كه‌ رسول‌ خدا –صلي الله عليه وسلم- مرا بدان‌ كار فرستاد؟! و آن‌ اينكه‌ هيچ‌ تمثال‌ و مجسّمه‌اي‌ را ترك‌ نكنم‌ مگر اينكه‌ آن‌ را محو و نابود سازم‌، و هيچ‌ قبر بلند و مشرفي‌ را وانگذارم‌ مگر اينكه‌ آن‌ را با خاك‌ يكسان‌ نمايم‌» .

مي‌بينيم‌ كه‌ رسول‌ خدا-صلي الله عليه وسلم- از نظر گمراه‌ ساختن‌، ضريحهاي‌ بلند قبور، و بتها و مجسّمه‌هاي‌ نصب‌ شده‌ را با هم‌ برابر دانست‌ و يكسان‌ قرار داد و به‌ ويراني‌ هر دو، با هم‌ دستور داد.

پيامبر –صلي الله عليه وسلم- قبل‌ از رحلتش‌، در بيان‌ سفاهت‌ امّتهاي‌ گذشته‌ كه‌ قبور انبياء و افراد برگزيدة‌ الهي‌ را مسجد و پرستشگاه‌ خود قرار مي‌دادند و پرهيز از تقليد و پيروي‌شان‌، چنين‌ فرمود:

«إن‌ من‌ كان‌ قبلكم‌ كانوا يتخذون‌ قبور أنبيائهم‌ مساجد ألا فلا تتخذوا القبور مساجد إني‌ أنهاكم‌ عن‌ ذلك‌».

«هان‌! كساني‌ كه‌ قبل‌ از شما بوده‌اند، قبور پيامبرانشان‌ را به‌ صورت‌ مساجد و معابد درآوردند. هان‌! هوشيار باشيد كه‌ قبور را به‌ صورت‌ مساجد و عبادتگاهها درنياوريد. من‌ به‌ تأكيد شما را از اين‌ كار نهي‌ مي‌كنم‌».

و همو در بيماري‌ رحلتش‌ ـ به‌ هنگام‌ احتضار ـ رواندازي‌ كه‌ بر رويش‌ كشيده‌ شده‌ بود، از رويِ خود برمي‌داشت‌ و اين‌ دعا را چندين‌ بار تكرار فرمود. انگار شرّي‌ را كه‌ از اين‌ راه‌، عقايد مردم‌ را تهديد مي‌كرد، احساس‌ كرده‌ بود! لذا چنين‌ دعايي‌ را به‌ درگاه‌ خداوند ـ سبحان‌ ـ عرضه‌ داشت‌:

«اللهم‌ لا تجعل‌ قبري‌ وثنا يعبد إشتد غضب‌ الله‌ علي‌ قوم‌ اتخذوا قبور أنبيائهم‌ مساجد».

«پروردگارا! قبرم‌ را بتي‌ قرار مده‌ كه‌ مورد عبادت‌ و پرستش‌ قرار گيرد. همانا غضب‌ و خشم‌ خدا بر قومي‌ كه‌ قبور پيامبرانشان‌ را مسجد قرار دادند، بسيار شديد است‌!».

ابوهريرة‌ -رضي الله عنه- از رسول‌ خدا –صلي الله عليه وسلم- روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود:

«لا تجعلوا بيوتكم‌ قبورا و لا تجعلوا قبري‌ عيدا و صلوا علي‌ فإن‌ صلاتكم‌ تبلغني‌ حيث‌ كنتم‌».

«خانه‌هايتان‌ را قبرستان‌ نكنيد، و بر قبرم‌ عيد و مراسم‌ برگزار نكنيد و محلّ رفت‌ و آمد قرار ندهيد، و بر من‌ درود و صلوات‌ بفرستيد، همانا درود و صلواتتان‌ هر جا كه‌ باشيد، به‌ من‌ مي‌رسد (و لازم‌ نيست‌ به‌ زيارت‌ قبرم‌ بياييد و در آنجا مراسم‌ عيد و اعتكاف‌ برگزار كنيد و در آنجا بمانيد و صلوات‌ بفرستيد!)».

«ابويعلي‌» نيز از علي‌ بن‌ حسين –رضي الله عنهما- روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ او مردي‌ را ديد در كنار قبر پيامبر –صلي الله عليه وسلم- براي‌ رفع‌ مشكلاتش‌ دعا مي‌كرد. نزد او رفت‌ و او را از اين‌ كار نهي‌ نمود و گفت‌: آيا حاضر هستي‌ سخني‌ را كه‌ پدرم‌ از جدّم‌، و او هم‌ از رسول‌ خدا-صلي الله عليه وسلم- شنيده‌ است‌، بشنوي‌؟ پيامبر-صلي الله عليه وسلم- چنين‌ فرمود:

«لا تتخذوا قبري‌ عيدا و لا بيوتكم‌ قبورا فإن‌ تسليمكم‌ يبلغني‌ حيث‌ كنتم‌».

«بر قبرم‌ عيد برگزار نكنيد و محلّ رفت‌ و آمد قرار ندهيد، و خانه‌هايتان‌ را قبرستان‌ نكنيد. پس‌ بر من‌ سلام‌ و درود بفرستيد. سلام‌ شما هر كجا كه‌ باشيد، به‌ من‌ مي‌رسد».

از جابر –رضي الله عنه- روايت‌ شده‌ كه‌:

«نهي‌ رسول‌ الله‌-صلي الله عليه وسلم- عن‌ تجصيص‌ القبر و أن‌ يقعد عليه‌ و أن‌ يبني‌ عليه‌ بناء».

«پيامبر –صلي الله عليه وسلم- از گچكاري‌ و تزيين‌ قبور، و نشستن‌ بر آن‌ و ساختن‌ بنا و بارگاه‌ بر روي‌ آن‌ نهي‌ فرموده‌ است‌».

از امام‌ جعفر صادق –رحمه الله- نيز چنين‌ نقل‌ شده‌ است‌:

«نهي‌ رسول‌ الله-صلي الله عليه وسلم- أن‌ يصلي‌ علي‌ القبر أو يقعد عليه‌ أو يبني‌ عليه‌».

«پيامبر-صلي الله عليه وسلم- از اينكه‌ بر قبري‌ نماز بگزارند، يا بر آن‌ بنشينند و يا بر آن‌ بنا و ضزيح‌ بسازند، نهي‌ فرموده‌ است‌».

از موسي‌ بن‌ جعفر- رحمه الله- نيز روايتي‌ آمده‌ كه‌ چنين‌ است‌:

«سألت‌ أبا الحسن‌ عن‌ البناء علي‌ القبر و الجلوس‌ عليه‌ هل‌ يصلح‌؟ قال‌ لا يصلح‌ البناء عليه‌ و لا الجلوس‌ و لا تجصيصه‌ و لا تطيينه‌».

«برادر موسي‌ بن‌ جعفر –رحمه الله- از او در مورد بناي‌ بر قبور و نشستن‌ بر روي‌ آن‌ پرسيد كه‌ آيا اين‌ درست‌ و سزاوار است‌؟ فرمود: خير! سزاوار و صحيح‌ نيست‌. بناء و ضريح‌ بر قبور و نشستن‌ بر آن‌ و گچكاري‌ و گلكاري‌ و تزيين‌ آن‌ درست‌ نيست‌».

امّا مسلمانان‌ امروزي‌، با وجود دلايل‌ فراواني‌ كه‌ اسلام‌ براي‌ واقع‌ نشدنشان‌ در اين‌ محظور بيان‌ داشته‌ و ذكر كرده‌ است‌ ـ كه‌ ما تنها به‌ چند روايت‌ كه‌ در اين‌ مورد آمده‌اند، بسنده‌ كرديم‌ ـ تمام‌ اين‌ دلايل‌ را ناديده‌ گرفته‌ و بر قبور صالحان‌ و بزرگان‌ دين‌، مساجدي‌ ساخته‌اند و در برافراشتن‌ و ساختن‌ بناها و ضرايح‌ و آرامگاههاي‌ مجلّل‌ و باشكوه‌ و مزيّن‌، با هم‌ به‌ نزاع‌ و مسابقه‌ برخاسته‌ و از همديگر سبقت‌ و پيشي‌ مي‌گيرند تا جايي‌ كه‌ بر اسمهاي‌ بي‌مسمّي‌ ـ در جاهاي‌ دورافتاده‌! ـ نيز ضريحهايي‌ ساخته‌ شده‌ و حتّي‌ بر لوحهاي‌ چوبين‌ و جثّة‌ حيوانات‌ نيز ساخته‌ و پرداخته‌ شده‌اند!

شكّي‌ نيست‌ كه‌ حكمت‌ نهي‌ كردن‌ اسلام‌ از بزرگداشت‌ و تعظيم‌ قبور، جلوگيري‌ از گام‌ برداشتن‌ به‌ سوي‌ شرك‌ است‌. چنان‌ كه‌ در قوم‌ نوح‌-عليه السلام- مشاهده‌ مي‌شود، غلوّ در صالحين‌ آنها، تبديل‌ به‌ اصنامي‌ شد كه‌ عبادت‌ مي‌شدند. به‌ همين‌ جهت‌ پيامبر-صلي الله عليه وسلم- در حال‌ احتضار، مرتّب‌ دعا مي‌كرد و مي‌فرمود: «اللهم‌ لا تجعل‌ قبري‌ وثنا يعبد!».

بسي‌ جاي‌ تأسف‌ است‌ آنچه‌ كه‌ رسول‌ خدا –صلي الله عليه وسلم- نهي‌ فرموده‌، مسلماناني‌ كه‌ حتّي‌ شديداً خود را معتقد و پايبند به‌ اسلام‌ نشان‌ مي‌دهند، مرتكب‌ مي‌شوند و بر قبور بعضي‌ از افراد صالح‌ خدا، مراسم‌ برگزاري‌ مي‌كنند و در كنار آن‌ به‌ اعتكاف‌ مي‌نشينند، بر آنها ضرايح‌ و بنا و قبه‌ و بارگاه‌ مي‌سازند، تزيين‌ و زينتشان‌ مي‌دهند، بر آنها مسجد و گنبدهايي‌ طلايي‌ و تذهيب‌ شده‌ مي‌سازند، چراغ‌ و شمع‌ روشن‌ مي‌كنند، در برابرشان‌ خاضعانه‌ ايستاده‌ و احياناً نماز مي‌خوانند و نذر مي‌كنند، انفاقها و صدقات‌ خود را به‌ حساب‌ ضرايحشان‌ واريز مي‌كنند، در حالي‌ كه‌ به‌ زندگان‌ ـ فقير و ندار ـ چيزي‌ از انفاقها و صدقاتشان‌ تعلّق‌ نمي‌گيرد، و يا همچون‌ كعبه‌ پيرامون‌ آن‌ طواف‌ مي‌كنند، بر آن‌ دست‌ مي‌كشند و مي‌بوسند، و حتّي‌ در برابرشان‌ خاشعانه‌ و نيازمندانه‌، ايستاده‌ و استغاثه‌ نموده‌ و اداي‌ ديون‌ و گشايش‌ سختيها و شفاي‌ مريض‌ و طلب‌ فرزند و پيروزي‌ بر دشمنان‌ و…را مي‌خواهند، و برخي‌ هم‌ خواسته‌ها و حاجات‌ خويش‌ را براي‌ صاحب‌ قبر، نه‌ به‌ صورت‌ شفاهي‌، بلكه‌ كتباً به‌ صورت‌ نامه‌!! روي‌ كاغذ مي‌نويسند و اين‌ چنين‌ دچار شرك‌ مي‌شوند!

آيا آن‌ امّت‌ مسلماني‌ كه‌ براي‌ ملّتهاي‌ ديگر، برگزيده‌ شده‌ و بايستي‌ نمونه‌ و الگو و شاهد بر آنان‌ قرار گيرد، بايد اين‌ چنين‌ باشد؟! آيا ملّتي‌ كه‌ شعارشان‌ توحيد است‌ و با همين‌ شعار از ديگر ملّتها جدا و شناخته‌ مي‌شوند، با چنين‌ خصوصيّاتي‌ مي‌توانند ادّعاي‌ يگانه‌پرستي‌ را داشته‌ باشند؟!…هرگز!..

Advertisements

یک پاسخ

  1. خوب اگه این مطالب شما صحت دارد پس چرا قبر نبی اکرم اسلام ص را تخریب نمی کنید؟ و چرا ایشان بر سر قبر مادرشان می رفته؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: